
عليرضا صرافي؛ نويسنده کتاب کثرت قومي و هويت ملي ايرانيان، صاحب امتياز و مدير مسئول ماهنامه اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي ديلماج -که در مهر ماه 1386 توقيف شد-، از اعضاي هئيت تحريريه مجله دوزبانه فارسي و تورکي وارليق، مدرس فولکلور آذربايجان در دانشگاه هاي تهران، و از مؤسسين شوراي ملي صلح است که شامگاه روز چهارشنبه ۲۰ شهريور همراه با 18 آذربايجاني ديگر در ضيافت افطار در خيابان نواب تهران توسط نيروهاي امنيتي دستگير شد.
بنا به گزارش اويرنجي بيشتر بازداشت شدگان از نويسندگان، معلمان و روزنامه نگاران سرشناس هستند. ? نفراز آنها همچنان در زندانند: عليرضا صرافي، حسن راشدي، اکبر آزاد، سعيد محمدي، مهدي نعيمي اردبيلي، حسن رحيمي بيات، عباس نعيمي، حسين حيدري، و صياد محمديان. هيچکدام از اين ۹ تن تا کنون ملاقات و حتي تماس تلفني با اعضاي خانواده خود نداشته اند. رقيه عليزاده به همراه سه فرزند خود و اکرم نجاري، رباب عظيمي و فرهاد رضايي آزاد چند ساعت بعد دستگيري? يوسف هوشيار، شهباز ابراهيم زاده و محمد عباسپور نيز روز ?? شهريور آزاد شدند.
عليرضا صرافي از زمان بازداشت در ۲۴ شهريور ۱۳۸۷تا کنون هيچ تماس حضوري يا تلفني با خانواده خود نداشته است. روز يکشنبه ۲۵ شهريورماه به خانم وجيهه فکور، همسر عليرضا صرافي، در مراجعه به دادگاه انقلاب گفته شده که همسرش در سلول انفرادي در اوين به سر ميبرد. متين راسخ، بازپرس دادگاه انقلاب، به وي گفته است که همسرش نميتواند وکيل مدافع داشته باشد.
مقاله اي که مي خوانيد نوشته ي وي در مورد جنبش زنان و حرکت ملي آذربايجان است.
قادين مسئله سي و ميلّي مسئله
گيريش
1383-جو ايليني،آذربايجان قادين حرکتينده، بير دوءنوش نوقطه سي کيمي قيمتلنديرمک اولار، بو ايلين دونيا قادينلار گونونده،بيرينجي قادين قورولتايي، تبريز شهرينده تشکيل اولدو. قورولتاي و اونونلا پارالل گئدن گئنيش چاليشمالار، مديالاريميزدا بير چوخ دالغالار اويانديردي، اوندان سونرا اينترنت دوشرگه لريميز و مطبوعاتيميز، قادينلار اوچون بليرلي يئر آييرديلار و قادين مسئله سي، بيرچوخ فعال قروپلاريميزين گوندمينه کئچميش اولدو...
آشاغيدا اوخوياجاغينيز بو يازينين ايلکين قئيدلري،ائله همان ايلين دونيا قادينلار گونو موناسيبتيله ترتيب ائتديگيم بير مقاله ده نشر اولموشدو.
بوردا چاليشميشام بير پارا منطيقي حوءکملر و عيباره لر چرچيوه سينده ميلّيتلر و قادينلارين توپلومسال مسئله لري و حرکتلريني بير-بيريله توتوشدوروب، اوخشارليغيني اوزه چيخاريب، چاتيشماز جهتلريني و قارشيليقلي آليش-وئريشلريني گوءستريب...و نهايت بير سونوجا وارميش اولام.
آشاغيداکي متني اوخويورکن بو ايکي مولاحيظه ني ده ديقّته آلمانيزي ريجا ائدرديم:
بو منطيقي حوءکملرين و عيباره لرين هر بيري، تک ليکده ده، موستقيلّ معنا داشيماقدادير، اونلارين سيرالانماسي، هئچ ده اهميتلري اساسيندا دئييلدير.
و منطيقي حوءکملرين و عيباره لر عومومي، مضمون داشيماقدادير، آنجاق بعضي يئرلرده داها دا آنلاشيلان اولسون دئيه ميثال اولاراق، خاص آدلاردان فايدالانميشام.(مثلا"آذربايجان،فارسجاو...)بو هئچ ده اونون عمومي ليگين اسکيلتمه مه ليدير.

شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامي تبريز، طي حكمي كه در تاريخ 14/6/1387 با عنوان اتهامي "فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران" به من ابلاغ كرده است، با طرح مواردي از نوشته هايم مرا به شش ماه حبس تعزيري محكوم نموده است.
مواردي از نوشته هاي من كه دادگاه انقلاب آنها را به عنوان تبليغ عليه نظام مطرح كرده است، و اين موارد جزئي از اعتقادات راسخ من نيز محسوب مي گردند، و البته افتخار هم مي كنم كه به خاطر چنين اتهاماتي محكومم كرده اند، عبارتند از:
- مقاله "شفاف سازي پيرامون حوادث آذربايجان در خرداد ماه 1385": ... اميد است اين نوشتار توانسته باشد در پشت اين فضاي سياسي غبارآلود، سيماي حقيقي و دردآور مردم حماسي آذربايجان را به تصوير بكشد. اكنون روزهاست كه از واقعه اول خرداد مي گذرد. تعداد زيادي از دوستان و همفكران ما كه دوشادوش هم در دهها مراسم و برنامه مشترك شركت كرده بوديم، در خيابانها به جرم بزرگداشت بزرگان سرزمين مان همچون باقرخان، ستارخان، صمد بهرنگي، و ... كتك خورده بوديم و ... اكنون اكثريت آنان در زندانهاي مخوف به جرم عشق به آزادي و عدلت و تحقق مردم سالاري و هويت خواهي به اسارت گرفته شده اند.،
- مقاله "8 مارس و جنبش زنان ايران": ... در بسياري از كشورها به خصوص در كشور ما ايران وجود سلطه مردان در عرصه عمومي و حكومتي باعث افزايش تفاوت دستمزدها، نابرابري هاي اجتماعي، تقسيم نابرابر كار، ثروت، قدرت، نابرابري در موقعيت هاي مساوي قانوني و ... گرديده است. هنوز زنان ما از فقر، عدم تعميم تأمين اجتماعي، فشار و يك نواختي كارهاي بي مزد خانگي، و كالاي شدن بدن زنان، رواج استثمار جنسي، خشونت خانوادگي به شدت رنج مي برند، خشونت و ناامني در داخل و خارج از كشور همه ما را تهديد مي كند..." (صفحه 110 پرونده)،
- مقاله "انحصارگري و نقش آن در ايجاد بحران هاي اجتماعي-سياسي": ... اقليتي در جامعه بدون پشتوانه اكثريت حكومت مي كنند، نشريات به بهانه هاي واهي توقيف و سايتها فيلتر گذاري مي شوند، و حاكميت يكدست اسلامي خود را غيرقابل نقد معرفي مي نمايند. آزاديخواهان، نويسندگان و نمايندگان رسانه هاي جمعي محكوم به زندان مي شوند... (صفحه 130 پرونده)،
- مقاله "گزارش حماسه حضور سبز مردم آذربايجان در اول خرداد 1386": ... مردم آذربايجان امروز بار ديگر در يك خرداد 1386 به خيابان ها آمده بودند تا زندگي در محيط بدون استبداد در سرزميني مستقل به نام آذربايجان بزرگ، و يا تحقق فدرال براي تمامي كشور را درخواست كنند... (صفحه 131 پرونده).
همه آنچه در بالا ذكر شده است، جزئي از واقعيات انكار ناپذير است. گزارش هاي من نيز به انعكاس اين واقعيت هاي عيني و گريز ناپذير اجتماع بيمار پرداخته است. وجدان آگاه بشري در هيچ نقطه اي از دنيا بجز محفل اقليت حاكم كشور، هيچگاه اتهامات فوق الذكر را بعنوان جرم تلقي نكرده است و با شهروندان منتقد خود كه كوشيده اند تا در فضاي اختناق و مه آلود به شفاف سازي و اطلاع رساني بپردازند و مرحمي براي دردهاي مردم سرزمين خود باشند، به چنين برخوردهاي غيرعقلاني دست نيازيده اند. چنين برخوردها، حاكي از ضعف حاكميت و ترس آن از كوچكترين نور شمع آگاهي بخش در ميان مردم است.
با اينهمه، من بعنوان يك ژورناليست كه سالهاست براي تحقق دموكراسي و حقوق بشر و برابري در تمامي جنبه هايش اعم از برابري ملي، برابري زن و مرد، برابري اقتصادي، و ... تلاش مي كنم، با وجود همه فشارها و سركوبها همچنان به فعاليت هاي اطلاع رساني خود در زمينه هايي كه لازم بدانم، ادامه خواهم داد. اميدوارم برغم همه كاستي ها، و نقص هايي كه دارم با كلماتي كه هرگز قادر نيستند تمام حقيقت پديده ها را بيان كنند، بتوانم گامي هر چند كوچك در اين مسير سبز بردارم.

مدرسه فمینیستی: در زندگی زخم هایی است که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد [1] و آدم گاهی با اتفاقات کوچکی روبرو می شود که ساده و بدون توجه از کنار آن عبور می کند اما نمی داند ممکن است همین اتفاق خیلی کوچک چه تحولاتی را درزندگی وی ایجاد کند، من فقط به شرح یکی از پیش آمدهایی می پردازم که به قدری مرا تکان داده که هرگز فراموش نخواهم کرد.
چند وقت پیش از یک دوست ایمیلی دریافت کردم که بر زندگی مان تاثیرشگرفی گذاشت و مدتی حالمان را زهر آلود کرد من سعی بسیارکردم تا از زهر آن بکاهم. آن ایمیل متنی داشت بدین مضمون:
برای رفاه هر چه بيشتر برادرانی که جهت زیارت به پابوس [2] … مشرف مي شوند و برای اینکه در طول اقامت در ... بتوانند غرایز جنسی خود را از راه حلال ارضا کنند آستان مبارکه ... اقدام به ایجاد مرکزی برای صيغه خواهران باکره ومطلقه نموده است. دفتر اصلی این مرکز در داخل ... واقع شده وسرپرستی ان حاج اقا ... بر عهده دارد
پس از مطرح شدن لایحه ی خانواده در مجلس، مخالفت ها در شهرستان خوی نیز در برابر آنچه که از آن به عنوان لایحه ای برای تحکیم نهاد خانواده نام برده می شد، آغاز شد. در همین راستا فعالین شهرستان خوی با انجام نظر سنجی پیرامون لایحه ی خانواده در این شهر، میزان مردمی بودن و موافقت اقشار مختلف مردم با مواد مختلف این لایحه را سنجیدند.
5/53 در صد از افراد شرکت کننده در این نظر سنجی را که با حضور بیش از دویست نفر از مردم این شهرستان انجام شد، زنان و 5/46 درصد بقیه را مردان تشکیل می دادند. این نظر سنجی از آن رو که با حضور افرادی با سطوح سواد مختلف از بی سواد تا فوق لیسانس و از سوی دیگر با شرکت اقشار مختلف مردم نظیر کارگر، خانه دار، معلم، کارمند، پزشک و حتی افراد بیکار انجام شد، معیار خوبی را از نظر میزان اقبال عمومی این لایحه به دست می دهد.
مخالفت های 90 درصدی با ماده ی 23 ، 88 در صدی با تبصره ماده 22 ، 83 درصدی با ماده ی 44، 85 در صدی با ماده ی 48 و 77 درصدی با ماده ی 25 در این نظر سنجی، میزان محبوبیت و کارآمدی این لایحه از دیدگاه مردم را بسیار پایین نشان می دهد. نکته ی جالب در این نظر سنجی این است که مواد مختلف این لایحه با مخالفت بیش از 80 درصد افراد شرکت کننده روبرو شده اند. از سوی دیگر اما 92 درصد از افراد با عدم توانایی مرد برای رعایت عدالت بین همسران موافق بوده اند و جالب این جاست که در این میان 88 در صد از جمعیت مردان شرکت کننده در این نظر سنجی نیز چنین نظری داشته اند. بیش از 86 درصد از افراد نیز با توجیه موافقان این لایحه مبنی بر کاهش فساد در صورت رواج چند همسری مخالف بوده اند و علاوه بر این 95 درصد نیز چند همسری را موجب افزایش آسیب پذیری روحی و اجتماعی فرزندان دانسته اند و 80 درصد از افراد حتی ازدواج موقت و صیغه را نیز باعث کاهش فساد در جامعه ندانسته اند. نکته ی جالب دیگر در این نظر سنجی این است که تنها 10 در صد از مردم این لایحه را باعث استحکام خانواده دانسته اند و اکثریت مطلق با این لایحه مخالف بوده اند.
لايحه ي حمایت از خانواده با تمام فراز و فرودهاي چند ماهه اش دليلي شد تا مباحث تازه و مسائلي كه مي رفتند تا به فراموشي سپرده شوند، در بستر جامعه مطرح شوند. كساني كه گاهي از ازدواج موقت سخن مي گويند و گاهي زنان خانه نشين را بهترين مي خوانند اين بار نيز با ارائه ي لايحه ي خانواده در همان مسير گذشته گام برداشتند. امروز اما جامعه ي ايران فارغ از افكار و عقايد گذشته و به دليل افزايش نسبي آگاهي در سال هاي اخير ،كه قسمت عمده ي آن ناشي از تلاش جنبش زنان ايران است، در مقابل طرح چنين مسائلي ايستادگي مي كند.
ديگر همه مي دانيم كه دغدغه هاي زنان امروز ايران دغدغه ي همه ي ماست، چرا كه حتي اگر خود زن نباشيم بي شك با زنان نزديكترين روابط سببي و نسبي را داريم و اينها همه دليلي است براي نگراني. اينجا شايد به كار بردن "همه" غيرواقعي و حتي مضحك باشد، اما آنچه كه در بستر جامعه ( حداقل سطح متوسط جامعه) ديده مي شود اين است كه همه اينها را ميدانيم اما جرات بر زبان راندنشان را نداريم. امروز ديگر همه ي ما نگرانيم، نگرانيم كه چرا و چگونه مي توان در جامعه اين گونه ديد و هيچ نگفت. ما ديگر همه به خوبي مي دانيم كه حق طلاق، حضانت و بسياري از حقوق برابر ديگر، حق طبيعي زن در يك رابطه ي زناشويي است. همه ديگر بسيار خوب مي دانيم كه زن مظلوم است و نگرانيم. نگرانی مان زمانی بیشتر می شود که نگاهی به نحوه حمایت قانون از زن در خانواده می اندازیم، چرا که تصویر روابط خانوادگی در جامعه ما بیش از اینها تاریک است و لایحه جدید، نقش ها و وظایف افراد خانواده مخصوصا مرد و بدتر اینکه نحوۀ حمایت از زن را در صورت تخطی از وظایفش بیش از پیش مبهم و نارسا بیان کرده است.
توجیه کنندگان قوانین و لوایح تبعیض آمیز خانواده، سعی می کنند نقایص و ابهامات ماده تبصره ها را به کمک ایجاد یک نظام اخلاقی تعریف شده برای زنان حل و فصل کنند. در اين نظام اخلاقي بهشت را سهم مسلم مادران مي دانند، مردان از دامن زنان به معراج مي روند و حتي اعتراف مي كنند كه هر مرد به پشتوانه ي يك زن، بزرگ مي شود. اما جالب است كه در اين نظام اخلاقي به جای قانونگذاری و تدوین قوانین عادلانه و انسانی که تضمین کنندۀ روابط انسانی بین افراد یک خانواده باشد، سعی می کنند با نصایح شعارگونه به مردان درس اخلاق بدهند:" احترام به زن واجب است ، کتک زدن زن صحیح نیست و … "
مقدمه
زنان جامعه ما چه در آذربايجان و چه در ساير مناطق ايران وقتي با اراده آگاهانه خود وارد حوزه فعاليت هاي سياسي - اجتماعي مي شوند. به مراتب بيش از مردان فعال دراين عرصه بايد هزينه اين انتخاب به غايت سخت را بپردازند. يقينا تمامي فعالاني كه در جنبش هاي مختلفي چون جنبش هويت خواهي، زنان ، دانشجويي ، كارگري و ...فعاليت مي كنند برايشان اين موضوع مشخص است كه انتخاب چنين مسير سختي در زندگي ؛ كل حيات مادي و معنوي مردم شعورمند و اهل درد را با ساير افراد بدون درد و بي خاصيت جامعه متفاوت مي سازد.
خبرهايي كه هر روز ازرسانه ها ي غيردولتي شنيده مي شود. حكايت از سركوب دامنه دار جنبش زنان و تداوم خشونت بر زناني دارد كه نسبت به وضعيت موجود اعترض دارند، و معتقدند كه دركشورما زنان بواسطه نگرش هاي مردسالارانه همواره به عنوان شهروند درجه چندم مطرح بوده و هستند. به خاطرهمين نيز براي ساختن جامعه مطلوب لازم مي دانند تا در گام هاي روبه رشد خود نسبت به قوانين زن ستيزانه استبداد مذهبي حاضركه اساس و پايه بسياري ازنابرابري هاي اعمال شده درجامعه محسوب مي شود،مخالفت مدني خود را نشان دهند.
از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامي تبريزاحضاريه اي برايم فرستاده شد. و درآن احضاريه ازمن خواسته شد تا درساعت هشت و سي دقيقه صبح روز چهارشنبه تاريخ 13/6/87 خودم را به دادگاه معرفي كنم و نتيجه عدم مراجعه به دادگاه را جلب اعلام كردند.
كاركنان دادگاه انقلاب اسلامي تبريزدررابطه با علت ارسال اين احضاريه گفته اند كه اين احضاريه به دليل شكايت كاركنان وزارت اطلاعات ونيزسپاه پاسداران استان آذربايجان شرقي به من ارسال شده است.
دركيفرخواست تنظيمي اتهامات مرا چنين عنوان كرده اند:
"تبليغ عليه نظام به نفع گروه هاي مخالف نظام"؛ازطريق شركت در راهپيماي هاي غيرقانوني و تشكيل و شركت در جلسات غيرمجاز و كشف و ضبط اسناد ومدارك مكشوفه و نگارش گزارشات و مقالات درسايت ها و نشريات مخالف نظام".
من براي دفاع از آزادي ام، آقاي دكتر"محمد علي دادخواه" – سخنگوي كانون مدافعان حقوق بشر را - كه از جمله انسانهاي مبارز و آزاديخواه و برابري طلب و نيزاز وكلاء متبحر در رشته كاري خودش مي باشد را به عنوان وكيل براي خودم انتخاب كردم و درتاريخ 13شهريورماه به همراه ايشان به دادگاه انقلاب اسلامي تبريز مراجعه نمودم . قاضي مربوطه ابتدا ازمن خواست تا قبل از دفاع وكيلم از خودم در رابطه با اتهامات مربوطه دفاع كنم.
در حالی که در اولین روز بعد از تعطیلات مجلس، رئیس مجلس با استفاده از اختیارات هیئت رئیسه در پی اعتراضات گسترده زنان و مردان عدالت طلب لایحه حمایت از خانواده را برای کار کارشناسی بیشتر به کمسیون قضایی مجلس بازگردانده بود سخنگوی قوه قضائیه در اعتراض به این کار مدعی شد هزاران ساعت کار کارشناسی وسالها وقت برای تدوین این لایحه صرف شده است .!!!ودر 51 ماده از 53 ماده پیشنهادی دولت وقوه قضائیه توافق کامل دارند!!! و تنها در مواد 23و25 (ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول وتعیین مالیات برای مهریه های بالاتر از حد متعارف ) اختلاف نظر وجود دارد وابراز امیدواری کرد کلیات لایحه به زودی در مجلس به تصویب برسدوتصریح کرد با تصویب این لایحه بیشتر مشکلات در دادگاهای خانواده حل شده و سرعت میگیرد.!!!
طبق ادعای سخنگوی قوه قضائیه هزاران ساعت کار کارشناسی برای تدوین این لایحه انجام شده ،پس اعترضات گسترده در سراسر کشور که قشرهای مختلف از زنان و مردان ومراجع را در بر میگیرد برای چیست؟ و آیا کارشناسان قوه قضائیه در نظر نداشتند که کار انها برای حمایت از منافع مردم و ساده کردن مشکلات مردم باشد ونه ساده کردن کار قاضیان دادگاه های خانواده؟؟
پرفسور هاراوی بخشی از تحصیلات خود را در رشته جانور شناسی و فلسفه در دانشگاه کلرادو گذرانده به عنوان یک فیلسوف و بیولوژیست میکوشد با استفاده از استعاره سایبرگ به مفهوم پردازی مجدد سوسیال فمینیست بپردازد. او 4 تعریف از سایبرگ ارائه میدهد:
- به عنوان اندامه ای سایبرنتیکی(مطالعه ومقایسه بین دستگاه عصبی خود کار که مرکب از مغز واعصاب میباشد با دستگاه الکتریکی و مکانیکی)
- پیوندی از ماشین و اندامه
- مخلوقی از واقعیت اجتماعی موجود
- مخلوقی داستانی
از آنجا که سایبرگ برای موجودیتش به تولیدمثل وابسته نیست ،پس هاراوی استدلال میکند بیرون از جنسیت است و بدون نیاز به بنیان نهادن "هویت" یک عامل سیاسی است.سایبرگ هیچ هویتی ندارد چرا که به خط سیر استدلالی دکارتی (من می اندیشم پس هستم) و هویت هیچ نیازی ندارد،پس میتواند تصویرگر سیاست های فمینیستی در مواجهه با جهان اجتماعی فن اورانه باشد بی انکه به هویتی محتاج باشد.
در واقع هاروای تلاش دارد دوگانه های مرسوم مانند ذهن بدن/،من دیگری/،انسان ماشین/،زن مرد/ را به چالش بکشد.
کتاب در 6 بخش مانفیست سایبرگ،هویت های منکسر،انفورماتیک های سلطه،اقتصاد کار خانگی بیرون از خانه،زنان در مدار مجتمع و سایبرگ ها:اسطورهای از هویت سیاسی تنظیم شده که خود در واقع فصلی از اثر اصلی نویسنده با نام "میمون ها،سایبرگ و زنان،باز ابداع طبیعت" است که با مقاله "ترزا سنفت" با عنوان"یاداشت هایی بر مانفیست سایبرگ"به پایان میرسد.
اوزومدن چیخماخ ایسته ییرم... گولمک ایسته ییرم دلی لر کیمی، بولمورم بلکه ده آغلاماخ گوزلریمدن کوسوبدی... آما او قادینی او گئجه هر کیم گورسیدی، تکجه آغلاماخ اونون چاره سی اولا بولردی. راماضان آیی گلمکده دیر، یایین اوچونجو آیی دی و اونومجی گونو، 1387 ایل؛ بیر عدالت چی حوکومتین! دورانینداییخ. بیر موسلومان اؤلکه ده و او یئرده کی اینسانلارین سئوگیلیسی محمد و فاطیمه لری وار، هر یئرده محمد دن یازیرلار و فاطیمه یه آند ایچیرلر. بو اؤلکه قارا قیزیل صاحیبی اولان بیر اؤلکه آدلانیر. اما ساده جه آدلانیر، چونکی اونون اولوب و یا اولماماسی هئچ بیر یاشامین تارزین دا فرقی اولمور. زنگین اؤلکه دی ... یاشاییش پیس یا دا یاخچی گئچیر. دؤنیا داورانیش دا روزگار لارین گئچیرتیر ...
او گؤن یورقونیدیم؛ یالنیز قالماخ دان، عائیله دن اوزاخ بیر آیری گوجامان شهیرده یاشامی گئچیرتماخدان، نه یئمک زامانی بللی و نه یاتماخ و نه اوخوماخ و نه ... هئچ بیر نه بللی دئییر. آما گوزلریم و دویغولاریم اینسان لاردان آیری دوشه مز. گئتمیشدیم چورک آلام وایکی دنه یومورتا؛ گئجه آج قالمییم و صاباح دا. یوخسا بیرسی گون راماضان باشلایاجاخدی.
او سس سیز قادین، گوردوم اله بیر اوشاخ آناسینا سوزونو ایستییر دیه آما دیینمیر کیمی دوروب؛ دئیه بولمور بلکه ده دئیه بولمز. قادین توکان ایچینده بیر یارالی ایلان کیمی اوزونه بیلاشیردی. منده او ان پیس دوشونجه لریم له قضاوته چیخدیم: "بلکه ایسته ییر بیر شی اوغورلاسین، گوی باخیم، اوغورلاسا یاواش دئیه جاغام کی گویسون یئرینه. یوخ هله بیر زادا الی گئتمیر، آخی به نییه گوتورمور؟ نه اولاجاخ؟ چوخ اوزالتمایا چکدی." داهی گئتمه لی اولوردوم. اوچ دنه یومورتایا دورت یوز و چوریه ایکی یوز وردیم و آلدیم الیمه توکانین قاپیسیندان چیخاندا گوردوم او قادین خیرداجا اوزونه بیر حرکت وئردی؛ توکانچیا ساری گئتدی. من قاپی قاباغیندا دوردوم و باشیمی توکانین آیری جینس لرینه ساری دوندردیم اله بیر کی بولموردوم نه اولور. گولاخلاریمی شوشله دیم گوره سن نه دییه جاخ؟! قاشماخ ایسته ییرم...
" ... 500 تومن لیک منه دوگو وررسن؟!..." نه دسم او آندا دویغولاریمی آنلاتا بولمم... دونموش کیمی قورو و جانسیز بیریسینه دوندوم. قاپی قاباغیندا چیگنیمی دایادیم قاپییا و قلبیمین هیزلانماسینی اله بیر قولاغیمدا چالیر کیمی اشیتیردیم. "..500 تومن لیک دوگو.." بیر خیرداجا بارداخدا یئرلشن دوگو نه قدر اولا بولر کی؟ کیمین قارنینی دویورا بولر؟! بلکه ده دویورا بولر. من بولمه رم او ایش لری. چوخداندی یئمک بیشیرممیشم کی! بلکه ده ایستی یئمک نجور اولار منیم ده یادیمنان چیخیب.
او آندا او نئچه گئنج اویرنجی کی ایندی توتساخدادیلار یادیما دوشدولر! ایچیمده بیر دویغو دئدی کی اونلاردا بو قادینا گوره ساواشیرلار و بو قادین دا اوز گئنچ اوشاخلارینا گوره ساواشیر.
حایات باشلانگیجدان بئری ساواشلا سورونور. بولموردوم نه منیه دوشونم. دوشونمک اولا بولرمیدی؟! یوخ داهی نفس لریمین شوماره سینی ده اشیتیردیم.
بو گوندم بیزیم عدالتینن دولان! بیر اولکه ده یاشانیر و بیزیم دولت باشچیمیز دوشونجه لری دونیادا ولوله سالیب و بیزیم اکونومی و سیاست ایشچی لریمیز تحریم کولگه سینده نه ایشه باخیرلار اونودا بیزلر بولمریک...آما بونلارین سونوندا تکجه او قادینین یانلیزجا "500 تومن لیک دوگو وررسن منه؟" جومله سی یادیمدا قالیر و بیر بالتا کیمی بینیمین ایچینده کی لری پاتلادیر و ...
باغیرماخ ایسته ییرم ... بلکه ده آغلاماخ
همزمان با دستگیری گسترده دانشجویان در سراسر کشور ساعت 12 ظهر پنج شنبه، 27 تیرماه سجاد رادمهر ( دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک)، آیدین خواجه ای و فراز زهتاب (دانشجویان رشته حقوق) و مهندس داریوش حاتمی توسط نیروهای امنیتی دستگیر می شوند. ساعت 1 بعدازظهر نیروهای امنیتی با حمله به منازل مسکونی این سه دانشجوی هویت طلب خانواده هایشان را تهدید و به جستجوی خانه ها می پردازند. این دستگیری ها بعد از جلسه ی دفاعیه ی سجاد رادمهر اتفاق می افتند. دانشجویان دربند به حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی منتقل می شوند.
همزمان با تشکیل کمیته ی پیگیری وضعیت دانشجویان در بند از سوی شورای تهران دفتر تحکیم وحدت، دانشجویان دانشگاه تیریز نیز کمیته ی پیگیری برای رسیدگی به وضعیت دانشجویان زندانی تبریز را تشکیل می دهند. بسیاری از سایت های خبری و رسانه های دیداری و شنیداری از جمله رادیو فردا خبر دستگیری دانشجویان تبریز را منعکس می کنند. نیروهای امنیتی نیز که از پخش سریع اخبار دانشجویان دریند خشنود نیستند، با یورش به خانه ی دکتر شاهرخ حاتمی ( برادر مهندس داریوش حاتمی) وی را دستگیر می کنند. اما افزایش فشار تاثیر چندانی برای جلوگیری از حمایت ها ندارد. در شهر نقده بیانیه ای در حمایت از دانشجویان زندانی پخش می شود.
بیانیه ای با امضای انجمن های اسلامی 36 دانشگاه کشور که دستگیری دانشجویان دانشگاه های تهران، تبریز، مشهد، زنجان و ... را محکوم و از دانشجویان دریند تبریز و دیگر دانشجویان بازداشتی حمایت می کند، منتشر می شود. از طرف دیگر برای افزایش فشار بر خانواده های دانشجویان دربند، الهه رادمهر خواهر سجاد رادمهر دو بار به کمیته ی انضباطی دانشگاه فراخوانده می شود. خبرگزاري ايرنا از قول ابا صلت سیاح مدير کل سياسي و تقسيمات استانداري آذربايجان شرقي، ادعاي دستگيري دانشجويان تبريز را دروغ می خواند. اين تكذيب در حالي صورت می گیرد كه حتي روزنامه هاي رسمي همچون اعتماد نيز خبر دستگيري هويت طلبان دانشگاه تبريز را منعكس كرده اند. در پی تکذیب خبر دستگیری دانشجویان هویت طلب دانشگاه تبریز در خبرگزاری ایرنا، مسئولین دانشگاه تبریز پس از گذشت چند روز از دستگیری سجاد رادمهر به همراه دو دانشجوی دیگر، در اقدامي جالب از وی در خواست می کنند به دفتر ریاست دانشگاه مراجعه کند.
پس از گذشت ۱۰ روز از دستگیری دانشجویان دانشگاه تبریز خانواده های زهتاب و خواجه ای پس از پی گیری های فراوان موفق به دیدار قاضی پرونده فرزندانشان می شوند. قاضی پرونده حاضر به بیان اتهامات وارده به فعالین هویت طلب و مکان و چگونگی نگهداری آنان نمی شود و از قرار بازداشت دو ماهه برای این دانشجویان خبر می دهد.
به دلیل افزایش حساسیت مردم، به خاطر پوشش خبری خوب از وضعیت دانشجویان دربند، اولین دادگاه سه دانشجوی دانشگاه تبریز به همراه مهندس داریوش حاتمی و دکتر شاهرخ حاتمی،به منظور تفهیم اتهام، روز پنجشنبه ۳ مرداد ماه بدون حضور وکیل و حتی شاکی خصوصی یا مدعی العموم و به صورت مخفیانه برگزار می شود. اطلاعی از اتهامات دانشجویان به بیرون درز نمی کند، اما اتهاماتی تکراری چون اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با بیگانگان بیشترین گمانها را متوجه خود می کنند.
در همین زمان فعالان دانشجویی تبریز از توقیف نشریه ی دانشجویی ستارخان در تبریز و جلوگیری از انتشار آن خبر می دهند. پنجم مرداد انجمن اسلامی دانشکده ی فنی دانشگاه تبریز در بیانیه ای دستگیری دانشجویان دربند و افزایش فشارها در دانشگاه تبریز را محکوم می کند. فعالین آذربایجان در حمایت از دانشجویان در بند با خانواده های ایشان دیدار می کنند. یک شنبه 6 مرداد دانشجویان هویت طلب آذربایجان با حضور در منازل فراز زهتاب و آیدین خواجه ای پرونده ی دوستان دربند خود را پیگیری می کنند. دانشجویان در این دیدار بار دیگر بر حمایت قاطع از دوستان دربندشان تاکید می کنند. در تهران نیز جمع كثيري از فعالين سياسي در جلسه ای که به دعوت دفتر تحکیم وحدت برگزار شده بود به دستگیری دانشجویان در سراسر کشور اعتراض کرده و حمایت خود از تمام دانشجویان در بند از جمله فعالین هویت طلب تبریز را اعلام می کنند. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اردبیل نیز با صدور بیانیه ای دستگیری دبیر سابق این انجمن آقای ودود اسدی و حوادث دانشگاه تبریز را محکوم می کند. از سوی دیگر بیش از 200 نفر از فعالین دانشجویی و سیاسی همراه با سر دادن شعارهایی در حمایت از دانشجویان دربند و در دست داشتن پوسترها و عکس های آنها به قلعه بابک صعود می کنند. در پایان صعود نیز، در حضور ماموران امنیتی، میتینگ اعتراضی به دستگیری فعالین آذربایجان انجام می شود.
یک شنبه 13 مرداد شاهرخ حاتمی پس از گذشت بیش از دو هفته از بازداشتش به قید وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد می شود. وی پس از آزادی، از زندانی بودن خود در سلول انفرادی به مدت 17 روز و شرایط سخت بازداشتگاه می گوید؛ شاهرخ حاتمی از وضعیت دیگر دستگیر شدگان هیچ اطلاعی در دست ندارد.
بعدازظهر ۲۳ مرداد ماه، در حالی که پس از گذشت 27 روز از بازداشت سجاد رادمهر، آیدین خواجه ای و فراز زهتاب همگان انتظار آزادی این سه تن را دارند، نیروهای امنیتی امیر مردانی دانشجوی ترم آخر رشته برق دانشگاه تبریز را دستگیر و خانه ی پدری وی را مورد تفتیش قرار می دهند.
سازمان مدافع حقوق بشر « فرانت لاین» یا «خط مقدم»، روز جمعه 8 اوت ، نسبت به بازداشت خودسرانه و بد رفتاری با حميد ولائي، سجاد رادمهر و ودود اسدي سه فعال حقوق بشر آذربایجانی، ابراز نگرانی می کند. انجمن اسلامی دانشگاه آزاد تبریز و کانون وحدت در بیانیه های جداگانه ای دستگیری دانشجویان دانشگاه تبریز را محکوم می کنند. در یکی از مهمترین اقدامات بیش از 750 تن از فعالین دانشجویی، سیاسی و اجتماعی سراسر کشور با امضا بیانیه ای ضمن حمایت از دانشجویان هویت طلب بازداشت شده خواستار آزادی هرچه سریعتر آنها می شوند.
در پی دستگیری چهار دانشجوی دانشگاه تبریز، صبح 30 مرداد ماه مهندس منصور امینیان (کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک) و مقصود عهدی (دانشجوی رشته ی جغرافیا) دو فعال دانشجویی هویت طلب دانشگاه تبریز بازداشت می شوند. این بازداشت ها در پی مراجعه ماموران امنیتی در شب چهارشنبه 23 مرداد ماه به خانه فعالین هویت طلب یاد شده انجام می شود که به علت عدم حضور دانشجویان در منزل، از دستگیری آنان بازمانده و به تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی آنان پرداخته بودند. با دستگیری منصور امنیان و مقصود عهدی تعداد دانشجویان بازداشت شده دانشگاه تبریز به 6 تن می رسد.
و امروز ...
نهاد های امنیتی در پی حضور مادر سجاد رادمهر در دانشگاه تبریز و پیگیری وضعیت او، وی را با تلفن تهدید به افزودن فشار ها می کنند. قاضی پرونده منصور امینیان از مشکل شدن وضعیت منصور به خانواده اش خبر می دهد و از دستگیری تعداد دیگری از دانشجویان سخن می گوید. تهدیدها از سوی نهادهای امنیتی اگرچه ادامه دارند اما از سوی دیگر حمایت از دانشجویان دربند هر روز بیشتر می شود. وضعیت 6 دانشجوی دربند به خوبی پوشش خبری داده می شود و دانشجویان دانشگاه تبریز نیز با وجود تمام فشارها خود را آماده می کنند تا در صورت آزاد نشدن 6 دانشجوی زندانی تا مهرماه، اعتراضات خود را در دانشگاه آغاز کنند.
وبلاگ آذربایجاندا قادین سسی به عنوان شاخه ای از جنبش زنان آذربایجان، اعتراض خود را نسبت به دستگیری دانشجویان هویت طلب اعلام داشته و خواستار آزادی هر چه سریع تر این دانشجویان میباشد
سده ها یک واقعیت بر جامعه ی بشری سایه افکنده بود: مرد نمود هویت انسانی. رالف لینتون هنگامی که اثر کلاسیک خود در زمینه انسان شناسی را به نام مطالعه ی انسان (the study of man ) به اتمام رساند(1937) و در همه ی ارجاعات خود به مردان تلویحا زنان را هم گنجاند، بر این مهم صحه گذاشت. به درستی گفته اند که
" در اقلیم سلطانی جانوران،
روال بر چنین قاعده ایست:
بخور و یا خورده شو.
لیک در ملک سلطانی بشر :
تعریف کن و یا تعریف شو. "
واقعیت وحشتناکی بود، طرفداران حقوق زنان با نگاهی به اطراف خود، فقط یک چیز دیدند: تاریخ، علم، هنر، ادبیات... انعکاسی از تصویر هویت زنان نداشت. آنان جز برای رفع نیازهای مردان تعریف نشده بودتد. تاریخ زنان متفاوت بود و فرودستی را بر دوش می کشید که مورخان در نگارش های خود نادیده می گرفتند. اعتقادات، ارزشها، دین، هنجارهای مسلط در جامعه به وسیله ی نماینده ی فقط بخشی از جامعه تعریف شده بود. علم زاییده ی فهم زنان از جهان نبود، هر آنچه که به عنوان دانش کلی از جهان قلمداد می شد، فقط از تجارب بخش قدرتمند جامعه، یعنی مردان به عنوان سروران سرچشمه می گرفت و اینک ... دگرگونی انقلابی: فمینیسم ؛
"تعریف ویژگی های بنیادی زندگی اجتماعی و تجربه ی انسانی از چشم انداز یک زن."
فمینیسم را گاه به جنبش های سازمان یافته برای احقاق حقوق زنان و گاه به نظریه ای که به برابری زن و مرد از جنبه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی معتقد است، معنا کرده اند. این واژه، با اندکی تغییر در تلفظ، در زبان های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی به یک معنا به کار میرود و از ریشه ی feminine که معادل feminine در فرانسوی و آلمانی می باشد، اخذ شده است. کلمه ی feminin به معنای زن یا جنس مونث است که خود از ریسه ی لاتینی femine گرفته شده است.
از قرار معلوم، واژه ی "فمینیست" نخستین بار 1871 در یک متن پزشکی به زبان فرانسه برای تشریح گونه ای وقفه در رشد اندام ها و خصایص جنسی بیماران مردی که تصور می شده است از خصوصیات زنانه یافتن تن خود رنج می برند، نوشته شده است. یک سال بعد یک نویسنده ی ضد فمینیست فرانسوی، این واژه را برای اشاره به زنانی که مردانه رفتار می کنند به کار برد. گرچه در فرهنگ پزشکی، معنای فمینیسم، خصوصیات زنانه یافتن مردان بود، در اصطلاح سیاسی این واژه، ابتدا برای توضیح خصوصیات مردانه یافتن زنان به کار رفت. استفاده از این واژه تا دهه ی 67 میلادی، برای اشاره به تشکل های زنان مرسوم نبود و کاربردی محدود در ارتباط با مسائل خاص و گروه های مرتبط با مسئله حقوق زنان، متداول و فراگیر شده است.
این اصطلاح، جنبش های اجتماعی زنان را دربرمی گیرد و نزدیک به سه دهه است که نگاه خود را به نقد کلی فلسفه ، معرفت شناسی و تولید دانش معطوف داشته است.
بارها دیده ام محاکمه ی بی گناهان را در دادگاه نابرابری که در آن جرم مهم نیست که چه باشد! مجرم تبرئه نخواهد شد. چرا که هر آنچه می کند جرم است و گناه!
اینجا آزادی جرم است، رویا جرم است، از خود سخن گفتن جرم است و حتی اندیشه خطاست.
قاضی ، سالاری است که وجدان را قربانی شهوت می کند. زن در تمامی تاریخ ، تجلی چیزی جز لذت برایش نبوده است . لذتی تحت اراده و فرمان. حال چگونه او را به عنوان مولد اندیشه بپذیرد؟!
خود بودن زن برایش خطری است بس عظیم و گوش دادن به ندای وجدان اشتباهی است جبران ناپذیر برای انتهای تاریخ.
و اما متهم چه کسی است؟ با خود می گوید اکنون به کدامین گناه محاکمه می شوم؟
جرمش این است:تلاش برای اثبات زن بودنش، تلاش برای ثابت کردن نیت خود، دیده شدنش و بودنش.
زن نه در این دادگاه بلکه از ابتدای تاریخ محکوم بوده است. شاید به گناه خوردن سیبی!
او را به یاد دارم؛ صدایش، نگاهش و جرمش را که می گفت: «مرا دریابید»
حال، مرا در بند کن.
من سال هاست طعم حبس را چشیده ام.
شکنجه کن جسمم را
روحم از آن من است.
خاموشم کن به گمان خود !
ناگفته هایم را خواهم گفت به پای چوبه ی دار. بهای آزادی اگر این است ، بیاویزم! لبخند روی لبم به آن هنگام، تمام ناگفته هاست. از آن ، اندیشه ای زاده خواهد شد که سال ها برایش گریسته ام و برای تولدش مرده ام.
من، لبخند او پای میز محاکمه ام!
من و او ما شده ایم، روزی از حصار قرن ها خواهیم گریخت و محاکمه شان را به نظاره خواهیم نشست. محاکمه ی مدعیان عدالت و برابری که برابری خواهان را به صلیب کشیدند و مهر سکوت بر لبانشان زدند.
آری آنان محاکمه خواهند شد – نه بی گناه – ، به جرم کشتار اندیشه، قتل عام خواسته ای انسانی و حبس آزادی.
آنان محکومند به . . .
راستی حکمشان چه باشد؟ تو بگو . . .
محکوم خواهند شد به تکرار ، به فرودستی ، به جبران گذشته هایی که از ما گرفتند ، به فقدان آرزو به ...
به اندازه ی تاریخی که بی گناه محاکمه شدیم!
خودشان را از آنها بگیرید، محکومیتی از این بالاتر؟!
تغییربرای برابری:روز 10 شهریور حدود 50 نفر از فعالان حوزه زنان به مجلس رفتند تا در دیدارهای حضوری اعتراض خود را به تصویب لایحه حمایت از خانواده اعلام کنند.
با اعلام قرارگرفتن لایحه حمایت از خانواده در دستور کار مجلس و قوت گرفتن شایعاتی مبنی بر تصویب این لایحه در شور اول مذاکرات مجلس شورای اسلامی که در برخی رسانه ها اعلام شده بود حدود 50 نفر از زنان سرشناس و فعال در حوزه های مدنی، سیاسی، اجتماعی ، از جمله وکلای دادگستری و روزنامه نگاران با حضور در سالن ملاقات با نمایندگان مجلس شورای اسلامی و دفاتر بسیاری از نمایندگان مجلس اعتراض خود را به تصویب چنین لایحه ای اعلام کرده و دیدگاه ها و نقدهای خود را به صورت حضوری به اطلاع نمایندگان مجلس رساندند. این دیدار ها که به صورت فردی و جمعی با نمایندگان مجلس صورت گرفت همزمان بود با خروج این لایحه از دستور کار مجلس و در همین ارتباط لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی اعلام کرد با توجه به این که جمعی از شهروندان به ویژه زنان و نیز برخی علما نسبت به مواردی در این لایحه ابراز نگرانی کرده و نقدهایی را مطرح کرده اند این لایحه با استفاده از اختیارات هیأت رئیسه مجلس به کمیسیون حقوقی و قضائی بازگردانده شده است تا مفاد آن را با رویکرد کارشناسانه مورد بررسی قرار دهند.
یکی از دیدارهای انجام شده با نمایندگان مجلس، شیرین عبادی، رخشان بنی اعتماد،سیمین بهبهانی به همراه تعدادی دیگر از فعالان زن با فرهاد تجري، نايب رئيس كميسيون حقوقي مجلس گفتگو کردند.
شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل ضمن ارائه نامه اعتراضی خود به نایب رییس کمیسیون حقوقی مجلس گفت: "این لایحه چنان با مهارت تنظیم شده است که توانسته است اعتراض طیف های گوناگون فعالان زن تا گرو ههای مذهبی و سنتی را در پی داشته باشد." او با اشاره به لزوم کار کارشناسی جامع در مورد لایحه حمایت از خانواده خواستار بازگرداندن آن به کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس و یا هیأت دولت شد و گفت: "از دید زنان مختلف اجتماع و بسیاری از مردانی که به عدالت انسانی باور دارند این لایحه دارای اشکالات عمده ای است که دو مورد از آن عمده تر است. درخواست داريم كه اين لايحه قبل از طرح در صحن علني مجلس براي شور اول، براي انجام كارشناسي هاي مجدد به كميسيون قضائي و حقوقي مجلس و يا به هيات دولت بازگردانده شود تا پس از تغييرات عمده و اساسي در مجلس مطرح شود. نمايندگان ما در مجلس جمع نشده اند كه با مردم لج كنند و بايد به خواسته هاي منطقي و برحق مردم اهميت بدهند". عبادی ادامه داد: " موسسه كيفرشناسي دانشگاه تهران، مطالعاتي در مورد افزايش شوهركشي در جامعه انجام داده است. آيا مجلس نمي خواهد از اين مطالعات در قانون گذاري استفاده كند ؟ آيا قرار نيست ريشه هاي بروز جرم در جامعه از بين برود؟ مسلم است وقتي روند طلاق براي زنان طولاني و حتي غيرممكن است، افراد براي رهايي از وضعيت موجود مرتكب خطا و جرم مي شوند. چرا در حالي كه طبق شرع، طلاق خلع احتياج به زضايت شوهر ندارد، اما در ايران اين امر مكول به اجازه شوهر شده است؟ مشكل ما نه فقط اين لايحه بلكه قوانيني است كه باعث افزايش جرم مي شوند. درخواست مان هم اين است كه نمايندگان جامع نگري داشته باشند و از تجريبت و نظرات حقوق دانان، روان شناسان و جامعه شناسان در تنظيم لوايح استفاده كنند."
سیمین بهبهانی، شاعر و نویسند نیز در دیدار با تجری گفت: هر چند به نمایندگان مجلس هشتم رای نداده ام اما دلیل حضور امروزم دراین جمع این است که با لایحه ای مواجه شده ایم که برای ما زنان تحصیلکرده که موهایمان در این مملکت سفید شده است بسیار ناخوشایند است و دیگر این که می خواستم نحوه برخورد شما با موکلانتان را بببینم تا بدانم آیا می توان به این مجلس امید داشت؟"
رخشان بنی اعتماد، کارگردان، نیز با طرح اعتراض خود به این لایحه به دبیر کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس گفت: "آنچه ما را دچار مشكلات، سوءتفاهم و بحران مي كند نگاه سياسي به مشكلات اجتماعي است. در طول اين سالها در دل مشكلات مردمي بودم كه در ناكجاآبادها زندگي مي كنند. اما تا از مشكلاتي صحبت مي كرديم كه با پيشگيري مي شد جلوي رسيدن آن به مرز بحران را گرفت، مي گفتند حرفي نزنيد. ما ادعا داريم كه نهاد خانواده، بالاترين جايگاه را در كشور دارد ولي واقعيت اين است كه خانواده هاي ايراني دارند زير فشار له مي شوند و شانه هاي نحيف پدران و مادران است كه بايد فرزندان خانواده را از بي هويتي خارج كند. اين لايحه مي تواند در اين شرايط، اين نهاد ضعيف و رنجور را به تباهي بكشاند. پس وقتي در مجلس از اين لايحه صحبت مي كنيد به عنوان يك پدر به ابن لايحه نگاه كنيد." تجری دبیر کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس در پاسخ به انتقادات مطرح شده گفت: "مواردي كه باعث اعتراض شما شده است در لايحه تقديمي قوه قضائيه وجود نداشته است چون رويكرد قوه قضائي حركت به سمتي است كه مورد انتظار شهروندان و جامعه بين المللي است. اين موارد توسط دولت به لايحه اضافه شده است هرچند در مصاحبه اي اعلام كرده اند كه قصد دولت، محدود كردن ازدواج مجدد و تعدد زوجات بوده است اما آن چه برداشت مي شود متاسفانه خلاف اين است."
وی با اشاره به این که خود و برخی دیگر از نمایندگان نیز مخالف ماده 23 در این لایحه هستند ادامه داد: "نمي توان ارزش لايحه اي را فقط به دليل چند بند زير سوال برد. به همين دليل حتي اگر كليات اين لايحه در مجلس تصويب شود، اين ماده و ديگر موادي كه معادلات حقوقي و اجتماعي جامعه را به هم مي زنند، اصلاح مي شود. كميسيون هاي فرعي رسيدگي به لايحه هم مشخص شده است و قرار است كليه مسائل اجتماعي و اقتصادي اين لايحه مورد بررسي قرار گيرد و با تلفيق نظرات كارشناسي آنها، لايحه اي بروز تنظيم شود."
تجری افزود: " نمایندگان قصد ندارند بر خلاف جهت جامعه شنا کنند و کشور در وضعیت فعلی نیازمندی های دیگری دارد و ضرورتی ندارد که قانونی مدون کنیم که با حقوق زنان بازی کند و جای سوء استفاده را باز کند. در جامعه كنوني ما اكثر علما و بزرگان ديني هم با اين مقوله مخالف هستند و كمتر كسي است كه وارد اين فاز شده باشد. خودم قبلا قاضي بودم و شاهد بسياري از موارد خودكشي، خودسوزي و همسركشي بودم و مسلما در تصويب لوايح تمام تلاش من و ديگر اعضاي كميسيون حقوقي اين است كه به سمت قانون بروز و كارآمد حركت كنيم."
اما نماینده دیگر مجلس فاطمه آلیا با برخوردی نامناسب با الهه کولایی حاضر به گفتگو با وی نشد و ضمن حمایت تلویحی خود از لایحه حمایت از خانواده با الفاظی تند کولایی را به خط گرفتن از جایی متهم کرد. این در حالی بود که فاطمه آلیا جمع پانزده نفره ای از فعالان زن از جمله مادران صلح را که درخواست ملاقات کرده بودند، به حضور نپذیرفت ولی در نهایت قرار مذاکره با آنان را به صبح امروز موکول کرد.
شهلا فروزانفر یکی از این افراد و از اعضای گروه مادران صلح در این رابطه گفت: ما به دفتر خانم آلیا مراجعه کردیم و به ما گفته شد که هماهنگی از قبل صورت نگرفته است. از ایشان خواستیم وقتی را در اختیار این گروه بگذارند و در نهایت قرار شد فردا ساعت یک ربع به هشت در دفتر ایشان حضور داشته باشیم. فاطمه آجرلو و سایر زنان افتخاری هم به هیچ وجه حاضر نشدند بدون وقت ما را بپذیرند والبته همه دردفترهایشان حضور داشتندبا این وصف ما علت حضورمان را به این نمایندگان اعلام کردیم و نامه های خود را نیز به ایشان تحویل دادیم. فروزانفر افزود دو نفر از افراد مادران صلح همچنین با نمایندگان مشهد دیدار کرده اند و نامه ی خود را به وی داده اند.
نسرین فرهومند از گروه تلاش گران سلامت اشاره کرد که با یک گروه 5 نفره به دیدار 17 نفر از نمایندگان رفته اند و با نمایندگان شمال قرار بود دیدار کنیم اما در اتاق هر نماینده ای که باز بود را زدیم و دلیل حضورمان در مجلس را با آنها در میان گذاشتیم. اعضای شرکت کننده از مادران صلح در این گروه اظهار داشتند که صبح امروز در مجلس حضور خواهند یافت و نامه و مستندات دیگری که در این رابطه موجود است را برای نمایندگان خواهیم برد و به این موضوع اشاره کردند که نمایندگان دیگری هم هستند که با این لایحه مخالف هستند و از ایشان خواسته شده در مراجعه ی آتی خود به دیدار این نمایندگان از جمله نماینده کرج و تعدادی از نمایندگان تهران اشاره کردند.
در دیداری دیگر گروهی از حقوقدانان شامل زهره ارزنی، اشرف گرامی زادگان، گیتی پورفاضل، شهین دخت مولاوردی و مریم کیان ارثی با نصیری، نماینده زنجان و حسینی نماینده خوی گفتگو کردند. زهره ارزنی وکیل دادگستری در این رابطه گفت: "با آقای حسینی نماینده خوی صحبت کردیم و ضمن ارائه نامه ی خود و اشاره به ابهامات بسیار زیاد و اشکالات فراوان این لایحه از وی خواستیم برای مسکوت ماندن لایحه تلاش کند. زهره ارزنی اضافه کرد مسکوت ماندن یک لایحه به این ترتیب است که نمایندگان با توجه به ایرادات لایحه می گویند که این لایحه جوابگو نیست و به مدت زمان مشخصی که اعلام می شود برای بررسی های بیشتر به کمیسیون مربوطه و یا مرکز پژوهش ها ارجاع می شود که اشکالات آن را بررسی کنند. با توجه به این که خارج کردن این لایحه از دستور کار مجلس برای همیشه چندان عملی نیست مسکوت گذاشتن این لایحه می تواند فرصتی باشد که در بررسی های کارشناسی اشکالات عمده ی این لایحه برطرف شود . برای مسکوت گذاشتن یک لایحه نصف بعلاوه یک نفر از نمایندگان باید با ارائه دلایل خود و با تعیین مدت مشخصی درخواست مسکوت گذاشتن لایحه را مطرح کنند. "
گیتی پورفاضل نیز دیدار خود با نصیری نماینده زنجان و عضو فراکسیون اقلیت مجلس را موثر و مثبت قلمداد کرده و گفت ما نقطه نظراتمان را برای ایشان توضیح دادیم و ایشان نیز یادداشت کردند و قرار شد در دیدار دیگری هم نقطه نظرات خود و هم ایراداتی را که به لایحه وارد می دانیم، به صورت مکتوب به ایشان ارائه کنیم . پور فاضل همچنین گفت:" بهتر است با نمایندگان اصولگرا که قرار است در موافقت با لایحه در مجلس صحبت کنند، بیشتر وارد مذاکره شویم. ما قرارگذاشتیم از فردا به دیدار های خود در قالب گروه های دو یا سه نفره با نمایندگان اصولگرای مجلس ادامه دهیم.» نماینده زنجان در این دیداربا ابراز مخالفت با لایحه به این حقوقدانان قول داد تمامی اقداماتی را که در این جهت ممکن است، انجام دهد.
اشرف گرامی زادگان به دیدار خود با نصری نماینده زنجان اشاره کرد و گفت: "به این نماینده پیشنهاد کردیم که مسکوت بگذارند و راه رابرای کار کارشناسی رو ی لایحه باز بگذارند. نمایندگان زن و زنان دولت مانند مرکز امور زنان و خانواده و سایر دولتی هاروی این لایحه هیچ کار کارشناسی انجام نداده اند اما ما به این نماینده اعلام کردیم که کارشناسان حقوقی و فعالان زن آمادگی کامل دارند به صورت داوطلبانه در این کار همراهی کنند. "
هم زمان، فخر السادات محتشمی پور، فریده ماشینی با تعدادی از اعضای هیات رییسه مجلس دیدار کردند. غفوری فرد ، ناطق و طلایی از اعضای هیأت رئیسه ی مجلس نیز در این دیدار اظهار کردند به دلیل تبعاتی که لایحه دارد تلاش می کنیم که این لایحه مورد کارشناسی های بیشتر قرار گیرد.
در همین رابطه فریده ماشینی اظهار داشت: "در مورد جزئیات لایحه با اعضای هیأت رئیسه مجلس صحبت کردیم و آقای طلایی گفتند که من در جریان اشکالات و نیز نقدهای وارد شده به لایحه هستم و تلاش خود را برای توجه دادن سایر نمایندگان به این نقد ها خواهم کرد." ماشینی همچنین به صحبت های غفوری اشاره کرد که گفته بود حضور شما زمانی می تواند موثر باشد که شما کار کارشناسی کرده باشید و ما هم گزارش کارهای کارشناسی را که روی لایحه انجام داده ایم، به ایشان ارائه کردیم. "
احمد ناطق نوری و حسن غفوری فرد با شنیدن انتقادهای آنان از لایحه حمایت از خانواده از تصمیم زنان برای دیدار با نمایندگان مجلس استقبال کردند و پیشنهاد ادامه دیدارها با دیگر نمایندگان مجلس را مطرح کردند.
موسی قربانی از اعضای هیأت رییسه مجلس و عضو کمیسیون قضایی نماینده ی دیگری بود که در دیدار با لاله صدیق، شادی صدر، نسرین افضلی، مریم مجد و دو تن از اعضای هیاتهای مذهبی زنان خبر داد كه با نظر رئيس مجلس و موافقت هيات رئيسه قرار شده لايحه مذكور به كميسيون قضائي برگردانده شده و فعلا از دستور كار جلسه علني خارج شود. وی همچنین تاکید کرد که ماده 25 (مالیات بر مهریه) قطعا از دستور کار خارج خواهد شد.
در ادامه ی این دیدارها شهلا شرکت به همراه مریم قنبری و عارفه الیاسی با نمایندگان ماهشهر، لنگرود، رشت، بندرلنگه و مرودشت دیدار کردند. آنها نامه این گروه از وکلا را که حاوی 15 پیشنهاد اصلاحی در مورد لایحه حمایت خانواده بود در دست داشتند و دلایل خود را برای مخالفت با کلیات لایحه اعلام کرده و گفتند مشکل ما تنها ماده 23 لایحه نیست و این لایحه حتا به لحاظ شکلی هم ایراد دارد.
فعالان زنان در دیدار با نمایندگان مجلس نامه های اعتراضی خود را به تعداد زیادی از نمایندگان تحویل داده و در قالب گروه های چند نفره نسبت نگرانی های جدی خود از تبعات تصویب چنین لایحه ای را با نمایندگان در میان گذاشتند. در حالی که بسیاری از نمایندگان مجلس از این دیدارها استقبال کردند تعدادی از نمایندگان طیف اصولگرای مجلس از جمله زنان، حاضر به دیدار با فعالان زن نشده و این ملاقات را موکول به هماهنگی های بیشتر کردند و به همین منظور گروه های دیگری از زنان در حال برنامه ریزی برای ملاقات با نمایندگان اصولگرای مجلس در روزهای آینده هستند. گفتنی است در این دیدار ژیلا بنی یعقوب، خدیجه مقدم، آسیه امینی، منصوره شجاعی، مینو مرتاضی، شادی صدر، محبوبه عباسقلی زاده، خانم گوارایی، گوهر شمیرانی از جمله حاضرین در این ملاقات ها بودند.
در حالی که با در دستور کار قرار گرفتن لایحه ی پیشنهادی دولت برای حمایت از خانواده در برنامه ی مجلس، اعتراض ها نسبت به این لایحه در شهرهای مختلف کشور افزایش یافته و عده زیادی مخالفت خود را نسبت به این لایحه ابراز کرده اند فعالین شهرستان خوی نیز در اعتراض به این لایحه اقداماتی را انجام دادند.
در همین راستا بروشور اعتراض به لایحه ی خانواده که مواد مختلف این لایحه و تبعات آن در جامعه را تشریح کرده بود، همگام با تهران و سایر شهرستان ها، در خوی نیز پخش شد. این اقدام باعث آشنایی بیشتر مردم با ماهیت این لایحه شد.
اما بانوان خوی در مهمترین اقدام خود جلسه ای را با نماینده ی خوی در مجلس برگزار کردند. زنان و دختران خویی با حضور در دفتر موید حسینی صدر، نماینده ی خوی در مجلس شورای اسلامی، پیرامون حقوق نابرابر زنان و قوانین تبعیض آمیز با وی به گفتگو پرداختند. در این جلسه که محوریت موضوع بیشتر روی لایحه ی حمایت از خانواده و مواد آن متمرکز بود، بانوان خویی با اشاره به اینکه این لایحه بیشتر به حمایت از مردان پرداخته تا به حمایت از خانواده، تصویب این لایحه را باعث افزایش قوانین تبعیض آمیز علیه زنان دانستند. آنها با اشاره به موادی از این لایحه نظیر مواد 23، 25، 44 و ... تصویب این مواد را باعث تضییع هرچه بیشتر حقوق خود و سایر زنان ایرانی دانستند. بانوان خویی با اشاره به قوانین نابرابری چون قوانین شهادت، دیه، ارث و ... خواستار رفع و اصلاح این قوانین تبعیض آمیز به جای تصویب لوایحی چون لایحه ی حمایت از خانواده شدند.
در ادامه موید حسینی صدر، با تبعیض آمیز خواندن ماهیت قوانینی چون ارث، مخالفت خود با این گونه قوانین را اعلام کرد. صدر با اشاره به اینکه اطلاع چندانی از مفاد لایحه ی حمایت از خانواده ندارد و باید بیشتر آن را مطالعه کند، با استناد به سخنان حاضرین مخالفت خود با این لایحه را ابراز کرد.
در ادامه زنان و دختران خویی با ارائه ی بروشور به حسینی صدر خواستار حضور صدر به عنوان مخالف این لایحه در پشت تریبون مجلس شدند. ایشان نیز با قبول این پیشنهاد این کار را منوط به همکاری جمع حاضر دانست. زنان خویی نیز با اعلام آمادگی برای انجام اقداماتی چون ارائه ی مواد لایحه و تبعات حقوقی و اجتماعی آن به صورت مکتوب و نیز نظر سنجی از مردم خوی در مورد مواد این لایحه، همکاری خود با موید حسینی صدر را ابراز داشتند.
در همین راستا در روزهای گذشته نظرسنجی پیرامون این لایحه در سطح شهر خوی انجام شد. آمار این نظر سنجی که در میان اقشار مختلف مردم انجام شد، در روزهای آینده اعلام خواهد شد
گروههاي مستقل كمپين در شهرهاي مختلف تشكيل و تلاش براي جلب حمايت ساير گروهها آغاز شد.نظريات متفاوتي در درون جنبش شكل گرفت كه به گمان برخي عامل بروز اختلاف در بين كمپينيان بود ولي در واقع همه اين نظرات در خدمت هدفي مشترك مي باشد.با هر چه بيشتر گسترش يافتن جنبش،به تدريج موج مخالفت ها،تهمت ها،فشارها و سركوبها بالا گرفت.جمع آوري كنندگان امضا دستگير و بازداشت شدند و برخوردها شدت گرفت.اين فشارها هر چند جنبش را با ركود مواجه ساخت اما هرگز باعث توقف آن نشد.كسي را ياراي توقف اين كارزار سراسري نبود.
جنبش به نوبه خود توانايي هاي بالقوه زنان ايراني را فعليت بخشيد و اكنون مي رود تا به جنبشي مستقل تبديل شود و اين همان چيزي است كه دولتمردان از آن هراس دارند.دولتمردان قصد داشتند با واكنشي سريع و شديد نسبت به 22 خرداد،اعتراض را در نطفه خفه كنند اما بر عكس،اين واكنش پايه هاي يك جنبش سراسري را شكل داد و صداي اعتراض را بلندتر كرد.
خواسته ي كمپين خواسته اي عقلاني،انساني و اخلاقي است و مشروعيت آن را هر وجدان آگاهي تاييد مي كند.دولت ايران در مقابل خواسته ي زنان براي احقاق حقوق خود ايستادگي مي كند و اين در حالي است كه ایران منشور سازمان ملل در رابطه با حقوق بشر را امضا و تاييد كرده است كه حقوق زنان نيز بخشي از آن است. حال بايد پرسيد تا کی به خاطر حفظ ساختار مردسالارانه اش به ميثاق هاي بين المللي اش عمل نخواهد کرد؟!
به هر حال جنبش يك ميليون امضا عليرغم تمام چالش ها،مشكلات،فراز ونشيبها و با وجود انتقاداتي كه بر آن وارد مي شود تا به امروز باقي است،فقط به دليل جسارت عمل كردن.جسارت كساني كه با وجود تمامي تهديدها و فشارها ،همچنان بر آرمان خود پافشاري مي كنند،ايستاده اند و نااميد نخواهند شد.
تاريخ تكرار مي شود،صداي زن خاموش نخواهد شد و 5 شهريور براي هميشه در خاطره ها خواهد ماند.
هم گام با نمایندۀ شهرستان خوی: رأی منفی خواهیم داد.
جمعی از فعالین ودغدغه مندان حقوق زنان در شهرستان خوی، در پی ملاقات با نمایندۀ این شهر در مجلس شورای اسلامی، ضمن تقدیم بیانیۀ "لایحۀ حمایت از خانواده " به آقای مؤید حسینی صدر، خواستار خارج شدن این لایحه از دستور کار مجلس شدند. این افراد در استدلالات خود، اشاره داشتند که چنین قانونی صراحتا چند همسری را به رفع نیازهای مردان و تولید مثل تقلیل داده و با توجه به اینکه اکنون 9/87 درصد زنان ایرانی از همسر آزاری روانی و 9/47 درصد از همسر آزاری جسمی رنج می برند، روند خشونت علیه زنان نیز افزایش خواهد یافت و بی شک فرزندان چنین خانواده ای بسیار آسیب پذیر خواهند بود.
نماینده این شهرستان، در مقام پاسخ اذعان داشت که با این لایحه، در صورت عدم اصلاح مخالفت خواهد کرد و خواستار پیشنهادات اصلاحی از جانب فعالین حقوق مدنی و شهروندی برای این لایحه شد. وی افزود، افزایش محدودیت، میزان فساد را افزایش خواهد داد ولی در این میان نباید راه حل های غیر منطقی ارائه داد. ایشان هم چنین در پاسخ به سؤال اینکه آیا دادن حقوق برابر به زنان حلال بسیاری از مشکلات نخواهد شد؟ بر این مهم صحه گذاشته و افزودند " زندگی تحمیلی برای زنان را قبول ندارم." نماینده این شهرستان، با ذکر این مطلب که به " هر آنچه نفع عمومی جامعه و خواست مردم اقتضا کند " عمل خواهد کرد؛ به درخواست فعالین جهت کار کارشناسی بیشتر و نظر سنجی از مردم پیرامون این لایحه، پاسخ مثبت داد.
طبق این سند تا سال 2015 (1394) ، باید بالغ بر 30 درصد کرسی های مجلس به زنان اختصاص یابد.
رسیدن به مقصد تا 7 سال دیگر ، با چشم انداز های این چنین از ایران به اندازۀکافی بعید به نظر می رسد:
_ 30 درصد زنان در ایران بی سواد هستند.
_ میزان آموزش دختران و زنان در سطح ابتدایی 100 درصد، در سطح متوسطه 75 درصد و آموزش عالی 25 درصد کل جمعیت زنان ایران است.
_ طرح ملی بررسی پدیدۀ خشونت خانگی علیه زنان در 28 مرکز استان کشور، نشان می دهد که 7/52 درصد از کل پاسخگویان از اول زندگی مشترک تا کنون قربانی خشونت هایی که شامل به کار بردن کلمات رکیک، دشنام، داد و فریاد، بهانه گیری های پی در پی و جز آاست، بوده اند. در این میان 8/37 درصد از زنان ایرانی از اول زندگی مشترک خود، خشونت فیزیکی را تجربه کرده اند که شامل سیلی زدن، زدن با مشت یا چیز دیگر، لگد زدن و ... است. و 7/27 درصد از زنان تحت خشونت هایی که به عنوان " ممانعت از رشد اجتماعی و فکری و آموزشی " طبقه بندی شده و شامل ایجاد محدودیت در ارتباط های فامیلی، دوستانه و اجتماعی، ممانعت از کاریابی و اشتغال و ایجاد محدودیت در ادامه تحصیل و مشارکت در انجمن های اجتماعی است، قرار دارند.
_ در ده ساله بین سال 1355 تا 1345 جمعیت " مردان بیش از یک همسر " حدود 145 درصد افزایش داشته است.
_ خودکشی بین زنان متأهل دو برابر مردان متأهل بوده است و زنان خانه دار بیشترین مقدار خودکشی را داشته اند. عدۀ خودکشی ها یعنی 8/45 درصد به علت اختلاف خانوادگی روی داده اند.
_ 40درصد قتل ها در ایران، قتل های خانوادگی هستند.
_ بر اساس پژوهشی که در 15 استان کشور انجام شده، خیانت مرد عامل 97 درصد شوهر کشی ها بوده است، یعنی ازدواج دایم و یا موقت شوهر یکی از عوامل همسر کشی در بین زنان شناخته شده است.
- بر اساس آمارهای ارائه شده از سوی سازمان ثبت احوال کشور نشان می دهد که 78 درصد زنان مطلقه، مهریه ی خود را هنگام طلاق دریافت نکرده اند و 41 درصد برای طلا گرفتن مجبور به گذشتن از مهریه خود می شوند. این در حالیست که بیش از 89 درصد زنان هیچ وقت نفقه ای دریافت نکرده اند.
اورادیمیر، اذکاریمیز افسانۀ زن دیر،
افسانۀ زن روح دل و روح بدن دیر،
چون حب نساء لازمۀ حب وطن دیر،
اهل وطنیز، حب وطن یاد آلیریز بیز! دیندارلریز، گونده بیر آرواد آلیریز بیز!یوخ فرق بیزیم هوندور ایله آلچاغیمیزدا ،
دایم گؤروریز ایش بو قوجالمیش چاغیمیزدا ،
جوت -جوت دورور عورت سولوموزدا – ساغیمیزدا ،
شهرت قولویوز، نفسدن امداد آلیریز بیز! دیندارلریز، گونده بیر آرواد آلیریز بیز!هر شام گرهک عقدۀ افکار آچیلسین ،
فوارۀ اقبالدن آمال ساچیلسین ،
هر صبح نماز اؤتمه دن حمامه قاچیلسین ،
تطهیر ائده رک،دیللره اوراد آلیریز بیز! دیندارلریز، گونده بیر آرواد آلیریز بیز!بو مشغله لر شیوۀ اشیاخ زماندیر،
آتا -بابامیزدان بیزه میراث، هماندیر،
ظن ائیلمه سوستور، قانیمیز اود کیمی قاندیر،
بو یولدا تؤکوب قانیمیزی آد آلیریز بیز! دیندارلریز، گونده بیر آرواد آلیریز بیز!سایر ملل عورتله عدالت ائدیر، ائتسین ،
عورت اره، ار عورته رأفت ائدیر، ائتسین ،
هر کیم کی، بیر عورتله قناعت ائدیر، ائتسین ،
اوچ-دؤردون اؤتوب صیغه ده تعداد آلیریز بیز! دیندارلریز، گونده بیر آرواد آلیریز بیز!تعداد نساء بیر هنر ساریه میز دیو ،
تئز بوشلییوروز، چون بو لباس عاریه میز دیر ،
عورت نه دئمک؟ خادمه میز، جاریه میز دیر ،
هر چند آلان وقتده آزاد آلیریز بیز! دیندارلریز، گونده بیر آرواد آلیریز بیز!
ورود " ایسم " ها به جریان های مبارزاتی ایران، حکایتی شده است که همواره بار سوء برداشت ها را بر دوش می کشد. این مکاتب و نظریه ها هر چند ضرورت پیدایششان ابتدا در سرزمین های دیگری فراهم شد ولی چندین دهه است که در این کشور نیز جوانه زده اند. این جدایی از بستر پیدایش و تاخر در شکل گیری ، کسانی را که اینک در راستای بومی کردن آنها می کوشند را با فشار کج فهمی ها و به تبع آن حذف شدن ها رودررو کرده است. و این چنین کمونیسم، "خدا نسیت" می گردد و فمینیسم ...زن سالاری یا مرد ستیزی.
چنین فضایی فعالان این عرصه را واداشته که از نهادن نامی که شایسته ی آن هستند، بر حذر بوده و بدون شناسنامه به فعالیت بپردازند.
اکنون مجال آن پیش آمده که بعد از دهه ها مبارزه ی فعالین حقوق زنان در ایران، با هم به شناخت صحیح و علمی از " فمنیسم " دست یابیم، باشد که دیگر هراسی از " فمنیست" بودن نداشته باشیم.
دوستان عزیز! اجازه دهید پیش از آنکه به تعریف فمنیسم بپردازیم، دید کلی فمنیست ها از جهان اجتماعی را توصیف کنیم، آنان معتقدند :
۱. عناصری در ایدئولوژی فرهنگی و اظهارات منابع وجود دارد که آشکارا، ارزش زنان را پایین می برند و به آنها، نقش های آنها ، وظایف آنها ، تولیدات آنها و محیط اجتماعی شان در مقایسه با اعتباری که به مردان و هر چه مربوط به آنهاست داده می شود، ارج کمتری می گذارد.
2. تمهیدات نمادین، از قبیل نسبت دادن ناپاکی ، به مثابه ی صدور حکمی که دربردارنده ی ارزش کمتر برای زنان است عمل می کند.
3. ترتیبات ساختاری- اجتماعی زنان را از حضور در ، یا تماس با ، برخی قلمروها که احساس می شود در ید اختیار بالاترین قدرت های جامعه است، محروم می کند.
با این توصیف ، دور از انتظار نیست که مبنای مشترک فمنیست ها بدین شرح باشد:
1. تاکید بر موقعیت فرودست زنان در جامعه و تبعیض علیه آنان به علت جنسیتشان، در نتیجه مورد سوال و چالش قرار دادن روابط میان مردان( به عنوان یک گروه) و زنان( به عنوان گروه دیگر)
2. عصیان در برابر تمامی ساختارهای قدرت، قوانین و قطعنامه هایی که زنان را سرسپرده ، فرودست و جنس دوم نگه می دارند.
3. فعالیت زنان به صورت آگاهانه و در کنار یکدیگر برای احقاق حقوقشان
با ما همراه شوید برای آشنایی با " واژه شناسی فمنیسم " در نوشته های آتی...
نویسنده:حمیرامشیرزاده
ناشر:نشر و پژوهش شیرازه
سال انتشار:1382
قیمت:58000ریال
در مورد فمینیسم و جنبه های مختلف آن کتابهای زیادی نوشته شده استولی کتابی که سیر تکوینی و تاریخی ان را ترسیم کند و به دور از غرض ورزیهای معمول باشد کم یافت میشود.
این کتاب زمینه های ظهورفمینیسم به معنای امروزی از قرن18 تابه امروز را از دیدگاه تاریخی واجتماعی بررسی میکند.
موج اول فمینیسم که از تقریبا ازسال 1850 همزمان با مبارزه برای الغای برده داری شروع شده و به گرفتن حق رای در سال 1920پایان میابد.دوره 1920تا 1960 را شاید بتوان دوره تعلیقجنبش دانست البته این به معنای حذف یا فقدان فعالیت نیست بلکه کم شدن فعالیت های عملی و دست اوردهای ملموس استکه البته ان نیز با گسترش کار در حوزهنظری جبران میشود.موج دوم از دهه 60 شروع میشود و توانست در ایجاد تغیرات ونهادها و قوانین تا حدی توفیق یابدوحتی توانست در حوزه گفتاری و فرهنگی نیز دستاوردهایی کسب کند .موج دوم تا اواسط دهه 70 ادامه یافت.موج سوم فمینیسم ازدهه 80 شروع شده وتا به امروز نیز ادامه دارد.یکی از ویژگیهای مهم موج سوم به رسمیت شناختن تعدد تکثر و تنوع در فمینیسم و انتقال بخشی از مبارزات فمینیستی به سایر جنبش های اجتماعی است.
البته این کتاب در واقع تاریخ فمینیسم در ایالات متحده را بازگو میکند ودر مورد سیر جنبش در اروپا حرفی به میان نمی اورد یا نهایتا در حد تاثیر گذاری از گفتمان ها یا دستاوردهای فعالین اروپایی درایالات متحده مطرح میکند.