تبليغاتX
آذربایجاندا قادین سسی

روز آنلاین: خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، روز گذشته با طرح اتهامات گسترده ای علیه شمار قابل توجهی از ‏فعالان حقوق زنان در ایران، به توصيه برخورد «انقلابي» با فعالان جنبش زنان در ایران پرداخت و نوشت: ‏‏«حجت بر ما تمام است ... بايد دين خود را به انقلاب اسلامي‎ ‎ايران ادا کنيم و در اين راه، تنها به دليران و ‏دريادلانِ انقلابي محتاجيم.»‏

تهدید روشنفکران و فعالان زنان و حقوق بشر در ایران در حالی صورت گرفت که روزنامه کیهان نیز چهارشنبه ‏طی سرمقاله خود به بهانه بهانه مخالفت با تعلیق اجرای مجازات سنگسار مدافعان و فعالان حقوق بشر در ایران را ‏‏«پیاده نظام دشمن» و «ستيزه جو با نظام» معرفی کرد.‏

‎‎فتوای قتل فعالان حقوق زنان‎‎

چهارشنبه 23 مرداد خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایرنا که تحت مدیریت مستقیم دولت محمود احمدی نژاد ‏اداره می شود، با انتشار اتهاماتی سنگین علیه فعالان حقوق زنان خواستار برخورد شديد با فعالان جنبش زنان در ‏ایران شد.‏

خبرگزاری دولت اتهامات و فتوای قتل زنان را به نقل از پیام فصلی نژاد که از وی به عنوان «پژوهشگر موسسه ‏کیهان» نامبرد منتشر کرد. فضلی نژاد که به شهادت بسیاری از فعالان مطبوعاتی در ایران در گذشته به عنوان ‏خبرچین سعید مرتضوی فعالیت می کرد، و در جریان بازداشت سیامک پورزند و نویسندگان سینمایی، بازداشت ‏روزنامه نگاران اقتصادی ،و پرونده وبلاگ نویسان نقش فعالی داشت در ماه های اخیر بیان بخشی از پرونده ‏سازیهای محفل امنیتی کیهان را بر عهده گرفته است.‏

در متن اتهامات انتشار یافته از سوی این خبرگزاری، شیرین عبادی برنده نوبل صلح چون هفته های گذشته به ‏عنوان هدف اول انتخاب شده است.‏

این خبرگزاری ادعا کرده که شیرین عبادی طی سخنرانی خود در اسپانیا که با حضور دبیر کل سازمان ملل ‏برگزار شده خواستار«به رسميت شناختن حقوق همجنسگرايان»، «تلاش براي استيفاي حقوق بهائيان»، «لغو ‏مجازات اعدام»، «تجمیع نیروی اصلاح طلبی برای دگرگونی ایران از طریف جنبش فمینیستی»، «برگزاری ‏رفراندوم برای تغییر نظام»، «حذف احکام اسلامی»، «ارائه تفسیری نو از دین اسلام»، «آموزش فرهنگ ‏دموکراسی غربی برای زنان» و لغو حجاب» شده است.‏

خبرگزاری دولتی ایرنا در ادامه با ربط دادن فعالیت های رسازمان ملل و از جمله فعالیت همایش جهانی «ائتلاف ‏تمدن ها» که تحت نظر و مدیریت سازمان ملل برگزار می شود نوشته: «ائتلاف تمدن ها اقدام براي افزايش‎ ‎درک ‏متقابل ميان فرهنگ هاي مختلف و همچنين مبارزه با افراط گرايي و افکار‎ ‎متعصبانه است» اما با وجود ادعا کرده ‏که این بخش از فعالیت ها سازمان ملل با «طرح خاورمیانه بزرگ» امریکا مربوط است.‏

فعالان حقوق زنان و روشنفکران ایرانی که خبرگزاری دولت از آنها با عنوان «روشنفکران‎ ‎مخملي» و ‏‏«روشنفکران مرتجع ديني و سکولار» نام برده، در این متن متهم شده اند که «براي پيشبرد طرح خاورميانه ‏بزرگ» به امریکا می گویند «به جاي انداختن بمب‌هاي خوشه‌اي، جنبش‌هاي‎ ‎فمينيستي را حمايت مالي کند».‏

‎ ‎ارگان رسمی دولت همچنین کمپین یک میلیون امضا را که از نزدیک دو سال پیش تاکنون با هدف جمع اوری ‏امضآئ و ارائه آن به مقامات جمهوری اسلامی جهت تغییر قوانین زن ستیز فعالیت می کند به عنوان یکی از ‏تهدیدات علیه جمهوری اسلامی نام برده و این کمیپن را متهم به «جنگ براندازی زنانه» کرده است. ايرنا در ‏همين راستا ادعا کرده که «ايالات متحده بيشتر توان اقتصادي و سياسي خود را‎ ‎براي انقلاب مخملي در ايران، ‏خرج پروژه موسوم به جنبش زنان مي‌کند.»‏

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 11:44 توسط قادین |

   همیشه مبارزه کرده ایم ، در تمام طول تاریخ... ! اما تاریخ داستان ما نیست، چرا که قلم هیچ گاه زبان ما نبوده است... بوده ایم، هر چند کمرنگ ولی بی شک تاثیر گذار، اما هیچ گاه ثبت نشده ایم و امروز درد بی هویتی ، بدون تاریخ، حذفمان می کند...
بسیاری اذعان دارند، آغاز تکوین جنبش زنان را بایستی از لحظه ای دانست که زنان آغاز به نگارش منسجم وضعیت خود کرده اند، چرا که نوشتن یعنی تفکر، یعنی بودن، یعنی... هویت. بی شک لذت بخش است هنگامی که تاریخ مکتوب بیش از 200 سال جنبش زنان اروپا و آمریکا در دستان ماست و زیباست هنگامی که تکاپوی صد ساله ی زنان ایران را نیز می خوانیم، ولی... اینجا در آذربایجان، قلم به کندی در دستانم پیش می رود! همواره تفکر و نوشتن به زبان رسمی، بیگانه با فرهنگ و هویت "خود" دشوار بوده است...
در کجا ایستاده ایم؟
مقدم بر کنش معطوف به تغییر، توصیفی شفاف و علمی و قابل اعتماد از وضعیتی است که در آن قرار گرفته ایم. نتایج بدست آمده از این توصیف، مبین چگونگی عکس العمل در راستای تغییر و بهبود وضع موجود خواهد بود. اما نباید از نظر دور داشت که توصیف وضعیت زنان، همبستگی قوی با جنبش زنان دارد. به عبارتی فعالان عرصه ی حقوق زنان، به توصیف وضعیت هم جنسان خود می پردازند و از این امر، به عنوان " مسئله" برای آغاز مبارزه شان استفاده می کنند.
اگر این قضایا را در چارچوب جامعه ی ایران بریزیم، با 2 متغیر تاثیرگذار رو به رو خواهیم شد:
1. ایران، کشوری با تنوع ملیت ها، قومیت ها و مذاهب است که در ابعاد جغرافیایی بسیار وسیع و ناهمگون، در حال تجربه ی متفاوتی از اشکال سنت و مدرنیته هستند.
2. این تنوع انکارناپذیر، زیر سلطه ی سانتریالیزم که بی شک با ناسیونالیسم فارسی-اسلامی به هم آمیخته از توسعه ی ناموزون رنج می برد. بدین گونه که هر چند در سطح بین المللی توسعه نیافتگی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... ایران دربرگیرنده ی کل کشور است. ولی در تقسیم بندی های درون مرزی، توسعه ویژگی سلسه مراتبی می یابد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 21:43 توسط قادین |

شهناز غلامي فعال حرکت ملي آذربايجان فعال زنان و روزنامه نگار ترک روز يکشنبه مورخه 19/8/87 توسط ماموران وزارت اطلاعات در منزل شخصي خود در محله قره آغاج شهر تبريز بازداشت شد.
به
گفته برادر خانم غلامي ماموران وزارت اطلاعات شب يکشنبه به منزل شخصي اين فعال مدني و روزنامه نگار مراجعه و ضمن تفتيش منزل ايشان ، خانم غلامي را با خود به نقطه نامعلومي بردند.شايان ذکر است چندي پيش خانم غلامي توسط شعبه يک دادگاه انقلاب تبريز به جرم تبليغ عليه نظام به شش ماه حبس تعزيري محکوم گرديده بود .پيش از اين نيز وي به دليل فعاليتهاي سياسي اش 5 سال (از سال 68 تا 73) در زندان تبريز محبوس
بوده است . خانم غلامي مدير وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) مي باشد.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 21:41 توسط قادین |

شرط اجازه ی پدر برای ازدواج دختر، اجازه ی شوهر برای خروج از کشور، اجازه ی شوهر برای اشتغال، اجازه ی پدر یا شوهر برای درمان و امروز اجازه ی کتبی پدر یا شوهر برای تحصیل در خارج از محل سکونت. این طومار اجازه ها به کجا خواهد انجامید؟! و لابد فردا اجازه ی پدر یا شوهر برای حیات و مرگمان...!
استدلال این است: زن موجودی ضعیفه و احساساتی است که توانایی تصمیم گیری برای آینده و سرنوشت خویش را ندارد و قادر به تشخیص صلاح خود نیست و این کسب اجازه ها طرحی است برای حمایت از این قشر ناتوان. در این مواقع لفظ حمایت را چه استادانه و زیرکانه به کار می برند برای سرپوش نهادن بر هدف کنترل و اعمال قدرت خود بر زنان و دختران. آیا این شرط اجازه ها راهی نیست بر هرچه بیشتر قرار گرفتن زنان و دختران در زیر لوای تسلط و اراده ی مردان؟ و نوشین احمدی چه شایسته آن را نام می نهد: « زنان زیر سایه ی پدرخوانده ها»
شرط اجازه ی کتبی پدر یا شوهر برای تحصیل در غیر محل سکونت را با هدف رفع مشکلات عدیده ی موجود برای دختران دانشجو و جلوگیری از آثار سوء اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی توجیه می کنند و اما به راستی کدامین مشکلات عدیده؟!
و اگر چنین است چرا به جای ارائه ی راه حل برای رفع این مشکلات، با مطرح کردن اجازه ، سعی در پاک کردن صورت مسئله دارند؟
آیا مشکلاتی که البته بدون ذکر آثار سوء شان عنوان می کنند به دلیل ماهیت جامعه ی مردسالار نیست؟ آیا مسائلی که دختران دانشجو چه در دانشگاه های محل سکونت و چه غیر محل سکونت با آن مواجه می شوند به خاطر روند جامعه پذیری در جامعه ای مردسالار که از همان ابتدا آنها را شخصیتی وابسته بار می آورد، نیست؟
نکته ی قابل توجه این است که اگر دختران ما تجربه ی مستقل بودن داشتند و اجازه ی تصمیم گیری به آنان داده می شد آیا هرگز چنین مشکلاتی وجود می داشت که اکنون برای حلش، آنان را از حق تحصیل دور از خانواده باز دارند؟
بعد از سهمیه بندی جنسیتی در کنکور، این طرح شیوه ای جدید برای محصور کردن دختران و زنان در چارچوب قوانین نابرابرانه، راهی نو برای تحمیل اراده و خواست مردسالاران بر آنان، محدود کردن حق تحصیل آنان و در واقع مبارزه با مشکلات عدیده ای است که استقلال زنان برای جامعه ی مردسالارانه شان ایجاد می کند!
زن مستقل که آزادانه برای خود بیندیشد، تصمیم بگیرد و عمل کند با الزامات مردسالاری سخت در تضاد است و این چیزی است که در برابرش می ایستند و برای ممانعت از تحققش تلاش می کنند.
و اما ارائه کنندگان ، امضا کنندگان و نیز تصویب کنندگان این طرح باید بدانند که نه تنها جنبش زنان بلکه تمامی زنان، مردان، خانواده ها و اقشار آگاه در برابر این به ظاهر دلسوزی هایشان که در واقع به کنار گذاشتن زنان نه فقط از عرصه های تصمیم گیری عمومی بلکه حتی کوتاه شدن دست آنان از تصمیم گیری در عرصه ی خصوصی زندگی شان می انجامد، خواهند ایستاد و برای تحقق آزادی و استقلال زنان جامعه ی ایرانی خواهند کوشید.

+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 23:32 توسط قادین |

خبرنامه امیرکبیر: دیده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد حکومت ایران حملات خود را علیه فعالان زن افزایش می‌دهد و آنان را مشمول حبس‌های خودسرانه، ممنوعیت خروج از کشور و اذیت و آزار می‌کند.

 مامورین امنیتی ایران در تاریخ ۲۶ اکتبر ۲۰۰۸ به سوسن طهماسبی یکی از رهبران کمپین یک میلیون امضا برای برابری اجازه سوار شدن به هواپیما را ندادند و بدون هیچ اتهامی گذرنامه او را مصادره کردند. آنها کامپیوتر او را نیز در منزلش مصادره کرده و از وی خواستند خود را برای بازجویی به دادگاه معرفی کند. حکومت ایران طی دو سال گذشته مانع از خروج طهماسبی از کشور شده، اما هرگز هیچ اتهامی علیه او مطرح نکرده و دلیلی برای ممنوع الخروج بودن او نیز ارائه نکرده است.

 سارا لی ویتسون مدیر بخش خاورمیانه در دیده بان حقوق بشر می‌گوید: “حکومت ایران به جای آنکه بدنبال ساکت کردن حامیان حقوق زنان که طرفدار ایجاد اصلاحات ضروری هستند باشد، باید در جهت لغو قوانین تبعیض آمیز در این کشور گام بردارد.”

 دیده بان حقوق بشر اعلام کرده که قوه قضائیه ایران طی سه سال گذشته بیش از ۱۰۰ فعال حقوق زنان را تحت تعقیب قرار داده و به بازداشت، ارعاب و ممنوعیت سفر تعدادی از آنها بویژه کسانیکه در کمپین یک میلیون امضا برای برابری فعالیت دارند، ادامه می‌دهد. هدف این کمپین مردمی افزایش آگاهی عمومی نسبت به قوانین تعبیض آمیز ایران علیه زنان است. این کمپین با جمع آوری یک میلیون امضا از سراسر کشور برای لغو این قوانین کوشش می‌کند.

 

 

+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 21:16 توسط قادین |

روزآنلاین: لايحه بومي سازي جنسيتي" پس از لايحه حمايت از خانواده که با واکنش جدي نهادهاي مدني- سياسي مدافع حقوق زنان مواجه شد و از دستور کار مجلس خارج گرديد، قانون تبعيض آميز ديگري است که فعالان حقوق زنان مي کوشند تا پيش از تصويب، مانع از قانوني شدن مفاد آن شوند و از شکل گيري قانون تبعيض آميز ديگري جلوگيري کنند.

بر همين اساس كميته زنان سازمان دانش آموختگان ايران (ادوار تحكيم وحدت) اين هفته نشستي با عنوان "نقد لايحه بومي سازي جنسيتي در دانشگاه‌ها" برگزار کرد که طي آن الهه کولايي، فاطمه صادقي و شادي صدر از اساتيد دانشگاه ها و فعالان حقوق زنان به سخنراني پرداختند.

كميته زنان سازمان ادوار تحكيم وحدت البته همزمان با برگزاري اين مراسم بيانيه اي را نيز در نقد سياست بومي سازي دانشگاه‌ها صادر کرد.

در اين بيانيه با يادآوري اين موضوع که "در در تاروپود جامعه امروز ايران خشونت عليه زنان به شكل صريح و آشكار تجويز شده" آمده است: "طرح بومي سازي که در پي مصوبه جديد شوراي عالي انقلاب فرهنگي در دستور کار قرار گرفته نيز حکايت از تفکري دارد که هرگز در يک بستر فرهنگي مناسب با حقوق برابر زنان به عنوان واقعيتي طبيعي و اجتماعي کنار نيامده و همچنين در تلاش است که کليشه ها را حتي در محيط هاي آموزشي نيز ترويج دهد و زن و مرد در دو نقش از پيش ساخته و با همان تلقي هاي كليشه هاي و ذات گرايانه از نقش هايشان باقي بمانند و زنان را از فرصت هاي برابر که به شکوفايي همه استعدادهاي انساني آنها منجر مي شود محروم كنند."

کميسيون زنان سازمان دانش آموختگان ايران ضمن محکوم کردن اين طرح دلايل خود براي مخالفت با طرح بومي سازي را اينگونه تشريح مي کند: "1- چنين طرحي بر خلاف نص صريح اصل 21 قانون اساسي است که تاکيد بر ايجاد فرصت هاي برابر تحصيلي دارد، اما تاكيد بر چنين طرحي با عنوان «بومي سازي» اسباب محروميت از تحصيل بسياري از دختران نخبه ي شهرستاني از دانشگاه هاي تراز اول کشور فراهم مي آيد و علاوه بر آنکه فرصت حضور و تجربه در عرصه عمومي را از آنان سلب مي كند از سوي ديگر آنان را به موجوداتي غير اجتماعي تبديل مي كند. همچنين پيشبرد چنين طرحي در بلند مدت نيز کاهش سطح مشارکت اقتصادي و اجتماعي و سياسي آنان را نيز به همراه مي آورد... 2- تصويب طرح هاي از اين دست سبب تضعيف توان علمي دانشگاه ها شده و سيستم آموزشي کشور به دليل نوع نگاهي خاص به زنان دچار ضربه هاي جبران ناپذيري خواهد شد.. 3- نبود امنيت، کمبود امکانات خوابگاهي و مشکلات جا به جايي و ديگر عواملي که براي توجيه اين طرح بر شمارده مي‌شود نشان از ناکارآمدي نهادهاي نظارتي ما و حکايت از نبود مديريت در تخصيص منابع در سطح کشور دارد و راه حل اين مشکلات محبوس کردن دختران در حصار شهرهايشان نيست..."

اين کميته همچنين تذکر داده است که وظيفه خطير دولت در جامعه اي پر از خشونت عليه زنان اين است که "هر چه زودتر فرصت‌هاي لازم براي بازنگري و اصلاح جدي قوانين بر اساس مقتضيات زمان که نيازمند برداشت هاي نوين از دين و همگام با فقه پويا بوده، فراهم آورده نه آنکه قوانين جديدي نيز تصويب شود که اين خشونت را تشديد كند."

شادي صدر: پروژه اي بنيادگرايانه

به گزارش سايت خبري مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران در اين نشست شادي صدر به عنوان اولين سخنران نشست کميته زنان سازمان دانش آموختگان ايران، سخنانشان را با اين مثال آغاز کرد که: "از نظر من دردناکترين قرباني بومي سازي دختري بود اهل روستاي قياس آباد که تمام کودکي اش اين گونه گذشت که قالي ببافد و به بقيه بچه ها برسد. سپس سعي و تلاش کرد تا درس بخواند و مانند ديگران به دانشگاه برود و در نهايت هم امسال توانست در کنکور سراسري با رتبه 200 قبول شود ولي به دليل بومي سازي جنسيتي در دانشگاه ها در هيچ دانشگاهي پذيرفته نشد".

صدر افزود: "موضوع اصلي، مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيست بلکه طرح آموزش عالي در خصوص موضوع بومي سازي جنسيتي در دانشگاه ها است. از نظر من اين طرح مانند خيلي ديگر از طرح ها که در مورد زنان در جريان است، يک پروژه بنيادگرايانه است".

اين وکيل دادگستري بنيادگرايي را يک جنبش سياسي دانست که در آن هويت جمعي بايد مشروع از ارزشهاي قومي و نژادي مورد قبول همگان باشد و در ادامه افزود: "به نوعي همه پروژه هاي بنيادگرايانه روي مواردي پياده مي شوند که از قبل مشروعيت داشته و همه بايد از آن تبعيت کنند، يک الگويي که مي گويد همه مثل هم باشند، همه يکجور لباس بپوشند و.... بنيادگرايان باورشان را به همه تحميل مي کنند و در واقع بنيادگرايي يک پديده واکنشي است و هدف اصلي آن زنان مي باشد و به عنوان پروژه سياسي براي گرفتن قدرت، خود را به روح و جنس زن نزديک مي کند".

صدر در ادامه گفت: "تحولات بعد از انقلاب، نظمي را براي زنان مستقر کرده است مانند: چگونگي رابطه زن و مرد، قوانين کنترل کننده روابط جنسي زن، تشکيل خانواده در چارچوب مردسالاري و.... در اين پروسه 30 ساله نظمي مستقر شده که در آن بي نظمي هاي زيادي وجود دارد. سنگسار از نظر من يک عامل کاملاً کنترل کننده زنان و هدف بنيادگرايي است".

شادي صدر با ذکر دو نوع مهاجرت يعني 1- از مرکز به پيرامون و 2- از پيرامون به مرکز، افزود: "مهاجرت از مرکز به پيرامون، دو اثر براي دختران دارد که صرفنظر از ايجاد تغييرات در جامعه، خارج شدن از کنترل دولت و خانواده است. وقتي زني از کنترل خانواده بيرون مي آيد از حوزه کنترل دولت نيز بيرون آمده و نوعي بي نظمي در مقابل آن نظم مستقر ايجاد مي کند. مشروعيت، يک چرخه دو طرفه بوده و پروژه بنيادگرايانه انتخابي است. اين پروژه بين تمام آدمها مرزبندي کرده و بر اين اساس سيستم خود را بنا مي کند."

صدر همچنين در نقد دو ﺳﺆال "بومي يعني چه؟ و محل سکونت يعني چه؟" گفت: "بومي يعني چه؟ يعني اينکه در چه شهري به دنيا آمده‌ام، در چه خانواده‌اي به دنيا آمد‌ه‌ام، ترک زبان يا فارسي زبان يا... هستم. اين دو ﺳﺆال نمي‌تواند مبناي تبعيض قرار گيرد".

وي در پايان سخنانشان از فعالان اجتماعي و زنان به دليل اينکه تاکنون هيچ عکس العمل جدي در خصوص لايحه بومي سازي جنسيتي از خود نشان نداده اند، انتقاد کرد.

الهه کولايي: دروني نشدن مظاهر توسعه

به گزارش سايت خبري سازمان دانش آموختگان ايران (ادوارنيوز) در اين مراسم همچنين الهه کولايي، استاد دانشگاه تهران آنچه را که اين روزها با عناوين مختلف طرح و لايحه عليه زنان از سوي نهادهاي قانونگذار در حال جريان است، مفاهيمي خواند كه دست كم ده‌ها سال است زمينه‌هايش در جامعه ودر ساختار قدرت فراهم شده و زن به ابزاري در جهت تامين منافع مرد تبديل شده‌است.

او همچنين به ورود مظاهر توسعه به كشور اشاره کرد و اينکه اين مظاهر دروني نشده و لوازمش فراهم نشده‌است.

كولايي افزود: "از همان زماني كه نام مركز امور زنان رياست جمهوري به مركز امور زنان و خانواده تغيير يافت، تقريبا اصل چرخش انديشه پيرامون زن در افكار سياستمداران مشخص شد. موضوع اين است كه زن را متعلق به حوزه خصوصي مي‌دانند و در اين راه طرح هايي مانند سهميه بندي جنسيتي و طرح بومي سازي جنسيتي و لايحه حمايت از خانواده وضع مي شود".

فاطمه صادقي: به زن به عنوان کالا نگاه مي کنند

فاطمه صادقي، پژوهشگر در حوزه مسائل زنان و استاد دانشگاه ديگر سخنران اين مراسم بود، صادقي با اشاره به ايجاد موجي به نام موج برگشت در جامعه در سطح حوزه انديشه و تصميم گيري گفت: "اين موج زنان را به خانه برمي‌گرداند، همچنين روشنفکران چپ و لائيک و نهضت پدر سالاري نيز در اين داستان همکاري کردند. موج برگشت اول، با انقلاب 57 به اوج خود رسيد و آنچه امروز شاهدش هستيم، موج برگشت دوم است. روشنفکري ايراني يک نهاد عقب مانده است که بدنه آن يا به عمد و يا غير عمد با موج برگشت همراهي مي‌کند. ما در جامعه اي زندگي مي کنيم که پدرسالار است و دانشگاه نمونه‌اي از اين جامعه پدرسالار به شمار مي آيد "

صادقي در ادامه سخنان خود اين پرسش را طرح کرد كه چرا بايد گفت و گو پيرامون چنين طرحي در شرايط كنوني جامعه اتفاق نيفتد و تحليل خود را اينطور بيان مي‌كند: "من تصور مي‌کنم دو قطبي‌ را که برقرار مي‌کنيم (دوران اصلاح طلبي و بعد اصول گرايي) بسيار ساده انگارانه است. به اعتقاد من بسياري از اتفاقات الان نتيجه كالايي شدن مناسبات اجتماعي است که به زن به عنوان يک جنس يا کالا نگاه مي کند. من فکر مي کنم زماني جامعه ما انسان اخلاقي را مدنظر داشت ولي هر چه از انقلاب فاصله مي‌گيريم اين اخلاق کمرنگ تر مي‌شود تا اينكه به دوران خاتمي مي رسيم و بعد از آن مي بينيم که يک پديده‌اي مانند دولت احمدي نژاد خلق مي شود. احمدي نژاد فرزند خلف وعده هايي است که در دوران اصلاحات برآورده نشدند، بنابراين يکسري تقصيرات و کم کاريها اتفاق افتاده‌است".

 

+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 21:14 توسط قادین |

برخی شروع موج اول فمینیسم را که به «جنبش حق رای»معروف شد،از سال1792(زمان انتشار مقاله ای از نویسنده ی انگلیسی،ماری ولستون کرافت با نام دادخواستی برای زنان) دانسته اند.این کتاب که علیه ژان ژاک روسو و موضع انقلاب فرانسه و بورژوازی کشورهایی که دختران را از برابری منع می کردند، نوشته شده بود،زمینه های طرح مباحث حقوق زنان را پس از انقلاب فرانسه در کشورهای غربی بیش از پیش فراهم کرد.درانگلستان، سال 1825 نخستین بیانیه در دفاع از حقوق زنان با امضای ویلیام تامسون انتشار یافت. در فرانسه،اعلامیه حقوق و وظایف زنان که در آن باز شدن در های مشاغل عمومی به روی زنان مطالبه شده بود،توسط مجله ی زنان(1838-1848)منتشر شد.در دهه ی1840،جنبش حقوق زنان در ایالات متحده،با پیمان آبشار سِنکا(1848)آغاز شد و دستاورد آن،اعلامیه ی احساسات،که با تاکید بر ستم دیدگی تاریخی زنان،آزادی وبرابری زنان را در عرصه های اقتصادی،آموزشی،اجتماعی و سیلسی،طلب می کرد،در اعلامیه استقلال آمریکا انعکاس یافت. این گردهمایی را شروع سازماندهی مستقل زنان بر اساس منافع خاص خودشان می دانند.در پی آن الیزابت کدی استانتن،انجمن ملی حق رای زنان را تاسیس کرد.بریتانیا نیز از دهه ی 1840به بعد،شاهدپدید آمدن جنبش های حق رای زنان بود.به هر صورت،گسترش جنبش زنان در نیمه ی قرن نوزدهم سبب شده است که بسیاری،آغاز موج اول را نیمه قرن نوزدهم بدانند.
در نیمه ی دهه ی 1880برخی ایالات آمریکا به زنان حق رای دادند،اما انگلستان به عنوان اولین کشور غربی در سال1918وپس ازاو آمریکا در سال 1920حق رای زنان را به رسمیت شناختند.
سالهای میان1920-1960راسالهای فترت جنبش فمینیستی می دانند.دستیابی زنان به حق رای در کشورهای مرجع که در آن جنبش های فمینیستی شکل گرفته و هدایت می شد و وقوع جنگ بین المللی دوم،از علل رکود این جنبش ها بود. البته این مسئله،به معنای خاموش شدن آتش مطالبات زنان  برای حق رای،آموزش ومظاهری از برابری، در کشورهای اروپایی وآسیایی نیست.حق رای زنان در بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی، کشف حجاب در برخی کشورهای اسلامی و بسیاری اصلاحات موردی دیگر،در همین مقطع زمانی حاصل شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 19:57 توسط قادین |

خبرنامه امیر کبیر:در صورت تصویب طرح “الزام دانشگاهها، مراکز و موسسات آموزش عالی به پذیرش دانشجویان دختر در محل سکونت آنها”، اگر دختران بخواهند در دانشگاهی خارج از محل سکونت خود ادامه تحصیل دهند، باید از پدر یا شوهر خود موافقت نامه کتبی بگیرند.

 براساس این طرح که در مهرماه امسال از سوی ۳۷ نماینده نوشته و به مجلس داده شده است، دانشگاهها، مراکز و موسسات آموزش عالی دولتی، آزاد اسلامی و غیره مکلف خواهند شد در پذیرش دانشجو به گونه ای عمل نمایند که دختران دانشجو در محل سکونت والدین یا همسران خود پذیرفته شوند. همچنین دانشگاهها موظف شده اند در صورت تقاضای دانشجویان دختر شاغل به تحصیل برای انتقال به دانشگاههای محل سکونت والدین یا همسران خود که دارای رتبه برابر با حداقل رتبه پذیرفته شده را دارند موافقت نمایند.

 در میان امضا کنندگان این طرح نام اسدالله بادامچیان در کنار نام علیرضا محجوب دیده می شود. همچنین عفت شریعتی، تنها زن امضا کننده این طرح است. عفت شریعتی، نماینده مشهد و عضو شورای مرکزی جامعه زینب است. موسی قربانی، علی مطهری، محمد تقی رهبر و شهاب الدین صدر نیز از امضا کنندگان این طرح هستند.

 طراحان این طرح که هم اکنون در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در حال بررسی است، هدف خود را حل مشکلات عدیده ای که از ” تحصیل دختران در دانشگاه ها، مراکز و موسسات آموزش عالی دور از خانواده و محل سکونت ایشان ناشی می گردد” و ” اجتناب از آثار سوء اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی چنین وضعیتی” عنوان کرده اند بدون اینکه از ذکری از این مشکلات و آثار سوء بکنند.

 متن کامل طرح الزام دانشگاهها، مراکز و موسسات آموزش عالی به پذیرش دانشجویان دختر در محل سکونت آنها به شرح زیر است:

 “طرح الزام دانشگاهها، مراکز و موسسات آموزش عالی به پذیرش دانشجویان دختر در محل سکونت آنها

 باسمه تعالی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی احتراما طرح ذیل که به امضاء ۳۷ نفر از نمایندگان رسیده است جهت طی مراحل قانونی تقدیم می گردد.

 نظر به مشکلات عدیده ای که از تحصیل دختران در دانشگاه ها، مراکز و موسسات آموزش عالی دور از خانواده و محل سکونت ایشان ناشی می گردد و به منظور اجتناب از آثار سوء اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی چنین وضعیتی طرح ذیل تقدیم می شود:

 ماده واحد- از تاریخ تصویب این قانون در دانشگاهها، مراکز و موسسات آموزش عالی دولتی، آزاد اسلامی و غیره مکلفند در پذیرش دانشجو به گونه ای عمل نمایند که دختران دانشجو در محل سکونت والدین یا همسران خود پذیرفته شوند. همچنین در صورت تقاضای دانشجویان دختر شاغل به تحصیل برای انتقال به دانشگاههای محل سکونت والدین یا همسران خود که دارای رتبه برابر با حداقل رتبه پذیرفته شده را دارند موافقت نمایند.

 تبصره- تحصیل دختران دانشجو در غیر محل سکونت والدین یا همسر، منوط به موافقت والدین یا همسر می باشد.”

 اسمی کامل امضا کنندگان طرح و شهر محل نمایندگی آن ها به این شرح است:

تهران: اسدالله بادامچیان، علی مطهری، علیرضا محجوب، حمید رسایی، شهاب الدین صدر

شیراز: جعفر قادری

مشهد: جواد آرین منش، عفت شریعتی، امیر حسین قاضی زاده هاشمی

درود و ازنا: عزت الله دهقان

بابل: علی کریمی فیروزجایی

محلات و دلیجان: علیرضا سلیمی

خرم آباد: محمد رضا ملکشاهی راد

اصفهان: محمدتقی رهبر

کرمانشاه: محمد کرمی راد

کوهدشت: علی شاهرخی

گرگان: عبدالحسین ناصری، علی طاهری

نهبندان و سربیشه: محمد رضا صابری

استهبان و نیریز: محمد سقایی

مرودشت و ارسنجان: حسن شبانپور

جهرم: محمدرضا رضایی

رامیان و آزادشهر: مرادعلی منصوری رضی

ایذه و باغملک: علیرضا دهقانی

الیگودرز: حجت الله رحمانی

سرچشمه و فیروزآباد: یونس موسوی

خرم آباد: رضا رحیمی نسب

اردستان: مصطفی طباطبایی نژاد

قم: علی بنایی

شیروان: محمد رضا حسین نژاد

بیرجند: حسین ابراهیمی

سبزوار: علی بروغنی

دامغان: حسین ملک محمدی

ورامین: حسین نقوی حسینی

قائنات: موسی قربانی

ساری: علی اصغر یوسف نژاد

کوثری

 

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 19:38 توسط قادین |

کانون زنان ایرانی::خانواده دكتر زهرا بني يعقوب پس از گذشت يكسال از مرگ مشكوك فرزندشان در بازداشتگاه امر به معروف و نهي از منكر همدان با نوشتن نامه اي خطاب به مردم ايران بويژه فعالان حقوق بشر ،روند پيگيري هاي خود را شرح داده اند و دست ياري به سوي آنها دراز كرده اند.خانواده دكتر زهرا در نامه خود نوشته اند :" متاسفانه تاكنون پرونده مرگ فرزندمان به نقطه روشني نرسيده است و متهمان همچنان آزاد هستند و مجازاتي براي آنها در نظر گرفته نشده است و هيچ كس پاسخ مشخصي به ما نمي دهد."

متن كامل اين نامه كه از سوي خانواده زهرا بني يعقوب در اختيار كانون زنان ايراني گذاشته شده است ،به اين شرح است :

به نام خدا

مردم آگاه ايران ،بويژه فعالان حقوق بشر

بيش از يكسال از مرگ مشكوك فرزند دلبندمان دكتر زهرا بني يعقوب در بازداشتگاه امر به معروف و نهي از منكر همدان مي گذرد.در اين مدت تلاش فراواني از سوي ما ، وكلاي مدافع پرونده ، فعالان حقوق بشر و حقوق زنان و روزنامه نگاران مستقل براي كشف حقيقت صورت گرفته اما متاسفانه تاكنون پرونده به نقطه روشني نرسيده است و متهمان همچنان آزاد هستند و مجازاتي براي آنها در نظر گرفته نشده است.هيچ كس پاسخ مشخصي به ما نمي دهد.به همين دليل با مروري بر پرونده دخترمان از شما ياري مي خواهيم و جمله تامل برانگيز يك هزار دانشجوي پزشكي را كه چند روز قبل با ارسال توماري براي رييس قوه قضائيه نسبت به چگونگي روند رسيدگي به اين پرونده اعتراض كردند ، ياد آوري مي كنيم :"اين اتفاق مي توانست و مي تواند براي هركدام از فرزندان ايران زمين روي دهد."

فرزند ما ، دکتر زهرا بنی یعقوب دانش آموخته دبيرستان تيزهوشان ،نفر 23 آزمون سراسري دانشگاهها و فارغ التحصيل دانشگاه علوم پزشكي تهران از حدود هشت ماه قبل از مرگش ، در مناطق محرم همدان و کردستان در حال طبابت بود . او به خاطر پدرش که زندانی سیاسی رژیم شاه بود ، از طرح خدمت اجباری پزشکان معافیت داشت و حضورش در این مناطق محروم کاملا داوطلبانه بود .

زهرا ي 27 ساله ما ،روز جمعه 20 مهرماه 86 ساعت 10 صبح در پارکی در شهر همدان به همراه نامزدش توسط ماموران ستاد امر به معروف دستگیر شد . مسوولان اين ستاد بیش از 24 ساعت ما را در جریان بازداشت دخترمان قرار ندادند . چرا که بازداشت او را از اختیارات قانونی خود می دانستند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 19:24 توسط قادین |

کانون زنان ایرانی-فریده غائب: "آیا عشا خواسته ای جز برابری انسان ها دارد؟ آیا رفع تبعیض ها و نابرابری ها ی قانونی علیه زنان خواسته بزرگی است؟"

غلامرضا مومنی پدر 60 ساله عشا 12 روز است که از دخترش که در زندان اوین به سر می برد؛ بی خبر است . پدر عشا هنوز نتواسته خود را قانع کند که دختر جوانش فقط به خاطر تلاش برای رسیدن به برابری زندانی شده است .

عشا مومنی ، دختر جوانی است که داوطلبانه به کمپین یک میلیون امضا در کالیفرنیا پیوست. او که دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات و هنر در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا نورتریج است برای انجام تحقیق دانشگاهی اش به ایران آمد اما بیست و چهارم مهر ماه در یکی از اتوبان های تهران در حین رانندگی، توسط افرادی که خود را ماموران راهنمائی-رانندگی معرفی می کردند، بازداشت شد. ماموران وانمود می کردند که دستگیری او به دلیل تخلف رانندگی است، اما از آن هنگام عشا به بند ۲۰۹زندان اوین منتقل شده و در زندان انفرادی محبوس است.

آقای مومنی!عشا 12 روز است که در زندان اوین حبس شده است.آخرین تماس تان با او چه زمان بوده است؟

فقط یک بار، روز بعد از دستگیری اش با ما تماس تلفنی داشت و با مادرش و من صحبت کرد.بعد از آن هیچ خبری از او نشد ه است و پی گیری ها رفت و امدهای ما به دادگاه انقلاب هم تا کنون بی نتیجه بوده است.بر اساس نامه ای که به من داده بودند چندین بار به دادگاه انقلاب مراجعه کردم اما هر بار گفته شد که خودشان خبرمان می کنند که تا حالا هم هیچ خبری نشده و ما را در انتظار نگه داشته اند.

شنیده ام که عشا به بیماری سنگ کلیه مبتلاست .آیا حتی شما را از شرایط جسمی دخترتان آگاه نمی کنند؟

بیشترین نگرانی ما هم شرایط بد جسمی عشاست.او سنگ کلیه و نارحتی معده دارد .جسم عشا بسیار ضعیف است و نمی دانم او را در چه شرایطی نگهداری می کنند .قرار بود کلیه عشا چند روز پیش جراحی شود اما او حالا در زندان با ناراحتی کلیه و معده دارد درد می کشد.

این بازداشت غیر از هزینه های جسمی چه هزینه های دیگری برای عشا داشت؟

چه هزینه ای بالاتر از این که دخترم ترم تحصیلی خود ا از دست داد و این ترم به جای دانشگاه در زندان است.همچنین این بازداشت باعث شد عشا کارش را از دست بدهد. او که حسابدار یکی از رستوران های زنجیره ای بود مطئنا به خاطر این غیبت کارش را از دست می دهد و خوب می دانید که پیدا کردن کار در امریکا چقدر سخت است.

پس از بازداشت عشا، ماموران وزارت اطلاعات به منزل شما آمدند و فیلم هایی را که عشا تهیه کرده بود با خود برد.مگر این فیلم ها چه بودند؟

عشا می خواست فیلمی درباره وضعیت زنان در ایران تهیه کند.این فیلم پروژه دانشگاهی عشا بود که می خواست آن را در دانشگاه به نمایش دربیاورد و برای پول و یا مرکز خاصی این فیلم را تهیه نمی کرد.

فیلم هایی که برده اند مجموعه ای از مصاحبه هایی است که دخترم با فعالان اجتماعی و زنان انجام داده بود. این فیلم ها نشان می داد زنان جامعه ما چقدر رشد کرده اند و در چه سطح بالایی از آگاهی اجتماعی قرار دارند. این فیلم می توانست تاثیر خیلی خوبی خارج از کشور داشته باشد. عشا این فیلم ها را برای کار دانشگاهی اش تهیه کرده بود. خود من در آمریکا تحصیل کرده ام و با اینکه قرار نبود این فیلم ها خارج از چارچوب دانشگاه پخش شود اما می دانم که آنجا حتي در سطح استادان دانشگاه ها هم دید خوبی درباره ایران و وضعیت زنان کشور وجود ندارد و عشا هم خیلی روی این موضوع حساس بود. حال اگر عشا تصمیم می گرفت برود از مردم کوچه بازار فیلم تهیه کند می گفتند او می خواهد فقر و محرومیت را در ایران به تصویر بکشد و چهره نظام را خراب کند. اما دیدن این زنان چه تاثیری می تواند خارج از کشور داشته باشد جز نشان دادن رشد جامعه ایران؟ اقدام ایران موجب شد که دانشگاه نوتریج علیه ایران شکایت کند.

آیا هیچ وقت عشا درباره اینکه چرا موضوع پروژه اش را زنان ایران انتخاب کرده با شما حرفی زده است؟

عشا روی نگرش امریکایی ها درباره زنان ایران بسیار حساس بود.تصور آنان درباره زن ایرانی زنی عقب مانده ی با پوشیه است و عشا در واقع با مصاحبه با زنان آگاه ایرانی می خواست این تصور را تغییر دهد.

می خواهم بدانم آیا خود عشا در زندگی اش با نابرابری های قانونی دست و پنجه نرم کرده است؟

بله.او در ایران ازدواج ناموفقی داشت.شوهرش یک بیمار روانی بود که جز لذیت و آزار عشا کاری نمی کرد.البته این مرد را هر که در بیرون می دید تصور نمی کرد که بیمار است.و قانون ما هم آنقدر به نفع مردان نوشته شده که حق طلاق را به مرد داده و زن از این حق بهره مند نیست.دختر من هم با هزاران مکافات توانست طلاق خود را بگیرد.این تنها یکی از نابرابری هاست.

آيا شما خودتان هم در باره نابرابري هاي قانوني در باره زنان فكر مي كنيد و ذهن تان را مشغول مي كند؟

به نظر من هرکسی که این نابرابری ها را می بیند نمی تواند به ان فکر نکند.من چطور می توانم درباره قانونی که به مرد اجازه داده چهار زن بگیرد و حق طلاق هم با او باشد نیندیشم؟آیا به نظر شما این نابرابری نیست؟ چرا در حالی که 60 درصد دانشجویان ما را دختران تشکیل می دهند هنوز در قانون نصف مردان به حساب می روند؟ کمپین يك ميليون امضا هم به دنبال رفع همین نابرابری هاست و عشا هم از این تلاش ها مستثنی نیست.من هم با تلاش های دخترم موافقم و حتی گمان نمی کردم فیلمی که عشا درباره این بدیهیات ساخته موجب شود او به زندان بیفتد.

در جایی گفته بودید برای اطلاع رسانی درباره وضعیت عشا با رسانه های خارجی مصاحبه نمی کنید.چرا؟

چون وزارت اطلاعات گفته بود اگر مي خواهيم عشا هر چه زودتر آزاد شود نباید مصاحبه کنیم.اما آنها به قول خود عمل نکردند و من هم از حالا به بعد مصاحبه خواهم کرد.

خیلی ها می پرسند معنای عشا چیست.آقای مومنی چرا اسم عشا را برای دخترتان انتخاب کردید؟

قبل از انقلاب که در آمریکا درس می خواندم به دلیل علاقه ام به نماز مغرب و عشا نام دخترم را عشا گذاشتم وگرنه معنای دیگری ندارد. وقتی می بینم امروز همان دختری که از ناز و نعمت در امریکا به خاطر دغدغه هایش به ایران آمد اما امروز در یک سلول انفرادی در زندان است دلم به درد می آید.

 

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 19:17 توسط قادین |