تبليغاتX
آذربایجاندا قادین سسی

خبرنامه امیرکبیر: در حالی که‌ ۲ هفته‌ از روز جهانی مبارزه‌ با خشونت بر علیه‌ زنان می گذرد اخبار رسیده‌ همچنان حکایت از آن دارد که‌ این نوع خشونت هر روز قربانی های تازه‌ای می گیرد.این بار دو زن در شهرهای مهاباد و پیرانشهر در واکنش به‌ خشونت وسیعی که‌ علیه‌ زنان جریان دارد به‌ زندگی خود خاتمه‌ دادند.

 روز بیستم آذرماه درمحله‌ی مجبور آباد شهر مهاباد زن جوانی به نام “شهین محمد امین اقدم”  به‌ وسیله‌ی خوردن چندین نوع داروی مختلف دست به خود کشی زده‌ است. وی مدتی بود به خاطر آزار واذیت های همسرش  به‌ خانه پدری بناه برده بود ،اما در آنجا هم باخشونتی مضاعف روبه رو می شود و در نهایت دست به خودکشی میزند .

 همچنین روز یک شنبه‌ ۱۹ آذرماه  نیز زن دیگری به‌ نام “سحر” ساکن محله‌ی فرهنگیان شهر پیرانشهر پس از آنکه‌ از سوی شوهر خود مورد کتک و آزار شدید قرار می گیرد دست به‌ خود کشی از راه خفه‌ کردن خود زده‌ است.

نزدیکان این زن میگویند که‌ او به‌ شدت هر چه‌ تمامتر و به‌ صورت پیوسته‌ از جانب شوهر خود مورد شکنجه‌ قرار می گرفته‌ است.

 زنان آذرمهر

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 0:45 توسط قادین |

مدرسه فمینیستی: روز چهارشنبه 20 آذرماه 1387، ساعت هفت صبح                                      هنگامی که نسرین ستوده، وکیل دادگستری و از وکلای سرشناس کمپین یک میلیون امضاء به همراه شوهر و دو فرزند خود راهی ایتالیا بود، در فرودگاه امام خمینی، ممنوع الخروج اعلام شد و پاسپورت وی نیز توسط ماموران امنیتی فرودگاه ضبط شد.

نسرین ستوده که برنده اولین جایزه بین المللی حقوق بشر ایتالیا از سوی بنیاد زودتیرول، در سال ۲۰۰۸ معرفی شده است، قرار بود برای دریافت این جایزه و شرکت در مراسم اهدای آن به ایتالیا سفر کند، اما هنگامی که او چمدان های خود را تحویل قسمت باربری هواپیما داد و تمام مراحل خروج، از جمله مهر خروج بر پاسپورت اش ثبت شد، ناگهان نام او را از بلندگوی سالن فرودگاه اعلام کردند و در پی آن چند مامور امنیتی فرودگاه، بی سیم به دست، از نسرین ستوده خواستند پاسپورت اش را تحویل آنان بدهد.

نسرین ستوده برای این کار از آنان کارت شناسایی معتبر درخواست کرد. اما ماموران، «بی سیم» خود را به جای کارت شناسایی به وی نشان دادند. نسرین ستوده از ارائه گذرنامه اش خودداری کرد و به آنان با صراحت خاطر نشان ساخت که بدون انجام مراحل قانونی و ارائه حکم و برگه رسید ضبط پاسپورت، گذرنامه اش را به آنان تحویل نخواهد داد. این امر باعث شد که همسر نسرین ستوده را نیز از داخل هواپیما فرابخوانند و پاسپورت او را از وی طلب کنند.

درنهایت آنان با ارائه رسید رسمی، پاسپورت نسرین ستوده را ضبط کردند و از خروج او از کشور ممانعت به عمل آوردند. بالاخره نسرین ستوده و پسر کوچک او از سفر بازماندند اما همسر وی به همراه دختر کوچک شان موفق شدند از کشور خارج شوند تا در مراسم اهدای جایزه بین المللی حقوق بشر ایتالیا شرکت و به نیابت از نسرین ستوده این جایزه دریافت کنند.

ممانعت از خروج نسرین ستوده، آخرین نمونه از ممنوع الخروجی فعالان جنبش حقوق برابر و کمپین یک میلیون امضاء در ایران است. پیشتر، چهار تن دیگر از فعالان کمپین یک میلیون امضا از جمله: منصوره شجاعی، پروین اردلان، طلعت تقی نیا و سوسن طهماسبی از سفرشان به خارج از کشور جلوگیری و ممنوع الخروج شده اند.

لازم به یادآوری است نسرین ستوده وکالت بسیاری از فعالان کمپین یک میلیون امضاء و برخی از فعالان اجتماعی و سیاسی دیگر را برعهده دارد و تاکنون در زمینه لغو اعدام کودکان زیر 18 سال فعالیت های گسترده ای انجام داده است.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 14:37 توسط قادین |

تغییر برای برابری:کمپین یک میلیون امضا جزو ده نامزد برنده ی جایزه ی OneWorld در سال 2008 است. در بین دیگر نامزدهای جایزه فعالینی از کنگو, هند, اروپا, پاکستان, پرو و خاور میانه حضور دارند. درسایت http://us.oneworld.net/perspectives/peopleof2008 درباره این جایزه آمده است:

" انتخاب نهایی از میان این گروه ها بسیار سخت است و ما از شما می خواهیم که در این رای گیری شرکت کنید. تاثیراین کار بر شناخته شدن گروه ها و حمایت های بعدی بسیار مهم است.

معیارما در انتخاب این نامزدها مواردی چون رعایت اصول حقوق بشر برای همه, توزیع عادلانه منابع طبیعی و اقتصادی دنیا, روش های ساده و موثر زندگی, حق هر انسان برای آگاهی دادن و آگاه شدن, مشارکت و شفافیت در تصمیم گیری, تفاوت های فرهنگی- اجتماعی و زبانی بوده است."

به جز کمپین یک میلیون امضا, نه نامزد دیگر وجود دارند که در رابطه با نوع فعالیت آنها می توانید در سایت بخوانید.

هفته ی گذشته سایت تغییر برای برابری برنده ی جایزه ی گزارشگران بدون مرز شد و در هفته ی جاری دانشجویان عضو عفو بین الملل در کنفرانسی برای نشان دادن همبستگی با کمپین یک ملیون امضا جمع شدند. این گونه همدلی و حمایت های مستقل جهانی در شرایطی که فشار داخلی بر فعالین کمپین افزایش یافته, مایه ی دلگرمی و انگیزه برای ادامه ی کارمان است.

برای رای دادن به نامزدها به اینجا بروید

http://us.oneworld.net/perspectives/peopleof2008

 

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 0:1 توسط قادین |

تغییر برای برابری:پس از برنده شدن جایزه ویژه گزارشگران بدون مرز در مسابقه سالانه دویچه ووله، در هفدهمین دوره‏ی مراسم اهدای جوایز سال «آزادی بیان» از سوی سازمان گزارش‏گران بدون مرز نیز سایت تغییر برای برابری به عنوان یکی از نامزدهای بخش وبلاگ ها مطرح شد.

به گزارش رادیو زمانه در این مراسم که چهارم دسامبر، برابر با چهاردهم آذرماه، در پاریس برپا شد، سرانجام زارگانا و نایف اُنلا دو روزنامه‏نگار زندانی در برمه به طور مشترک، برنده‏ی جایزه‏ی مبارزه از طریق اینترنت شدند.

شیرین عبادی، برنده‏ی جایزه‏ی صلح نوبل، میهمان ویژه‏ی این مراسم بود. او جوایز برندگان را به آنان یا فرستادگانشان اهدا کرد و درباره‏ی سانسور در جهان و به ویژه در ایران، سخن گفت.

عبادی در پاسخ به سوالی درباره نامزد شدن سایت تغییر برای برابری گفت:" تلاش فعالین حقوق زن در ایران، همواره مورد تقدیر آزاداندیشان دنیا قرار گرفته و این که آن‏ها توانستند با امکانات بسیار اندک و نویسندگان قلیلی که دارند، خودشان را به دنیا بشناسانند، باعث افتخار و سربلندی خودشان، من و همه‏ی ایرانی‏ها است."

رضا معینی، مسوول ایران، افغانستان و تاجیکستان، سازمان گزارش‏گران بدون مرز نیز به زمانه گفت:" خیلی خوشحال می‏شدم، اگر سایت «تغییر برای برابری»، برنده‏ی این جایزه می‏شد. ولی همین‏که به عنوان نامزد طرح بوده و عملاً طرح شد، مهم است. همان‏طور که دیدیم، هنگام سخنرانی خانم عبادی کلیپ دوستان ما برای کمپین یک میلیون امضا، در پشت سر ایشان پخش می‏شد. در جلساتی این‏گونه، طرح شدن اهمیت دارد.

سال گذشته هم روزنامه‏نگار ایرانی، خانم ژیلا بنی‏یعقوب کاندیدای ما بود، اما برای اهدای این جوایز، همواره هیأت داوران که ۲۷ روزنامه‏نگار از ۲۷ کشور در سراسر جهان هستند، رأی می‏دهند و ما دخالتی نداریم. ضمن این که آقای رضا علیجانی هم به عنوان روزنامه‏نگاری که در سال ۲۰۰۱ برنده‏ی جایزه شد."

فرنگیس حبیبی، روزنامه‏نگار و مسوول بخش فارسی رادیو فرانسه از دیگر شرکت کنندگان در این مراسم بود.حبیبی پاسخ رادیو زمانه در رابطه با نامزدی سایت تغییر برای برابری را اینگونه داد:"طبیعتا به خاطر دل‏بستگی عاطفی، حرفه‏ای و هم‏بستگی حرفه‏‏ای ملی که داریم، دلمان می‏خواست کسانی که در ایران در شرایط بسیار سخت کار می‏کنند و سعی می‏کنند پیام خودشان را برسانند و در این مورد زنانی که برای لغو قوانین تبعیض‏آمیز و برابری حقوق مبارزه و تلاش می‏کنند، جایزه‏ای در این مراسم بسیارصمیمی و باشکوه بگیرند. ولی در عین حال وقتی می‏بینم روزنامه‏نگار برمه‏ای که ۴۵ سال به علاوه‏ی ۱۴ سال را باید در زندان بگذراند، یا روزنامه‏نگار کوبایی که ۲۰ سال را باید در زندان بگذراند، این جایزه را گرفته، بازهم فکر می‏کنم خوب است که چنین سازمانی مثل گزارش‏گران بدون مرز هست که نگهبان صدای روزنامه‏نگارانی است که در بدترین شرایط، از درون زندان‏ها و بیغوله‏ها سعی می‏کنند حرفه‏اشان را انجام بدهند. البته، دل‏گرمی خاصی برای زنانی خواهد بود که در ایران کار می‏کنند و شاید دور نباشد که جوایزی دریافت کنند. چه در این‏جا و چه در جاهای دیگر.

زنانی که در ایران و اصولاً روزنامه‏نگارانی که در ایران دارند کار می‏کنند، در لحظات آینده از این مراسم خبردار می‌شوند. آن‏ها هم خوشحال خواهند شد که بالاخره روزنامه‏نگاران و همکارانشان در جاهای دیگر دنیا، جایزه گرفته‏اند."

لادن برومند، یکی از فعالان حقوق بشر نیز با بیان اینکه ایران در این مراسم با بودن شیرین عبادی به عنوان میهمان ویژه و نیز نامزد شدن سایت «تغییر برای برابری» حضوری فعال داشت ، تاکید کرد:"جزو نامزدها شدن، خود نوعی شناسایی و ادای احترام به کار آن‏ها است. اهمیت ایران در این مورد این بود که در چهره‏ی یک برنده‏ی جایزه‏ی صلح نوبل که برای حقوق بشر در ایران کار می‏کند، به نوعی ایران هم حضور داشت و این همبستگی بین کشورهایی که گرفتارند و آزادی در آن‏ها نیست را هم نشان می‏دهد."

از سه جایزه‏ی سال ۲۰۰۸ سازمان گزارش‏گران بدون مرز، امسال دو جایزه به روزنامه‏نگاران و وبلاگ‏نویسان قاره‏ی آسیا که بیشتر از دیگر قاره‏ها با زندان و سانسور روزنامه‏نگاران روبرو است، داده شد.

جایزه‏ی دیگر به یک روزنامه‏نگار دربند کوبایی تعلق گرفت. ریکاردو گنزالس آلفونزو از کوبا، برنده‏ی جایزه‏ی روزنامه‏نگار سال شد که در راه آزادی خبر و اطلاعات تلاشی پیگیر داشته و اکنون سال‏هاست در هاوانا زندانی است. او در ماه مارس ۲۰۰۳ همراه ۲۶ روزنامه‏نگار دیگر کوبایی دستگیر و زندانی شد و با وجود بیماری و یک بار جراحی شدن، هم‏چنان زندانی است.

در این قسمت، روزنامه‏نگاران دیگری نیز نامزد بودند؛ موسی کاکا از نیجریه، میشل کیلو از سوریه، ناتالیا مورار از روسیه و نیسیان یاگما از سریلانکا.

جایزه‏ی رسانه‏ی سال که به وبلاگ‏ها، رادیوها و رسانه‏هایی که در راه آزادی بیان مبارزه می‏‏کنند داده می‏شود، به «رادیوی آزاد» در کره‏ی شمالی داده شد که روزنامه‏نگار آن به زندانی طولانی در رژیم کره‏ شمالی محکوم شده است.

 


 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 23:46 توسط قادین |

روز آنلاین: خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، روز گذشته با طرح اتهامات گسترده ای علیه شمار قابل توجهی از ‏فعالان حقوق زنان در ایران، به توصيه برخورد «انقلابي» با فعالان جنبش زنان در ایران پرداخت و نوشت: ‏‏«حجت بر ما تمام است ... بايد دين خود را به انقلاب اسلامي‎ ‎ايران ادا کنيم و در اين راه، تنها به دليران و ‏دريادلانِ انقلابي محتاجيم.»‏

تهدید روشنفکران و فعالان زنان و حقوق بشر در ایران در حالی صورت گرفت که روزنامه کیهان نیز چهارشنبه ‏طی سرمقاله خود به بهانه بهانه مخالفت با تعلیق اجرای مجازات سنگسار مدافعان و فعالان حقوق بشر در ایران را ‏‏«پیاده نظام دشمن» و «ستيزه جو با نظام» معرفی کرد.‏

‎‎فتوای قتل فعالان حقوق زنان‎‎

چهارشنبه 23 مرداد خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایرنا که تحت مدیریت مستقیم دولت محمود احمدی نژاد ‏اداره می شود، با انتشار اتهاماتی سنگین علیه فعالان حقوق زنان خواستار برخورد شديد با فعالان جنبش زنان در ‏ایران شد.‏

خبرگزاری دولت اتهامات و فتوای قتل زنان را به نقل از پیام فصلی نژاد که از وی به عنوان «پژوهشگر موسسه ‏کیهان» نامبرد منتشر کرد. فضلی نژاد که به شهادت بسیاری از فعالان مطبوعاتی در ایران در گذشته به عنوان ‏خبرچین سعید مرتضوی فعالیت می کرد، و در جریان بازداشت سیامک پورزند و نویسندگان سینمایی، بازداشت ‏روزنامه نگاران اقتصادی ،و پرونده وبلاگ نویسان نقش فعالی داشت در ماه های اخیر بیان بخشی از پرونده ‏سازیهای محفل امنیتی کیهان را بر عهده گرفته است.‏

در متن اتهامات انتشار یافته از سوی این خبرگزاری، شیرین عبادی برنده نوبل صلح چون هفته های گذشته به ‏عنوان هدف اول انتخاب شده است.‏

این خبرگزاری ادعا کرده که شیرین عبادی طی سخنرانی خود در اسپانیا که با حضور دبیر کل سازمان ملل ‏برگزار شده خواستار«به رسميت شناختن حقوق همجنسگرايان»، «تلاش براي استيفاي حقوق بهائيان»، «لغو ‏مجازات اعدام»، «تجمیع نیروی اصلاح طلبی برای دگرگونی ایران از طریف جنبش فمینیستی»، «برگزاری ‏رفراندوم برای تغییر نظام»، «حذف احکام اسلامی»، «ارائه تفسیری نو از دین اسلام»، «آموزش فرهنگ ‏دموکراسی غربی برای زنان» و لغو حجاب» شده است.‏

خبرگزاری دولتی ایرنا در ادامه با ربط دادن فعالیت های رسازمان ملل و از جمله فعالیت همایش جهانی «ائتلاف ‏تمدن ها» که تحت نظر و مدیریت سازمان ملل برگزار می شود نوشته: «ائتلاف تمدن ها اقدام براي افزايش‎ ‎درک ‏متقابل ميان فرهنگ هاي مختلف و همچنين مبارزه با افراط گرايي و افکار‎ ‎متعصبانه است» اما با وجود ادعا کرده ‏که این بخش از فعالیت ها سازمان ملل با «طرح خاورمیانه بزرگ» امریکا مربوط است.‏

فعالان حقوق زنان و روشنفکران ایرانی که خبرگزاری دولت از آنها با عنوان «روشنفکران‎ ‎مخملي» و ‏‏«روشنفکران مرتجع ديني و سکولار» نام برده، در این متن متهم شده اند که «براي پيشبرد طرح خاورميانه ‏بزرگ» به امریکا می گویند «به جاي انداختن بمب‌هاي خوشه‌اي، جنبش‌هاي‎ ‎فمينيستي را حمايت مالي کند».‏

‎ ‎ارگان رسمی دولت همچنین کمپین یک میلیون امضا را که از نزدیک دو سال پیش تاکنون با هدف جمع اوری ‏امضآئ و ارائه آن به مقامات جمهوری اسلامی جهت تغییر قوانین زن ستیز فعالیت می کند به عنوان یکی از ‏تهدیدات علیه جمهوری اسلامی نام برده و این کمیپن را متهم به «جنگ براندازی زنانه» کرده است. ايرنا در ‏همين راستا ادعا کرده که «ايالات متحده بيشتر توان اقتصادي و سياسي خود را‎ ‎براي انقلاب مخملي در ايران، ‏خرج پروژه موسوم به جنبش زنان مي‌کند.»‏

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 11:44 توسط قادین |

شهناز غلامي فعال حرکت ملي آذربايجان فعال زنان و روزنامه نگار ترک روز يکشنبه مورخه 19/8/87 توسط ماموران وزارت اطلاعات در منزل شخصي خود در محله قره آغاج شهر تبريز بازداشت شد.
به
گفته برادر خانم غلامي ماموران وزارت اطلاعات شب يکشنبه به منزل شخصي اين فعال مدني و روزنامه نگار مراجعه و ضمن تفتيش منزل ايشان ، خانم غلامي را با خود به نقطه نامعلومي بردند.شايان ذکر است چندي پيش خانم غلامي توسط شعبه يک دادگاه انقلاب تبريز به جرم تبليغ عليه نظام به شش ماه حبس تعزيري محکوم گرديده بود .پيش از اين نيز وي به دليل فعاليتهاي سياسي اش 5 سال (از سال 68 تا 73) در زندان تبريز محبوس
بوده است . خانم غلامي مدير وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) مي باشد.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 21:41 توسط قادین |

خبرنامه امیرکبیر: دیده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد حکومت ایران حملات خود را علیه فعالان زن افزایش می‌دهد و آنان را مشمول حبس‌های خودسرانه، ممنوعیت خروج از کشور و اذیت و آزار می‌کند.

 مامورین امنیتی ایران در تاریخ ۲۶ اکتبر ۲۰۰۸ به سوسن طهماسبی یکی از رهبران کمپین یک میلیون امضا برای برابری اجازه سوار شدن به هواپیما را ندادند و بدون هیچ اتهامی گذرنامه او را مصادره کردند. آنها کامپیوتر او را نیز در منزلش مصادره کرده و از وی خواستند خود را برای بازجویی به دادگاه معرفی کند. حکومت ایران طی دو سال گذشته مانع از خروج طهماسبی از کشور شده، اما هرگز هیچ اتهامی علیه او مطرح نکرده و دلیلی برای ممنوع الخروج بودن او نیز ارائه نکرده است.

 سارا لی ویتسون مدیر بخش خاورمیانه در دیده بان حقوق بشر می‌گوید: “حکومت ایران به جای آنکه بدنبال ساکت کردن حامیان حقوق زنان که طرفدار ایجاد اصلاحات ضروری هستند باشد، باید در جهت لغو قوانین تبعیض آمیز در این کشور گام بردارد.”

 دیده بان حقوق بشر اعلام کرده که قوه قضائیه ایران طی سه سال گذشته بیش از ۱۰۰ فعال حقوق زنان را تحت تعقیب قرار داده و به بازداشت، ارعاب و ممنوعیت سفر تعدادی از آنها بویژه کسانیکه در کمپین یک میلیون امضا برای برابری فعالیت دارند، ادامه می‌دهد. هدف این کمپین مردمی افزایش آگاهی عمومی نسبت به قوانین تعبیض آمیز ایران علیه زنان است. این کمپین با جمع آوری یک میلیون امضا از سراسر کشور برای لغو این قوانین کوشش می‌کند.

 

 

+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 21:16 توسط قادین |

کانون زنان ایرانی::خانواده دكتر زهرا بني يعقوب پس از گذشت يكسال از مرگ مشكوك فرزندشان در بازداشتگاه امر به معروف و نهي از منكر همدان با نوشتن نامه اي خطاب به مردم ايران بويژه فعالان حقوق بشر ،روند پيگيري هاي خود را شرح داده اند و دست ياري به سوي آنها دراز كرده اند.خانواده دكتر زهرا در نامه خود نوشته اند :" متاسفانه تاكنون پرونده مرگ فرزندمان به نقطه روشني نرسيده است و متهمان همچنان آزاد هستند و مجازاتي براي آنها در نظر گرفته نشده است و هيچ كس پاسخ مشخصي به ما نمي دهد."

متن كامل اين نامه كه از سوي خانواده زهرا بني يعقوب در اختيار كانون زنان ايراني گذاشته شده است ،به اين شرح است :

به نام خدا

مردم آگاه ايران ،بويژه فعالان حقوق بشر

بيش از يكسال از مرگ مشكوك فرزند دلبندمان دكتر زهرا بني يعقوب در بازداشتگاه امر به معروف و نهي از منكر همدان مي گذرد.در اين مدت تلاش فراواني از سوي ما ، وكلاي مدافع پرونده ، فعالان حقوق بشر و حقوق زنان و روزنامه نگاران مستقل براي كشف حقيقت صورت گرفته اما متاسفانه تاكنون پرونده به نقطه روشني نرسيده است و متهمان همچنان آزاد هستند و مجازاتي براي آنها در نظر گرفته نشده است.هيچ كس پاسخ مشخصي به ما نمي دهد.به همين دليل با مروري بر پرونده دخترمان از شما ياري مي خواهيم و جمله تامل برانگيز يك هزار دانشجوي پزشكي را كه چند روز قبل با ارسال توماري براي رييس قوه قضائيه نسبت به چگونگي روند رسيدگي به اين پرونده اعتراض كردند ، ياد آوري مي كنيم :"اين اتفاق مي توانست و مي تواند براي هركدام از فرزندان ايران زمين روي دهد."

فرزند ما ، دکتر زهرا بنی یعقوب دانش آموخته دبيرستان تيزهوشان ،نفر 23 آزمون سراسري دانشگاهها و فارغ التحصيل دانشگاه علوم پزشكي تهران از حدود هشت ماه قبل از مرگش ، در مناطق محرم همدان و کردستان در حال طبابت بود . او به خاطر پدرش که زندانی سیاسی رژیم شاه بود ، از طرح خدمت اجباری پزشکان معافیت داشت و حضورش در این مناطق محروم کاملا داوطلبانه بود .

زهرا ي 27 ساله ما ،روز جمعه 20 مهرماه 86 ساعت 10 صبح در پارکی در شهر همدان به همراه نامزدش توسط ماموران ستاد امر به معروف دستگیر شد . مسوولان اين ستاد بیش از 24 ساعت ما را در جریان بازداشت دخترمان قرار ندادند . چرا که بازداشت او را از اختیارات قانونی خود می دانستند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 19:24 توسط قادین |

کانون زنان ایرانی-فریده غائب: "آیا عشا خواسته ای جز برابری انسان ها دارد؟ آیا رفع تبعیض ها و نابرابری ها ی قانونی علیه زنان خواسته بزرگی است؟"

غلامرضا مومنی پدر 60 ساله عشا 12 روز است که از دخترش که در زندان اوین به سر می برد؛ بی خبر است . پدر عشا هنوز نتواسته خود را قانع کند که دختر جوانش فقط به خاطر تلاش برای رسیدن به برابری زندانی شده است .

عشا مومنی ، دختر جوانی است که داوطلبانه به کمپین یک میلیون امضا در کالیفرنیا پیوست. او که دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات و هنر در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا نورتریج است برای انجام تحقیق دانشگاهی اش به ایران آمد اما بیست و چهارم مهر ماه در یکی از اتوبان های تهران در حین رانندگی، توسط افرادی که خود را ماموران راهنمائی-رانندگی معرفی می کردند، بازداشت شد. ماموران وانمود می کردند که دستگیری او به دلیل تخلف رانندگی است، اما از آن هنگام عشا به بند ۲۰۹زندان اوین منتقل شده و در زندان انفرادی محبوس است.

آقای مومنی!عشا 12 روز است که در زندان اوین حبس شده است.آخرین تماس تان با او چه زمان بوده است؟

فقط یک بار، روز بعد از دستگیری اش با ما تماس تلفنی داشت و با مادرش و من صحبت کرد.بعد از آن هیچ خبری از او نشد ه است و پی گیری ها رفت و امدهای ما به دادگاه انقلاب هم تا کنون بی نتیجه بوده است.بر اساس نامه ای که به من داده بودند چندین بار به دادگاه انقلاب مراجعه کردم اما هر بار گفته شد که خودشان خبرمان می کنند که تا حالا هم هیچ خبری نشده و ما را در انتظار نگه داشته اند.

شنیده ام که عشا به بیماری سنگ کلیه مبتلاست .آیا حتی شما را از شرایط جسمی دخترتان آگاه نمی کنند؟

بیشترین نگرانی ما هم شرایط بد جسمی عشاست.او سنگ کلیه و نارحتی معده دارد .جسم عشا بسیار ضعیف است و نمی دانم او را در چه شرایطی نگهداری می کنند .قرار بود کلیه عشا چند روز پیش جراحی شود اما او حالا در زندان با ناراحتی کلیه و معده دارد درد می کشد.

این بازداشت غیر از هزینه های جسمی چه هزینه های دیگری برای عشا داشت؟

چه هزینه ای بالاتر از این که دخترم ترم تحصیلی خود ا از دست داد و این ترم به جای دانشگاه در زندان است.همچنین این بازداشت باعث شد عشا کارش را از دست بدهد. او که حسابدار یکی از رستوران های زنجیره ای بود مطئنا به خاطر این غیبت کارش را از دست می دهد و خوب می دانید که پیدا کردن کار در امریکا چقدر سخت است.

پس از بازداشت عشا، ماموران وزارت اطلاعات به منزل شما آمدند و فیلم هایی را که عشا تهیه کرده بود با خود برد.مگر این فیلم ها چه بودند؟

عشا می خواست فیلمی درباره وضعیت زنان در ایران تهیه کند.این فیلم پروژه دانشگاهی عشا بود که می خواست آن را در دانشگاه به نمایش دربیاورد و برای پول و یا مرکز خاصی این فیلم را تهیه نمی کرد.

فیلم هایی که برده اند مجموعه ای از مصاحبه هایی است که دخترم با فعالان اجتماعی و زنان انجام داده بود. این فیلم ها نشان می داد زنان جامعه ما چقدر رشد کرده اند و در چه سطح بالایی از آگاهی اجتماعی قرار دارند. این فیلم می توانست تاثیر خیلی خوبی خارج از کشور داشته باشد. عشا این فیلم ها را برای کار دانشگاهی اش تهیه کرده بود. خود من در آمریکا تحصیل کرده ام و با اینکه قرار نبود این فیلم ها خارج از چارچوب دانشگاه پخش شود اما می دانم که آنجا حتي در سطح استادان دانشگاه ها هم دید خوبی درباره ایران و وضعیت زنان کشور وجود ندارد و عشا هم خیلی روی این موضوع حساس بود. حال اگر عشا تصمیم می گرفت برود از مردم کوچه بازار فیلم تهیه کند می گفتند او می خواهد فقر و محرومیت را در ایران به تصویر بکشد و چهره نظام را خراب کند. اما دیدن این زنان چه تاثیری می تواند خارج از کشور داشته باشد جز نشان دادن رشد جامعه ایران؟ اقدام ایران موجب شد که دانشگاه نوتریج علیه ایران شکایت کند.

آیا هیچ وقت عشا درباره اینکه چرا موضوع پروژه اش را زنان ایران انتخاب کرده با شما حرفی زده است؟

عشا روی نگرش امریکایی ها درباره زنان ایران بسیار حساس بود.تصور آنان درباره زن ایرانی زنی عقب مانده ی با پوشیه است و عشا در واقع با مصاحبه با زنان آگاه ایرانی می خواست این تصور را تغییر دهد.

می خواهم بدانم آیا خود عشا در زندگی اش با نابرابری های قانونی دست و پنجه نرم کرده است؟

بله.او در ایران ازدواج ناموفقی داشت.شوهرش یک بیمار روانی بود که جز لذیت و آزار عشا کاری نمی کرد.البته این مرد را هر که در بیرون می دید تصور نمی کرد که بیمار است.و قانون ما هم آنقدر به نفع مردان نوشته شده که حق طلاق را به مرد داده و زن از این حق بهره مند نیست.دختر من هم با هزاران مکافات توانست طلاق خود را بگیرد.این تنها یکی از نابرابری هاست.

آيا شما خودتان هم در باره نابرابري هاي قانوني در باره زنان فكر مي كنيد و ذهن تان را مشغول مي كند؟

به نظر من هرکسی که این نابرابری ها را می بیند نمی تواند به ان فکر نکند.من چطور می توانم درباره قانونی که به مرد اجازه داده چهار زن بگیرد و حق طلاق هم با او باشد نیندیشم؟آیا به نظر شما این نابرابری نیست؟ چرا در حالی که 60 درصد دانشجویان ما را دختران تشکیل می دهند هنوز در قانون نصف مردان به حساب می روند؟ کمپین يك ميليون امضا هم به دنبال رفع همین نابرابری هاست و عشا هم از این تلاش ها مستثنی نیست.من هم با تلاش های دخترم موافقم و حتی گمان نمی کردم فیلمی که عشا درباره این بدیهیات ساخته موجب شود او به زندان بیفتد.

در جایی گفته بودید برای اطلاع رسانی درباره وضعیت عشا با رسانه های خارجی مصاحبه نمی کنید.چرا؟

چون وزارت اطلاعات گفته بود اگر مي خواهيم عشا هر چه زودتر آزاد شود نباید مصاحبه کنیم.اما آنها به قول خود عمل نکردند و من هم از حالا به بعد مصاحبه خواهم کرد.

خیلی ها می پرسند معنای عشا چیست.آقای مومنی چرا اسم عشا را برای دخترتان انتخاب کردید؟

قبل از انقلاب که در آمریکا درس می خواندم به دلیل علاقه ام به نماز مغرب و عشا نام دخترم را عشا گذاشتم وگرنه معنای دیگری ندارد. وقتی می بینم امروز همان دختری که از ناز و نعمت در امریکا به خاطر دغدغه هایش به ایران آمد اما امروز در یک سلول انفرادی در زندان است دلم به درد می آید.

 

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 19:17 توسط قادین |

روز آنلاین: بازگشت ماده 23 در گفت و گو با فعالان حقوق زنان  ( سارا مقدم)

منصوره شجاعي، ژيلا بني يعقوب، پروين اردلان و ناهيد کشاورز، چهار تن از فعالان سرشناس حقوق زنان در ايران، در ‏مصاحبه با روز، به بيان دغدغه هاي خود در مورد سرنوشت لايحه موسوم به "حمايت از خانواده" و امکان احياي ماده 23 ‏اين لايحه (در مورد ازدواج مجدد مردان) پرداخته اند. ‏

پس از تصويب کليات لايحه موسوم به حمايت از خانواده و حذف دو ماده 23 و 25 از آن، هفته گذشته يکي از نمايندگان ‏مجلس خبر از احتمال بازگشت ماده 23 به اين لايحه را داد. سيد سلمان ذاکر، عضو کميسيون حقوقي و قضايي مجلس ‏هشتم، به خبرگزاري مهر گفت: "اخيرا پيشنهادهاي جديدي به کميسيون رسيده که بر اساس آن، ماده 23 بار ديگر در لايحه ‏قرار مي گيرد و بر اساس آن، رضايت زن اول، شرط پذيرش ازدواج مجدد مرد خواهد شد." وي همچنين از اضافه شدن ‏شروطي براي رعايت عدالت مرد بين همسران خبر داد. باز گشت اين ماده به لايحه پيشنهادي قوه قضاييه که با تغييراتي در ‏دولت، ماده چند همسري به آن اضافه شد، در حالي صورت مي گيرد که پيشتر سخنگوي دولت، بارها از منافع زنان در اين ‏ماده پيشنهادي سخن گفته بود. ‏

‏ فعالان جنبش زنان در مخالفت با اين لايحه، تلاش فراواني کرده و ائتلاف بزرگي نيز در همين راستا شکل گرفته بود. ‏خبرها حاکي از موج جديدي از مخالفت با اصرار دولتمردان در اضافه کردن اين ماده پيشنهادي دولت در لايحه اي است که ‏نام حمايت از خانواده بر خود دارد.‏


  ‎‎قصد لج بازي دارند‎‎

منصوره شجاعي، فعال جنبش زنان و از اعضاي فعال ائتلاف عليه لايحه اي که به ضد زن، مشهور شد، حرکت زنان در ‏مخالفت با اين لايحه را مدني ترين و مسالمت جويانه ترين شيوه مخالفت يک جنبش اجتماعي مي داند. به باور او: ماده 23 ‏و حذف آن از لايحه، پيشرفت فعالان زن در خواسته هايشان نبود. بلکه تنها تلاشي بود براي اينکه به قانوني بدتر و ‏تحقيرآميزتر عقب گرد نکنيم. آن هم تلاشي مسالمت آميز و مدني. اما به نظر مي رسد که عده اي قصد دارند که با لج بازي ‏هاي عامدانه، طرح خواسته هاي زنان به شيوه هاي مدني را غيرممکن کنند. ‏

منصوره شجاعي با تاکيد براينکه جنبش زنان قطعا در برابر کنشهايي که وضعيت حقوقي زنان را بمراتب بدتر از پيش ‏خواهد کرد، ساکت نمي ماند، ادامه مي دهد: ما نيز مي دانيم که اين ماده چه باشد و چه نباشد، مردان در داشتن زنان متعدد ‏آزادند. ولي مساله اين است که اصرار دارند که همين شرايط بد را قانوني هم بکنند!‏

ژيلا بني يعقوب، روزنامه نگار و عضو ديگر اين ائتلاف، جهان بيني افراد و ذهنيتشان را در انتخاب موضوعات و اهميت ‏دادن به آنها دخيل مي داند و مي گويد : زنان جامعه ما کم مشکل ندارند. جامعه ما درگير مسائل زيادي است که خانواده ها با ‏آنها مواجهند. اين که چرا ماده 23، تا اين درجه مهم مي شود، که همه خواسته ها و همه مشکلات کنارش رنگ مي بازد و ‏همه تلاش ها معطوف مي شود به اين که به هر نحو ممکن، در لايحه جا داشته باشد، به نظر من به ذهنيت کساني برمي ‏گردد که آن را دنبال مي کنند. ذهنيت آدمهاست که جهانشان را مي سازد و رفتار و خواسته هايشان را شکل مي دهد. ‏بنابراين بدون شناخت اين ذهنيت، نمي توانيم به چرايي چنين عملي پاسخ دهيم. ‏

او معتقد است که کساني که از نخست، اقدام به اضافه کردن اين ماده در لايحه کردند، بيکار نخواهند نشست و خواسته خود ‏را که از ذهنيتشان به زن و خانواده نشات مي گيرد، دنبال مي کنند. بني يعقوب بر تلاش ائتلاف در ادامه مخالفت با لايحه ‏اي که نه فقط ماده 23، بلکه ماده هاي ديگر آن نيز وضعيت حقوقي زنان را بدتر از پيش مي کنند، تاکيد دارد.‏


‎‎                                       خود را درگير حداقل‎ ‎ها نکنيم‎‎

پروين اردلان، عضو ائتلاف مخالفت با لايحه و برنده جايزه حقوق بشري اولاف پالمه اضافه شدن اين ماده را نمايش ضد ‏زن بودن نويسندگان آن دانسته و تاکيد دارد: مساله اين ماده، نه دفاع از خانواده بوده و نه جنبه حمايت از خانواده داشته ‏است. بلکه مساله، از همان اول نمودي از ذهن ضد زن کساني بوده که مرد را محور و کانون خانواده مي دانند و براي ‏اثبات اين مردانگي، براي او چنين اختيارات و امکاناتي در نظر مي گيرند. ‏

اردلان در مورد اين سخن مدافعان لايحه، که ماده 23 پيشنهادي دولت براي اين وضع شده بود که جلوي ازدواج هاي موقت ‏بي شمار مردان را بگيرد، آن را بي ربط به اين ماده مي خواند و خاطرنشان مي کند: اين قياس مع الفارغ است. بودن يا ‏نبودن اين ماده در قانون، ربطي به کم و زياد شدن صيغه ندارد و دو مساله جدا از هم اند. در ماده 23، نکته اي نبود که ‏نشان دهد جلوي صيغه کردن مردان گرفته مي شود و به عکس به زنان نشان مي داد که همسرشان مي توانند بدون توجه به ‏خواسته يا پذيرش او، زن قانوني ديگري بگيرد. ‏

پروين اردلان از اين که اين همه انرژي صرف چالش با يک خواسته حداقلي شده اظهار تاسف مي کند: بحث ما بر سر ‏برابري است. نه بر سر اجازه گرفتن يا نگرفتن از زن در تعدد زوجات. آنچه که همه فعالان جنبش زنان به دنبال آنند، لغو ‏قانون چند همسري است نه شرط گذاشتن بر ماده اي که آن را در قانون تحکيم نيز مي کند. ‏

وي مي افزايد تاکنون همه تلاشهاي ما براي پس نرفتن بود. براي اين بود که ماده 23، وضع را از اين که هست بدتر مي ‏کرد. ما نيز ( ائتلاف) درگير اين شديم که چنين نشود. در حالي که پيش از آن و در کمپين يک ميليون امضا ما بر سر "لغو" ‏تعدد زوجات بحث و تلاش مي کرديم. بنابراين فکر مي کنم که برخي مي خواهند حد خواسته هاي ما را دائما کاهش بدهند و ‏ما را به خواسته هاي حداقلي مشغول کنند و ما بايد آگاهانه در مقابل چنين رويکردي بايستيم.‏


ناهيد کشاورز، جامعه شناس و فعال جنبش زنان، اصرار برخي مسوولان در برگرداندن ماده 23 را پيچيده توصيف مي کند ‏و اظهار مي دارد: در اين بين، آنچه که از هرچيزي روشن تر و واضح تر است، اراده اي است که با جديت مقابل پيشرفت ‏وضعيت حقوق زنان ايستاده است و به هيچ روي حاضر نيست از اين جايگاهش عقب نشيني کند. ‏

کشاورز با موفق خواندن دستاوردهاي جنبش زنان در وارد کردن گفتمان برابري طلبي بين مردم مي گويد: مدتها ذهن ‏جامعه درگير اين لايحه شد. اگر چه بودن يا نبودن اين ماده، فرقي در اصل تعدد زوجات نمي کرد و فقط پذيرش آن وضع ‏را به زنان سخت تر از پيش مي کرد، اما تلاشهايي که در مخالفت با آن شد، باعث گشت که بسياري از بحث هاي جنبش ‏زنان به رسانه ها و از آنجا به افکار عمومي کشيده شود. اين بحث ها برخي از اختلافات درون حکومتي را نيز بر سر اين ‏ماده نمايان کرد. بحث زنان را به برخي از مراجع کشاند و واکنش آنها را برانگيخت و به طور کلي، جامعه را درگير ‏کرد. اين بخودي خود خوب است که مساله زنان بحث برانگيز باشد و نشان دهنده جدي بودن تلاش هاي جنبش زنان است. ‏ولي به نظر من کافي نيست. اينکه وضع، فقط بدتر از پيش نشود کافي نيست. تلاشهاي ما براي اين که بوده که "پيش برويم" ‏نه اينکه "پس تر نرويم". ‏

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 21:9 توسط قادین |

تغییر برای برابری : زهرا فقط 11 سال داشت. 11 سال و هزار آرزو. می خواست "درس بخواند، روزنامه نگار شود و از دخترهای بدبخت دفاع کند". به هیچ کدام از آرزوهایش نرسید. پدرش می خواست به مردی 35 ساله شوهرش دهد . دخترک تنها بود و بی پناه. مخالفت که کرد کتک خورد، بیشتر از همیشه، طاقتش که تمام شد خودش را کشت. با قرص برنج.

چند روز پیش از خودکشی زهرا مادرش خبردار شده بود که می خواهند دخترش را شوهر دهند، یکی از همسایه ها خبرش کرده بود تا شاید بشود جلوی فاجعه را گرفت.

"تلفن زدم به مغازه پدربزرگش، التماسش کردم که با لیلا این کار را نکنند، که زندگی اش را خراب نکنند. گفتم خودم می آیم و می برمش. خودم خرجش را می دهم. به حرفم گوش نکرد. گفت دختر باید برود خانه شوهر چند سال اینور و آنورش چه فرقی می کند."

اینها را لیلا می گوید. زن 35 ساله ای که هنوز باور نمی کند دخترک 11 ساله اش خودش را کشته است. از شوهرش که جدا شد، مهریه و نفقه و جهاز و همه حق و حقوقش را بخشید و در عوض حضانت زهرا را گرفت. چند سال بعد وقتی برای 8 میلیون تومان بدهی به زندان افتاد زهرا را به خانواده پدرش دادند و دخترک در تمام این چهار سال اجازه یک تماس تلفنی با مادرش را نداشت:"زندانی که شدم هشت ماهی زهرا با من بود. هم زهرا و هم دختر دیگرم که شش ماه داشت. پا به پای من زندان را تحمل می کرد و دم برنمی آورد. یک بار که پدرش آمد ملاقاتش نرفت. اینقدر جیغ کشید و گریه کرد که زندانبان ها رضایت دادند و نبردندش برای ملاقات..می ترسید از پدرش. نمی خواست ببیندش. یک روز پدر همسر دومم آمد ملاقات و گفت زهرا را بده ببرم بیرون اسمش را بنویسم مدرسه. بچه را که بهشان دادم، یک هفته بعد فهمیدم او را پیش پدرش برده اند. توی زندان کاری از من برنمی آمد. حتی نمی گذاشتند با دخترم حرف بزنم. سه سال تمام از زهرا بی خبر بودم."

چند ماه پیش بود که لیلا از زندان مرخصی گرفت تا بدهی هایش را قسط بندی کند. همه امیدش این بود که برای مهرماه زهرا را پیش خودش بیاورد. رفت شهرستان و دو اتاق کوچک در یک زیر زمین اجاره کرد تا با خیاطی خرج خودش و پسر 2 ساله اش که در زندان بدنیا آمده بود را بدهد.

پدر کودکش وقتی که او زندان بود غیابی طلاقش داده بود. بهانه اش این بود که زنش زندانی است و نگفته بود که بخاطر ضمانت بدهی های من زندانی شده. نگفته بود که من فرار کرده ام او بخاطر من دارد تاوان می دهد. راهی هم برای اثبات این ادعاها نبود. هیچ کس را نداشت و باید روی پاهای خودش می ایستاد و همه چیز را دوباره می ساخت. مثل آن روزهایی که زهرا داشت می مرد و او با فروش کلیه اش دخترک را مداوا کرد و یک چرخ خیاطی خرید و دوباره سرپا شد:"هپاتیت A داشت. دکتر گفته بود اگر درمان نشود هپاتیت B می گیرد. پدرش چند ماهی می شد رفته بود و هیچ خبری ازش نداشتیم. هیچ کس هم نبود که کمکی بکند. کلیه ام را فروختم یک میلیون. پانصد هزارتومانش را دادم خرج بیمارستان زهرا. با بقیه اش چرخ و وسائل خیاطی خریدم و دستم دخترم را گرفتم و رفتم تهران."

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 13:53 توسط قادین |

 

 شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامي تبريز،‌ طي حكمي كه در تاريخ 14/6/1387 با عنوان اتهامي "فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران" به من ابلاغ كرده است، با طرح مواردي از نوشته هايم مرا به شش ماه حبس تعزيري محكوم نموده است.

مواردي از نوشته هاي من كه دادگاه انقلاب آنها را به عنوان تبليغ عليه نظام مطرح كرده است،‌ و اين موارد جزئي از اعتقادات راسخ من نيز محسوب مي گردند،‌ و البته افتخار هم مي كنم كه به خاطر چنين اتهاماتي محكومم كرده اند،‌ عبارتند از:

-         مقاله "شفاف سازي پيرامون حوادث آذربايجان در خرداد ماه 1385": ... اميد است اين نوشتار توانسته باشد در پشت اين فضاي سياسي غبارآلود، سيماي حقيقي و دردآور مردم حماسي آذربايجان را به تصوير بكشد. اكنون روزهاست كه از واقعه اول خرداد مي گذرد. تعداد زيادي از دوستان و همفكران ما كه دوشادوش هم در دهها مراسم و برنامه مشترك شركت كرده بوديم،‌ در خيابانها به جرم بزرگداشت بزرگان سرزمين مان همچون باقرخان،‌ ستارخان، صمد بهرنگي، و ... كتك خورده بوديم و ... اكنون اكثريت آنان در زندانهاي مخوف به جرم عشق به آ‍زادي و عدلت و تحقق مردم سالاري و هويت خواهي به اسارت گرفته شده اند.،

-         مقاله "8 مارس و جنبش زنان ايران": ... در بسياري از كشورها به خصوص در كشور ما ايران وجود سلطه مردان در عرصه عمومي و حكومتي باعث افزايش تفاوت دستمزدها، نابرابري هاي اجتماعي، تقسيم نابرابر كار، ثروت، قدرت، نابرابري در موقعيت هاي مساوي قانوني و ... گرديده است. هنوز زنان ما از فقر، عدم تعميم تأمين اجتماعي، فشار و يك نواختي كارهاي بي مزد خانگي، و كالاي شدن بدن زنان، رواج استثمار جنسي، خشونت خانوادگي به شدت رنج مي برند،‌ خشونت و ناامني در داخل و خارج از كشور همه ما را تهديد مي كند..." (صفحه 110 پرونده)،

-         مقاله "انحصارگري و نقش آن در ايجاد بحران هاي اجتماعي-سياسي": ... اقليتي در جامعه بدون پشتوانه اكثريت حكومت مي كنند، نشريات به بهانه هاي واهي توقيف و سايتها فيلتر گذاري مي شوند، و حاكميت يكدست اسلامي خود را غيرقابل نقد معرفي مي نمايند. آزاديخواهان، نويسندگان و نمايندگان رسانه هاي جمعي محكوم به زندان مي شوند... (صفحه 130 پرونده)،

-         مقاله "گزارش حماسه حضور سبز مردم آذربايجان در اول خرداد 1386": ... مردم آذربايجان امروز بار ديگر در يك خرداد 1386 به خيابان ها آمده بودند تا زندگي در محيط بدون استبداد در سرزميني مستقل به نام آذربايجان بزرگ، و يا تحقق فدرال براي تمامي كشور را درخواست كنند... (صفحه 131 پرونده).

همه آنچه در بالا ذكر شده است، جزئي از واقعيات انكار ناپذير است. گزارش هاي من نيز به انعكاس اين واقعيت هاي عيني و گريز ناپذير اجتماع بيمار پرداخته است. وجدان آگاه بشري در هيچ نقطه اي از دنيا بجز محفل اقليت حاكم كشور، هيچگاه اتهامات فوق الذكر را بعنوان جرم تلقي نكرده است و با شهروندان منتقد خود كه كوشيده اند تا در فضاي اختناق و مه آلود به شفاف سازي و اطلاع رساني بپردازند و مرحمي براي دردهاي مردم سرزمين خود باشند،‌ به چنين برخوردهاي غيرعقلاني دست نيازيده اند. چنين برخوردها، حاكي از ضعف حاكميت و ترس آن از كوچكترين نور شمع آگاهي بخش در ميان مردم است.

با اينهمه،‌ من بعنوان يك ‍ژورناليست كه سالهاست براي تحقق دموكراسي و حقوق بشر و برابري در تمامي جنبه هايش اعم از برابري ملي، برابري زن و مرد،‌ برابري  اقتصادي، و ... تلاش مي كنم،‌ با وجود همه فشارها و سركوبها همچنان به فعاليت هاي اطلاع رساني خود در زمينه هايي كه لازم بدانم، ادامه خواهم داد. اميدوارم برغم همه كاستي ها، و نقص هايي كه دارم با كلماتي كه هرگز قادر نيستند تمام حقيقت پديده ها را بيان كنند، بتوانم گامي هر چند كوچك در اين مسير سبز بردارم.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 14:50 توسط قادین |

پس از مطرح شدن لایحه ی خانواده در مجلس، مخالفت ها در شهرستان خوی نیز در برابر آنچه که از آن به عنوان لایحه ای برای تحکیم نهاد خانواده نام برده می شد، آغاز شد. در همین  راستا فعالین شهرستان خوی با انجام نظر سنجی پیرامون لایحه ی خانواده در این شهر، میزان مردمی بودن و موافقت اقشار مختلف مردم با مواد مختلف این لایحه را سنجیدند.
5/53 در صد از افراد شرکت کننده در این نظر سنجی را که با حضور بیش از دویست نفر از مردم این شهرستان انجام شد، زنان  و 5/46 درصد بقیه را مردان تشکیل می دادند. این نظر سنجی از آن رو که با حضور افرادی با  سطوح سواد مختلف از بی سواد تا فوق لیسانس و از سوی دیگر با شرکت اقشار مختلف مردم نظیر کارگر، خانه دار، معلم، کارمند، پزشک و حتی افراد بیکار انجام شد، معیار خوبی را از نظر میزان اقبال عمومی این لایحه به دست می دهد.
مخالفت های 90 درصدی با ماده ی 23 ، 88 در صدی با تبصره ماده 22 ، 83 درصدی با ماده ی 44، 85 در صدی با ماده ی 48  و 77 درصدی با ماده ی 25 در این نظر سنجی،  میزان محبوبیت و کارآمدی این لایحه از دیدگاه مردم را بسیار پایین نشان می دهد. نکته ی جالب در این نظر سنجی این است که مواد مختلف این لایحه با مخالفت  بیش از 80 درصد افراد شرکت کننده  روبرو شده اند. از سوی دیگر اما 92 درصد از افراد با عدم توانایی مرد برای رعایت عدالت بین همسران موافق بوده اند و جالب این جاست که در این میان 88 در صد از جمعیت مردان شرکت کننده در این نظر سنجی نیز چنین نظری داشته اند. بیش از 86 درصد از افراد نیز با توجیه موافقان این لایحه مبنی  بر کاهش فساد در صورت رواج چند همسری مخالف بوده اند و علاوه بر این 95 درصد نیز چند همسری را موجب افزایش آسیب پذیری روحی و اجتماعی فرزندان دانسته اند و 80 درصد از افراد حتی ازدواج موقت و صیغه را نیز باعث کاهش فساد در جامعه ندانسته اند. نکته ی جالب دیگر در این نظر سنجی این است که تنها 10 در صد از مردم این لایحه را باعث استحکام خانواده  دانسته اند و  اکثریت مطلق با این لایحه مخالف بوده اند.


 
نتایج کامل نظرسنجی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 14:40 توسط قادین |

از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامي تبريزاحضاريه اي برايم فرستاده شد. و درآن احضاريه ازمن خواسته شد تا درساعت هشت و سي دقيقه صبح روز چهارشنبه تاريخ 13/6/87 خودم را به دادگاه معرفي كنم و نتيجه عدم مراجعه به دادگاه را جلب اعلام كردند.
 كاركنان دادگاه انقلاب اسلامي تبريزدررابطه با علت ارسال اين احضاريه گفته اند كه اين احضاريه به دليل شكايت كاركنان وزارت اطلاعات ونيزسپاه پاسداران استان آذربايجان شرقي به من ارسال شده است.
 دركيفرخواست تنظيمي اتهامات مرا چنين عنوان كرده اند:
 "تبليغ عليه نظام به نفع گروه هاي مخالف نظام"؛ازطريق شركت در راهپيماي هاي غيرقانوني و تشكيل و شركت در جلسات غيرمجاز و كشف و ضبط اسناد ومدارك مكشوفه و نگارش گزارشات و مقالات درسايت ها و نشريات مخالف نظام".
 من براي دفاع از آزادي ام، آقاي دكتر"محمد علي دادخواه" – سخنگوي كانون مدافعان حقوق بشر را - كه از جمله  انسانهاي مبارز و آزاديخواه و برابري طلب و نيزاز وكلاء متبحر در رشته كاري خودش مي باشد را به عنوان وكيل براي خودم انتخاب كردم و درتاريخ 13شهريورماه به همراه ايشان به دادگاه انقلاب اسلامي تبريز مراجعه نمودم . قاضي مربوطه ابتدا ازمن خواست تا قبل از دفاع وكيلم از خودم در رابطه با اتهامات مربوطه دفاع كنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 1:33 توسط قادین |

در حالی که در اولین روز بعد از تعطیلات مجلس، رئیس مجلس با استفاده از اختیارات هیئت رئیسه در پی اعتراضات گسترده زنان و مردان عدالت طلب لایحه حمایت از خانواده را برای کار کارشناسی بیشتر به کمسیون قضایی مجلس بازگردانده بود سخنگوی قوه قضائیه در اعتراض به این کار مدعی شد هزاران ساعت کار کارشناسی وسالها وقت برای تدوین این لایحه صرف شده است .!!!ودر 51 ماده از 53 ماده پیشنهادی دولت وقوه قضائیه توافق کامل دارند!!! و تنها در مواد 23و25 (ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول وتعیین مالیات برای مهریه های بالاتر از حد متعارف ) اختلاف نظر وجود دارد وابراز امیدواری کرد کلیات لایحه به زودی در مجلس به تصویب برسدوتصریح کرد با تصویب این لایحه بیشتر مشکلات در دادگاهای خانواده حل شده و سرعت میگیرد.!!!
 طبق ادعای سخنگوی قوه قضائیه  هزاران ساعت کار کارشناسی برای تدوین این لایحه انجام شده ،پس اعترضات گسترده در سراسر کشور که قشرهای مختلف از زنان و مردان ومراجع را در بر میگیرد برای چیست؟ و آیا کارشناسان قوه قضائیه در نظر نداشتند که کار انها برای حمایت از منافع مردم و ساده کردن مشکلات مردم باشد ونه ساده کردن کار قاضیان دادگاه های خانواده؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 14:12 توسط قادین |

همزمان با دستگیری گسترده دانشجویان در سراسر کشور ساعت 12 ظهر پنج شنبه، 27 تیرماه سجاد رادمهر ( دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک)، آیدین خواجه ای و فراز زهتاب (دانشجویان رشته حقوق) و مهندس داریوش حاتمی توسط نیروهای امنیتی دستگیر می شوند. ساعت 1 بعدازظهر نیروهای امنیتی با حمله به منازل مسکونی این سه دانشجوی هویت طلب خانواده هایشان را تهدید و به جستجوی خانه ها می پردازند. این دستگیری ها بعد از جلسه ی دفاعیه ی سجاد رادمهر اتفاق می افتند. دانشجویان دربند به حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی  منتقل می شوند.
همزمان با تشکیل کمیته ی پیگیری وضعیت دانشجویان در بند از سوی شورای تهران دفتر تحکیم وحدت، دانشجویان دانشگاه تیریز نیز کمیته ی پیگیری برای رسیدگی به وضعیت دانشجویان زندانی تبریز را تشکیل می دهند. بسیاری از سایت های خبری و رسانه های دیداری و شنیداری از جمله رادیو فردا خبر دستگیری دانشجویان تبریز را منعکس می کنند. نیروهای امنیتی نیز که از پخش سریع اخبار دانشجویان دریند خشنود نیستند، با یورش به خانه ی دکتر شاهرخ حاتمی ( برادر مهندس داریوش حاتمی) وی را دستگیر می کنند. اما افزایش فشار تاثیر چندانی برای جلوگیری از حمایت ها ندارد. در شهر نقده بیانیه ای در حمایت از دانشجویان زندانی پخش می شود.
بیانیه ای با امضای انجمن های اسلامی 36 دانشگاه کشور که دستگیری دانشجویان دانشگاه های تهران، تبریز، مشهد، زنجان و ... را محکوم و از دانشجویان دریند تبریز و دیگر دانشجویان بازداشتی حمایت می کند، منتشر می شود. از طرف دیگر برای افزایش فشار بر خانواده های دانشجویان دربند، الهه رادمهر خواهر سجاد رادمهر دو بار به کمیته ی انضباطی دانشگاه فراخوانده می شود. خبرگزاري ايرنا از  قول ابا صلت سیاح مدير کل سياسي و تقسيمات استانداري آذربايجان شرقي، ادعاي دستگيري دانشجويان تبريز را دروغ می خواند. اين تكذيب در حالي صورت می گیرد كه حتي روزنامه هاي رسمي همچون اعتماد نيز خبر دستگيري هويت طلبان دانشگاه تبريز را منعكس كرده اند. در پی تکذیب خبر دستگیری دانشجویان هویت طلب دانشگاه تبریز در خبرگزاری ایرنا، مسئولین دانشگاه تبریز پس از گذشت چند روز از دستگیری سجاد رادمهر به همراه دو دانشجوی دیگر، در اقدامي جالب از وی در خواست می کنند به دفتر ریاست دانشگاه مراجعه کند.
پس از گذشت ۱۰ روز از دستگیری دانشجویان دانشگاه تبریز خانواده های زهتاب و خواجه ای پس از پی گیری های فراوان موفق به دیدار قاضی پرونده فرزندانشان می شوند. قاضی پرونده حاضر به بیان اتهامات وارده به فعالین هویت طلب و مکان و چگونگی نگهداری آنان نمی شود و از قرار بازداشت دو ماهه برای این دانشجویان خبر می دهد.
به دلیل افزایش حساسیت مردم، به خاطر پوشش خبری خوب از وضعیت دانشجویان دربند، اولین دادگاه سه دانشجوی دانشگاه تبریز به همراه مهندس داریوش حاتمی و دکتر شاهرخ حاتمی،به منظور تفهیم اتهام، روز پنجشنبه ۳ مرداد ماه بدون حضور وکیل و حتی شاکی خصوصی یا مدعی العموم و به صورت مخفیانه برگزار می شود. اطلاعی از اتهامات دانشجویان به بیرون درز نمی کند، اما اتهاماتی تکراری چون اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با بیگانگان بیشترین گمانها را متوجه خود می کنند.
در همین زمان فعالان دانشجویی تبریز از توقیف نشریه ی  دانشجویی ستارخان در تبریز و جلوگیری از انتشار آن خبر می دهند. پنجم مرداد انجمن اسلامی دانشکده ی فنی دانشگاه تبریز در بیانیه ای دستگیری دانشجویان دربند و افزایش فشارها در دانشگاه تبریز را محکوم می کند. فعالین آذربایجان در حمایت از دانشجویان در بند با خانواده های ایشان دیدار می کنند. یک شنبه 6 مرداد دانشجویان هویت طلب آذربایجان با حضور در منازل فراز زهتاب و آیدین خواجه ای پرونده ی دوستان دربند خود را پیگیری می کنند. دانشجویان در این دیدار بار دیگر بر حمایت قاطع از دوستان دربندشان تاکید می کنند. در تهران نیز جمع كثيري از فعالين سياسي در جلسه ای که به دعوت دفتر تحکیم وحدت برگزار شده بود به دستگیری دانشجویان در سراسر کشور اعتراض کرده و حمایت خود از تمام دانشجویان در بند از جمله فعالین هویت طلب تبریز را اعلام می کنند. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اردبیل نیز با صدور بیانیه ای دستگیری دبیر سابق این انجمن آقای ودود اسدی و حوادث دانشگاه تبریز را محکوم می کند. از سوی دیگر بیش از 200 نفر از فعالین دانشجویی و سیاسی همراه با سر دادن شعارهایی در حمایت از دانشجویان دربند و در دست داشتن پوسترها و عکس های آنها به قلعه بابک صعود می کنند. در پایان صعود نیز، در حضور ماموران امنیتی، میتینگ اعتراضی به دستگیری فعالین آذربایجان انجام می شود.
یک شنبه 13 مرداد شاهرخ حاتمی پس از گذشت بیش از دو هفته از بازداشتش به قید وثیقه ۵۰ میلیون تومانی  آزاد می شود. وی پس از آزادی، از زندانی بودن خود در سلول انفرادی به مدت 17 روز و شرایط سخت بازداشتگاه می گوید؛ شاهرخ حاتمی از وضعیت دیگر دستگیر شدگان هیچ اطلاعی در دست ندارد.
بعدازظهر ۲۳ مرداد ماه، در حالی که پس از گذشت 27 روز از بازداشت سجاد رادمهر، آیدین خواجه ای و فراز زهتاب همگان انتظار آزادی این سه تن را دارند، نیروهای امنیتی امیر مردانی دانشجوی ترم آخر رشته برق دانشگاه تبریز را دستگیر و خانه ی پدری وی را مورد تفتیش قرار می دهند.
سازمان مدافع حقوق بشر « فرانت لاین» یا «خط مقدم»، روز جمعه 8 اوت ، نسبت به بازداشت خودسرانه و بد رفتاری با حميد ولائي، سجاد رادمهر و ودود اسدي سه فعال حقوق بشر آذربایجانی، ابراز نگرانی می کند. انجمن اسلامی دانشگاه آزاد تبریز و کانون وحدت در بیانیه های جداگانه ای دستگیری دانشجویان دانشگاه تبریز را محکوم می کنند. در یکی از مهمترین اقدامات بیش از 750 تن از فعالین دانشجویی، سیاسی و اجتماعی سراسر کشور  با امضا بیانیه ای ضمن حمایت از دانشجویان هویت طلب بازداشت شده خواستار آزادی هرچه سریعتر آنها می شوند.
در پی دستگیری چهار دانشجوی دانشگاه تبریز، صبح 30 مرداد ماه مهندس منصور امینیان (کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک) و مقصود عهدی (دانشجوی رشته ی جغرافیا) دو فعال دانشجویی هویت طلب دانشگاه تبریز بازداشت می شوند. این بازداشت ها در پی مراجعه ماموران امنیتی در شب چهارشنبه 23 مرداد ماه به خانه فعالین هویت طلب یاد شده انجام می شود که به علت عدم حضور دانشجویان در منزل، از دستگیری آنان بازمانده و به تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی آنان پرداخته بودند. با دستگیری منصور امنیان و مقصود عهدی تعداد دانشجویان بازداشت شده دانشگاه تبریز به 6 تن می رسد.
و امروز ...
نهاد های امنیتی در پی حضور مادر سجاد رادمهر در دانشگاه تبریز و پیگیری وضعیت او، وی را با تلفن تهدید به افزودن فشار ها می کنند. قاضی پرونده منصور امینیان از مشکل شدن وضعیت منصور به خانواده اش خبر می دهد و از دستگیری تعداد دیگری از دانشجویان سخن می گوید. تهدیدها از سوی نهادهای امنیتی اگرچه ادامه دارند اما از سوی دیگر حمایت از دانشجویان دربند هر روز بیشتر می شود. وضعیت 6 دانشجوی دربند به خوبی پوشش خبری داده می شود و دانشجویان دانشگاه تبریز نیز با وجود تمام فشارها خود را آماده می کنند تا در صورت آزاد نشدن 6 دانشجوی زندانی تا مهرماه، اعتراضات خود را در  دانشگاه آغاز کنند.
وبلاگ آذربایجاندا قادین سسی به عنوان شاخه ای از جنبش زنان آذربایجان، اعتراض خود را نسبت به دستگیری دانشجویان هویت طلب اعلام داشته و خواستار آزادی هر چه سریع تر این دانشجویان میباشد

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 2:42 توسط قادین |

تغییربرای برابری:روز 10 شهریور حدود 50 نفر از فعالان حوزه زنان به مجلس رفتند تا در دیدارهای حضوری اعتراض خود را به تصویب لایحه حمایت از خانواده اعلام کنند.

با اعلام قرارگرفتن لایحه حمایت از خانواده در دستور کار مجلس و قوت گرفتن شایعاتی مبنی بر تصویب این لایحه در شور اول مذاکرات مجلس شورای اسلامی که در برخی رسانه ها اعلام شده بود  حدود 50 نفر از زنان سرشناس و فعال در حوزه های مدنی، سیاسی، اجتماعی ، از جمله وکلای دادگستری و روزنامه نگاران با حضور در سالن ملاقات با نمایندگان مجلس شورای اسلامی و دفاتر بسیاری از نمایندگان مجلس اعتراض خود را به تصویب چنین لایحه ای اعلام کرده و دیدگاه ها و نقدهای خود را به صورت حضوری به اطلاع نمایندگان مجلس رساندند. این دیدار ها که به صورت فردی و جمعی با نمایندگان مجلس صورت گرفت همزمان بود با خروج این لایحه از دستور کار مجلس و در همین ارتباط لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی اعلام کرد با توجه به این که جمعی از شهروندان به ویژه زنان و نیز برخی علما نسبت به مواردی در این لایحه ابراز نگرانی کرده و نقدهایی را مطرح کرده اند این لایحه با استفاده از اختیارات هیأت رئیسه مجلس به کمیسیون حقوقی و قضائی بازگردانده شده است تا مفاد آن را با رویکرد کارشناسانه مورد بررسی قرار دهند.

یکی از دیدارهای انجام شده با نمایندگان مجلس، شیرین عبادی، رخشان بنی اعتماد،سیمین بهبهانی به همراه تعدادی دیگر از فعالان زن با فرهاد تجري، نايب رئيس كميسيون حقوقي مجلس گفتگو کردند.

شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل ضمن ارائه نامه اعتراضی خود به نایب رییس کمیسیون حقوقی مجلس گفت: "این لایحه چنان با مهارت تنظیم شده است که توانسته است اعتراض طیف های گوناگون فعالان زن تا گرو ههای مذهبی و سنتی را در پی داشته باشد." او با اشاره به لزوم کار کارشناسی جامع در مورد لایحه حمایت از خانواده خواستار بازگرداندن آن به کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس و یا هیأت دولت شد و گفت: "از دید زنان مختلف اجتماع و بسیاری از مردانی که به عدالت انسانی باور دارند این لایحه دارای اشکالات عمده ای است که دو مورد از آن عمده تر است. درخواست داريم كه اين لايحه قبل از طرح در صحن علني مجلس براي شور اول، براي انجام كارشناسي هاي مجدد به كميسيون قضائي و حقوقي مجلس و يا به هيات دولت بازگردانده شود تا پس از تغييرات عمده و اساسي در مجلس مطرح شود. نمايندگان ما در مجلس جمع نشده اند كه با مردم لج كنند و بايد به خواسته هاي منطقي و برحق مردم اهميت بدهند". عبادی ادامه داد: " موسسه كيفرشناسي دانشگاه تهران، مطالعاتي در مورد افزايش شوهركشي در جامعه انجام داده است. آيا مجلس نمي خواهد از اين مطالعات در قانون گذاري استفاده كند ؟ آيا قرار نيست ريشه هاي بروز جرم در جامعه از بين برود؟ مسلم است وقتي روند طلاق براي زنان طولاني و حتي غيرممكن است، افراد براي رهايي از وضعيت موجود مرتكب خطا و جرم مي شوند. چرا در حالي كه طبق شرع، طلاق خلع احتياج به زضايت شوهر ندارد، اما در ايران اين امر مكول به اجازه شوهر شده است؟ مشكل ما نه فقط اين لايحه بلكه قوانيني است كه باعث افزايش جرم مي شوند. درخواست مان هم اين است كه نمايندگان جامع نگري داشته باشند و از تجريبت و نظرات حقوق دانان، روان شناسان و جامعه شناسان در تنظيم لوايح استفاده كنند."

سیمین بهبهانی، شاعر و نویسند نیز در دیدار با تجری گفت: هر چند به نمایندگان مجلس هشتم رای نداده ام اما دلیل حضور امروزم دراین جمع این است که با لایحه ای مواجه شده ایم که برای ما زنان تحصیلکرده که موهایمان در این مملکت سفید شده است بسیار ناخوشایند است و دیگر این که می خواستم نحوه برخورد شما با موکلانتان را بببینم تا بدانم آیا می توان به این مجلس امید داشت؟"

رخشان بنی اعتماد، کارگردان، نیز با طرح اعتراض خود به این لایحه به دبیر کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس گفت: "آنچه ما را دچار مشكلات، سوءتفاهم و بحران مي كند نگاه سياسي به مشكلات اجتماعي است. در طول اين سالها در دل مشكلات مردمي بودم كه در ناكجاآبادها زندگي مي كنند. اما تا از مشكلاتي صحبت مي كرديم كه با پيشگيري مي شد جلوي رسيدن آن به مرز بحران را گرفت، مي گفتند حرفي نزنيد. ما ادعا داريم كه نهاد خانواده، بالاترين جايگاه را در كشور دارد ولي واقعيت اين است كه خانواده هاي ايراني دارند زير فشار له مي شوند و شانه هاي نحيف پدران و مادران است كه بايد فرزندان خانواده را از بي هويتي خارج كند. اين لايحه مي تواند در اين شرايط، اين نهاد ضعيف و رنجور را به تباهي بكشاند. پس وقتي در مجلس از اين لايحه صحبت مي كنيد به عنوان يك پدر به ابن لايحه نگاه كنيد." تجری دبیر کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس در پاسخ به انتقادات مطرح شده گفت: "مواردي كه باعث اعتراض شما شده است در لايحه تقديمي قوه قضائيه وجود نداشته است چون رويكرد قوه قضائي حركت به سمتي است كه مورد انتظار شهروندان و جامعه بين المللي است. اين موارد توسط دولت به لايحه اضافه شده است هرچند در مصاحبه اي اعلام كرده اند كه قصد دولت، محدود كردن ازدواج مجدد و تعدد زوجات بوده است اما آن چه برداشت مي شود متاسفانه خلاف اين است."

وی با اشاره به این که خود و برخی دیگر از نمایندگان نیز مخالف ماده 23 در این لایحه هستند ادامه داد: "نمي توان ارزش لايحه اي را فقط به دليل چند بند زير سوال برد. به همين دليل حتي اگر كليات اين لايحه در مجلس تصويب شود، اين ماده و ديگر موادي كه معادلات حقوقي و اجتماعي جامعه را به هم مي زنند، اصلاح مي شود. كميسيون هاي فرعي رسيدگي به لايحه هم مشخص شده است و قرار است كليه مسائل اجتماعي و اقتصادي اين لايحه مورد بررسي قرار گيرد و با تلفيق نظرات كارشناسي آنها، لايحه اي بروز تنظيم شود."

تجری افزود: " نمایندگان قصد ندارند بر خلاف جهت جامعه شنا کنند و کشور در وضعیت فعلی نیازمندی های دیگری دارد و ضرورتی ندارد که قانونی مدون کنیم که با حقوق زنان بازی کند و جای سوء استفاده را باز کند. در جامعه كنوني ما اكثر علما و بزرگان ديني هم با اين مقوله مخالف هستند و كمتر كسي است كه وارد اين فاز شده باشد. خودم قبلا قاضي بودم و شاهد بسياري از موارد خودكشي، خودسوزي و همسركشي بودم و مسلما در تصويب لوايح تمام تلاش من و ديگر اعضاي كميسيون حقوقي اين است كه به سمت قانون بروز و كارآمد حركت كنيم."

اما نماینده دیگر مجلس فاطمه آلیا با برخوردی نامناسب با الهه کولایی حاضر به گفتگو با وی نشد و ضمن حمایت تلویحی خود از لایحه حمایت از خانواده با الفاظی تند کولایی را به خط گرفتن از جایی متهم کرد. این در حالی بود که فاطمه آلیا جمع پانزده نفره ای از فعالان زن از جمله مادران صلح را که درخواست ملاقات کرده بودند، به حضور نپذیرفت ولی در نهایت قرار مذاکره با آنان را به صبح امروز موکول کرد.

شهلا فروزانفر یکی از این افراد و از اعضای گروه مادران صلح در این رابطه گفت: ما به دفتر خانم آلیا مراجعه کردیم و به ما گفته شد که هماهنگی از قبل صورت نگرفته است. از ایشان خواستیم وقتی را در اختیار این گروه بگذارند و در نهایت قرار شد فردا ساعت یک ربع به هشت در دفتر ایشان حضور داشته باشیم. فاطمه آجرلو و سایر زنان افتخاری هم به هیچ وجه حاضر نشدند بدون وقت ما را بپذیرند والبته همه دردفترهایشان حضور داشتندبا این وصف ما علت حضورمان را به این نمایندگان اعلام کردیم و نامه های خود را نیز به ایشان تحویل دادیم. فروزانفر افزود دو نفر از افراد مادران صلح همچنین با نمایندگان مشهد دیدار کرده اند و نامه ی خود را به وی داده اند.

نسرین فرهومند از گروه تلاش گران سلامت اشاره کرد که با یک گروه 5 نفره به دیدار 17 نفر از نمایندگان رفته اند و با نمایندگان شمال قرار بود دیدار کنیم اما در اتاق هر نماینده ای که باز بود را زدیم و دلیل حضورمان در مجلس را با آنها در میان گذاشتیم. اعضای شرکت کننده از مادران صلح در این گروه اظهار داشتند که صبح امروز در مجلس حضور خواهند یافت و نامه و مستندات دیگری که در این رابطه موجود است را برای نمایندگان خواهیم برد و به این موضوع اشاره کردند که نمایندگان دیگری هم هستند که با این لایحه مخالف هستند و از ایشان خواسته شده در مراجعه ی آتی خود به دیدار این نمایندگان از جمله نماینده کرج و تعدادی از نمایندگان تهران اشاره کردند.

در دیداری دیگر گروهی از حقوقدانان شامل زهره ارزنی، اشرف گرامی زادگان، گیتی پورفاضل، شهین دخت مولاوردی و مریم کیان ارثی با نصیری، نماینده زنجان و حسینی نماینده خوی گفتگو کردند. زهره ارزنی وکیل دادگستری در این رابطه گفت: "با آقای حسینی نماینده خوی صحبت کردیم و ضمن ارائه نامه ی خود و اشاره به ابهامات بسیار زیاد و اشکالات فراوان این لایحه از وی خواستیم برای مسکوت ماندن لایحه تلاش کند. زهره ارزنی اضافه کرد مسکوت ماندن یک لایحه به این ترتیب است که نمایندگان با توجه به ایرادات لایحه می گویند که این لایحه جوابگو نیست و به مدت زمان مشخصی که اعلام می شود برای بررسی های بیشتر به کمیسیون مربوطه و یا مرکز پژوهش ها ارجاع می شود که اشکالات آن را بررسی کنند. با توجه به این که خارج کردن این لایحه از دستور کار مجلس برای همیشه چندان عملی نیست مسکوت گذاشتن این لایحه می تواند فرصتی باشد که در بررسی های کارشناسی اشکالات عمده ی این لایحه برطرف شود . برای مسکوت گذاشتن یک لایحه نصف بعلاوه یک نفر از نمایندگان باید با ارائه دلایل خود و با تعیین مدت مشخصی درخواست مسکوت گذاشتن لایحه را مطرح کنند. "

گیتی پورفاضل نیز دیدار خود با نصیری نماینده زنجان و عضو فراکسیون اقلیت مجلس را موثر و مثبت قلمداد کرده و گفت ما نقطه نظراتمان را برای ایشان توضیح دادیم و ایشان نیز یادداشت کردند و قرار شد در دیدار دیگری هم نقطه نظرات خود و هم ایراداتی را که به لایحه وارد می دانیم، به صورت مکتوب به ایشان ارائه کنیم . پور فاضل همچنین گفت:" بهتر است با نمایندگان اصولگرا که قرار است در موافقت با لایحه در مجلس صحبت کنند، بیشتر وارد مذاکره شویم. ما قرارگذاشتیم از فردا به دیدار های خود در قالب گروه های دو یا سه نفره با نمایندگان اصولگرای مجلس ادامه دهیم.» نماینده زنجان در این دیداربا ابراز مخالفت با لایحه به این حقوقدانان قول داد تمامی اقداماتی را که در این جهت ممکن است، انجام دهد.

اشرف گرامی زادگان به دیدار خود با نصری نماینده زنجان اشاره کرد و گفت: "به این نماینده پیشنهاد کردیم که مسکوت بگذارند و راه رابرای کار کارشناسی رو ی لایحه باز بگذارند. نمایندگان زن و زنان دولت مانند مرکز امور زنان و خانواده و سایر دولتی هاروی این لایحه هیچ کار کارشناسی انجام نداده اند اما ما به این نماینده اعلام کردیم که کارشناسان حقوقی و فعالان زن آمادگی کامل دارند به صورت داوطلبانه در این کار همراهی کنند. "

هم زمان، فخر السادات محتشمی پور، فریده ماشینی با تعدادی از اعضای هیات رییسه مجلس دیدار کردند. غفوری فرد ، ناطق و طلایی از اعضای هیأت رئیسه ی مجلس نیز در این دیدار اظهار کردند به دلیل تبعاتی که لایحه دارد تلاش می کنیم که این لایحه مورد کارشناسی های بیشتر قرار گیرد.

در همین رابطه فریده ماشینی اظهار داشت: "در مورد جزئیات لایحه با اعضای هیأت رئیسه مجلس صحبت کردیم و آقای طلایی گفتند که من در جریان اشکالات و نیز نقدهای وارد شده به لایحه هستم و تلاش خود را برای توجه دادن سایر نمایندگان به این نقد ها خواهم کرد." ماشینی همچنین به صحبت های غفوری اشاره کرد که گفته بود حضور شما زمانی می تواند موثر باشد که شما کار کارشناسی کرده باشید و ما هم گزارش کارهای کارشناسی را که روی لایحه انجام داده ایم، به ایشان ارائه کردیم. "

احمد ناطق نوری و حسن غفوری فرد با شنیدن انتقادهای آنان از لایحه حمایت از خانواده از تصمیم زنان برای دیدار با نمایندگان مجلس استقبال کردند و پیشنهاد ادامه دیدارها با دیگر نمایندگان مجلس را مطرح کردند.

موسی قربانی از اعضای هیأت رییسه مجلس و عضو کمیسیون قضایی نماینده ی دیگری بود که در دیدار با لاله صدیق، شادی صدر، نسرین افضلی، مریم مجد و دو تن از اعضای هیاتهای مذهبی زنان خبر داد كه با نظر رئيس مجلس و موافقت هيات رئيسه قرار شده لايحه مذكور به كميسيون قضائي برگردانده شده و فعلا از دستور كار جلسه علني خارج شود. وی همچنین تاکید کرد که ماده 25 (مالیات بر مهریه) قطعا از دستور کار خارج خواهد شد.

در ادامه ی این دیدارها شهلا شرکت به همراه مریم قنبری و عارفه الیاسی با نمایندگان ماهشهر، لنگرود، رشت، بندرلنگه و مرودشت دیدار کردند. آنها نامه این گروه از وکلا را که حاوی 15 پیشنهاد اصلاحی در مورد لایحه حمایت خانواده بود در دست داشتند و دلایل خود را برای مخالفت با کلیات لایحه اعلام کرده و گفتند مشکل ما تنها ماده 23 لایحه نیست و این لایحه حتا به لحاظ شکلی هم ایراد دارد.

فعالان زنان در دیدار با نمایندگان مجلس نامه های اعتراضی خود را به تعداد زیادی از نمایندگان تحویل داده و در قالب گروه های چند نفره نسبت نگرانی های جدی خود از تبعات تصویب چنین لایحه ای را با نمایندگان در میان گذاشتند. در حالی که بسیاری از نمایندگان مجلس از این دیدارها استقبال کردند تعدادی از نمایندگان طیف اصولگرای مجلس از جمله زنان، حاضر به دیدار با فعالان زن نشده و این ملاقات را موکول به هماهنگی های بیشتر کردند و به همین منظور گروه های دیگری از زنان در حال برنامه ریزی برای ملاقات با نمایندگان اصولگرای مجلس در روزهای آینده هستند. گفتنی است در این دیدار  ژیلا بنی یعقوب، خدیجه مقدم، آسیه امینی، منصوره شجاعی، مینو مرتاضی، شادی صدر، محبوبه عباسقلی زاده، خانم گوارایی، گوهر شمیرانی از جمله حاضرین در این ملاقات ها بودند.

تغییر برای برابری 

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 0:45 توسط قادین |

در حالی که با در دستور کار قرار گرفتن لایحه ی پیشنهادی دولت برای حمایت از خانواده در برنامه ی مجلس، اعتراض ها نسبت به این لایحه در شهرهای مختلف کشور افزایش یافته و عده زیادی مخالفت خود را نسبت به این لایحه ابراز کرده اند فعالین شهرستان خوی نیز در اعتراض به این لایحه اقداماتی را انجام دادند.

در همین راستا بروشور اعتراض به لایحه ی خانواده که مواد مختلف این لایحه و تبعات آن در جامعه را تشریح کرده بود، همگام با تهران و سایر شهرستان ها، در خوی نیز پخش شد. این اقدام باعث آشنایی بیشتر مردم با ماهیت این لایحه شد.

اما بانوان خوی در مهمترین اقدام خود جلسه ای را با نماینده ی خوی در مجلس برگزار کردند. زنان و دختران خویی با حضور در دفتر موید حسینی صدر، نماینده ی خوی در مجلس شورای اسلامی، پیرامون حقوق نابرابر زنان و قوانین تبعیض آمیز با وی به گفتگو پرداختند. در این جلسه که محوریت موضوع بیشتر روی لایحه ی حمایت از خانواده و مواد آن متمرکز بود، بانوان خویی با اشاره به اینکه این لایحه بیشتر به حمایت از مردان پرداخته تا به حمایت از خانواده، تصویب این لایحه را باعث افزایش قوانین تبعیض آمیز علیه زنان دانستند. آنها با اشاره به موادی از این لایحه نظیر مواد 23، 25، 44 و ... تصویب این مواد را باعث تضییع هرچه بیشتر حقوق خود و سایر زنان ایرانی دانستند. بانوان خویی با اشاره به قوانین نابرابری چون قوانین شهادت، دیه، ارث و ... خواستار رفع و اصلاح این قوانین تبعیض آمیز به جای تصویب لوایحی چون لایحه ی حمایت از خانواده شدند.

در ادامه موید حسینی صدر، با تبعیض آمیز خواندن ماهیت قوانینی چون ارث، مخالفت خود با این گونه قوانین را اعلام کرد. صدر با اشاره به اینکه اطلاع چندانی از مفاد لایحه ی حمایت از خانواده ندارد و باید بیشتر آن را مطالعه کند، با استناد به سخنان حاضرین مخالفت خود با این لایحه را ابراز کرد.

در ادامه زنان و دختران خویی با ارائه ی بروشور به حسینی صدر خواستار حضور صدر به عنوان مخالف این لایحه در پشت تریبون مجلس شدند. ایشان نیز با قبول این پیشنهاد این کار را منوط به همکاری جمع حاضر دانست. زنان خویی نیز با اعلام آمادگی برای انجام اقداماتی چون ارائه ی مواد لایحه و تبعات حقوقی و اجتماعی آن به صورت مکتوب و نیز نظر سنجی از مردم خوی در مورد مواد این لایحه، همکاری خود با موید حسینی صدر را ابراز داشتند.

در همین راستا در روزهای گذشته نظرسنجی پیرامون این لایحه در سطح شهر خوی انجام شد. آمار این نظر سنجی که در میان اقشار مختلف مردم انجام شد، در روزهای آینده اعلام خواهد شد

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 0:22 توسط قادین |

هنگامی که در جامعه ای بسته بسر می بریم، نباید انتظار داشت که اختناق حاکم اجازه دهد تا مردم از روند تصمیم گیری به اصطلاح نماینده شان برای سرنوشت شان آگاه شوند. چرا که در چنین فضایی رسانه های عمومی نیز جز عروسک خیمه شب بازی حاکمان نقش دیگری بازی نمی کنند. در این میان جنبش زنان که می کوشد بیش از پیش ریشه های مردمی خود را قوی تر کند با مطرح کردن لایحه ها و قانون هایی که سرنوشت میلیون ها نفر را رقم می زنند،در میان مردم ،سعی در به عکس العمل وا داشتن آنان داشته است.
در همین راستا جمعی از فعالین حقوق زنان در شهرستان خوی با پخش بیانیۀ لایحۀ حمایت از خانواده در سطح شهر و برخی گردشگاه های اطراف شهر، مردم را از جریان قانونی نمودن چند همسری در مجلس آگاه کرده و خواستار آن شدند تا مردم نظرات مخالف و موافق خود را به گوش نماینده شان برسانند.

هم گام با نمایندۀ شهرستان خوی: رأی منفی خواهیم داد.
جمعی از فعالین ودغدغه مندان حقوق زنان در شهرستان خوی، در پی ملاقات با نمایندۀ این شهر در مجلس شورای اسلامی، ضمن تقدیم بیانیۀ "لایحۀ حمایت از خانواده " به آقای مؤید حسینی صدر، خواستار خارج شدن این لایحه از دستور کار مجلس شدند. این افراد در استدلالات خود، اشاره داشتند که چنین قانونی صراحتا چند همسری را به رفع نیازهای مردان و تولید مثل تقلیل داده و با توجه به اینکه اکنون 9/87 درصد زنان ایرانی از همسر آزاری روانی و 9/47 درصد از همسر آزاری جسمی رنج می برند، روند خشونت علیه زنان نیز افزایش خواهد یافت و بی شک فرزندان چنین خانواده ای بسیار آسیب پذیر خواهند بود.
نماینده این شهرستان، در مقام پاسخ اذعان داشت که با این لایحه، در صورت عدم اصلاح مخالفت خواهد کرد و خواستار پیشنهادات اصلاحی از جانب فعالین حقوق مدنی و شهروندی برای این لایحه شد. وی افزود، افزایش محدودیت، میزان فساد را افزایش خواهد داد ولی در این میان نباید راه حل های غیر منطقی ارائه داد. ایشان هم چنین در پاسخ به سؤال اینکه آیا دادن حقوق برابر به زنان حلال بسیاری از مشکلات نخواهد شد؟ بر این مهم صحه گذاشته و افزودند " زندگی تحمیلی برای زنان را قبول ندارم." نماینده این شهرستان، با ذکر این مطلب که به " هر آنچه نفع عمومی جامعه و خواست مردم اقتضا کند " عمل خواهد کرد؛ به درخواست فعالین جهت کار کارشناسی بیشتر و نظر سنجی از مردم پیرامون این لایحه، پاسخ مثبت داد.

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 0:20 توسط قادین |